eitaa logo
پاتوق کتاب آسمان
564 دنبال‌کننده
2هزار عکس
152 ویدیو
25 فایل
🔹معرفی‌و‌عرضه‌آثار‌برجسته‌ترین‌نویسندگان‌و‌متفکرین‌ایران‌و‌جهان 🔸تازه‌های‌نشر 🔹ارسال‌به‌سراسرایران آلبوم کتاب‌ها: @skybook_album ادمین: @aseman_book آدرس:خ‌مسجد‌سید خ‌ظهیرالاسلام‌کوچه‌ش۳ بن‌بست‌اول سمت‌راست "سرای‌هنر‌و‌اندیشه" تلفن:09901183565
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌📗 رقص جولان بر سر میدان ◇‌ خاطرات شهید حاج قاسم سلیمانی از شهیدان ◇ @skybook
پاتوق کتاب آسمان
‌ ‌📗 رقص جولان بر سر میدان ◇‌ خاطرات شهید حاج قاسم سلیمانی از شهیدان ◇ #نشر_خط_مقدم #ادبیات_پایدار
‌ چند روز پیش به فرودگاه می‌رفتم بعد از ده پانزده سال، یکی از دوستان دوره‌ی جنگ را دیدم که در روزهای اول جنگ، به دلیل اینکه اهل منطقه‌ی خوزستان بود، مسئول سپاه آبادان بود. به هم رسیدیم من می‌خواستم برای مراسم احمد بروم نجف آباد. او هم می‌خواست برای کاری به بندر عباس برود. بحث احمد پیش آمد. گفت: «وقتی احمد به آبادان آمد من در هتل آبادان که مرکز تجمع نیروها بود، نشسته بودم گفتند یک کسی اهل اصفهان دم در با شما کار دارد. رفتم و دیدم جوانی ست. گفت احمد کاظمی هستم و تعدادی نیرو آورده‌ام و به اینجا آمده‌ام. یک کاری به ما بدهید که انجام بدهیم. من خوشحال شدم گفتم خیلی خوب شد که شما آمدید، ما اتفاقاً چند جای خالی داریم شما بروید و آنها را پر کنید. یک منطقه‌ای داشتیم که بچه‌های ما در آنجا جمع آوری اطلاعات می‌کردند. به ذهنم رسید که این جبهه را به این مجموعه بدهم بعد از ظهر شد، با هم رفتیم، من این منطقه را به ایشان دادم رفت و مستقر شدند. ‌ادامه🔻
پاتوق کتاب آسمان
‌ چند روز پیش به فرودگاه می‌رفتم بعد از ده پانزده سال، یکی از دوستان دوره‌ی جنگ را دیدم که در روزهای
‌ساعت ۱۱ شب بود که دیدم احمد آمد پیش من. گفتند فلانی آمده دم در. رفتم و پرسیدم چه شده؟ گفت این به درد ما نمی‌خورد، یک جبهه‌ای را به ما بده که ما بتوانیم در آنجا با دشمن بجنگیم. این یک جبهه‌ی مرده است به درد ما نمی‌خورد این جبهه. نزدیک‌ترین خط به دشمن در آبادان، خط فیاضیه بود که بسیار حساس بود چون به دو پل عبوری از روی کارون از سمت خرمشهر وصل می‌شد و در واقع نزدیک‌ترین جبهه به عقبه‌ی این دو پل بود که دشمن از آن عبور کرده و به شمال آبادان آمده بود‌. نزدیکترین خط هم بود؛ یعنی عرض این جبهه و فاصله‌ی این جبهه با دشمن در بعضی جاها پنجاه متر و در بعضی جاها هم حداکثر صد تا صد و پنجاه متر بود. دیدم حالا که اصرار دارد، او را به این جبهه می‌برم که پرآتش ترین جبهه هم بود. بردمش به جبهه‌ی فیاضیه و گفتم بیا این جا. گفت بله، همان جایی‌ست که من می‌خواستم.» ‌ ◇‌ خاطرات شهید حاج قاسم سلیمانی از شهیدان ◇ 📗 رقص جولان بر سر میدان @skybook
...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد... ● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت
متن خوانی و گفتگو
  گزیده‌هایی از کتاب
"قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی
جلسه پنجم ● چهارشنبه هفدهم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۳۰ @skybook @soha_sima
قاسم 8 دیجیتال.pdf
حجم: 259K
‌‌متن گزیده سوم ◇ کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی ◇ فصل‌ هشتم @skybook
