پاتوق کتاب آسمان
قرآن ناطق... این روایتی که رهبر انقلاب نقل میکنند راهی را نشان میدهد تا انسان بی پناه امروز بت
در این روایت امیرالمومنین اشاره میکنند که هیچ چیزی جز قرآن نزد ما نیست و ما نیز جز آنچه خدا به بندهاش عطا میکند بر زبان نمیاوریم.
چه نسبتی است میان زبان علی(ع) و کلام الله...
آنگاه که علی سخن میگوید، گویا قرآن زبان گشوده است و آنگاه که آیهای نازل میشود، همه در شان علی است...
انسان از آغاز حیات به همه چیز چنگ زده است تا بتواند بایستد و پیش برود. ولی کمتر تکیهگاهی را یافته که بتواند زبان باز کند تا عالمی را بسازد که تکیهاش در آن با قدرت موجودات نباشد. و پیشرفت را در بست قدرت خویش در عالم نبیند... و چون این تکیهگاه نتوانسته او را سرپا نگهدارد لاجرم خود را سرگردان و رها شده مییابد و