05 قاسم_2.mp3
زمان: حجم: 45.7M
‌ 🎙...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد... ◇ متن خوانی و گفتگو گزیده‌هایی از کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی ◇ ● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت 🔹 مجلس پنجم ● چهارشنبه هفدهم دی ماه ۱۴۰۴ @skybook @soha_sima
...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد... ● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت
متن خوانی و گفتگو
  گزیده‌هایی از کتاب
"قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی
جلسه ششم ● پنج‌شنبه هجدهم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۰۰ @skybook @soha_sima
قاسم 8-9 دیجیتال.pdf
حجم: 377.5K
‌‌متن گزیده چهارم ◇ کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی ◇ فصل‌ هشتم و نهم @skybook
هدایت شده از KHAMENEI.IR
❤️ فرارسیدن سالروز بعثت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلوات‌الله‌علیه‌‌وآله مبارک باد... 🔹 ای جامه بر سر کشیده؛ برخیز!... ...روز با روح شیری خویش، در کار دمیدن در کالبد رخوت‌زده‌ی شهر بود. تاریکی نرم‌نرم واپس می‌نشست و روشنایی پیش می‌خزید. سیاهی رنگ می‌باخت و هر دَم نازکتر می‌گشت، و سپیدی بر آن چیرگی می‌یافت... به حیاط اندر، خنکای سپیده دم واپسین روزهای پاییز که از جانب صحرا در زیر پوست شهر می‌دوید، لرزه بر تن گنجشکان می‌افکند. در زیر آن روی‌اندازهای کلفت اما، گرمایی دلچسب تن پیامبر را در بر گرفته بود. پیامبر، غوطه‌ور در میانه‌ی خواب و بیداری، ناگاه چندی، صدایی چونان کشیده شدن آهن بر آهن شنید. 🔹 ای جامه بر سر کشیده، برخیز! صدا، بیگانه و هم آشنا می‌نمود. نرم و هموار. چونان زمزمه‌ی ملایم نسیم که در میان برگهای نخلی پیچد، یا آواز خیال‌انگیز جویباری که از میانه‌ی قلوه‌سنگ‌هایی کوچک، در دشتی ساکت راه گشاید و پیش رود. لیک در بُن آن، صلابتی پدرانه بود: آمیزه‌ی مهر و نرمی و قدرت. نه از جنس صدای آدمیان. زلال و شفاف، چونان بلوری روشن و بی‌حباب. بُرنده و با نفوذ، بر مثال شمشیر آب داده‌ی شامی. 🔹 ای جامه بر سر کشیده، برخیز! آه... چگونه از یاد برده بود...! این، همان صدای فرشته‌ی دوشین بود که در غار حرا و از پس آن، در افقهایِ آسمان صحرا بر او آشکار گشته بود. این، صدای جبریل بود! 📗 بخش‌هایی از کتاب آنک آن یتیم نظر کرده را در شب پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-page?id=9346
06 قاسم_2.mp3
زمان: حجم: 33M
‌ 🎙...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد... ◇ متن خوانی و گفتگو گزیده‌هایی از کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی ◇ ● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت 🔹 مجلس ششم ● پنج‌شنبه هجدهم دی ماه ۱۴۰۴ @skybook @soha_sima
07 قاسم.mp3
زمان: حجم: 45.6M
‌ 🎙...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد... ◇ متن خوانی و گفتگو گزیده‌هایی از کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی ◇ ● تروریسم و مدافعان حرم 🔹 مجلس هفتم ● شنبه بیستم دی ماه ۱۴۰۴ @skybook @soha_sima
‌‌ 📗 حوالی احمد ...چند روایت از شهید احمد کاظمی... 📨 سفارش و ارسال @skybook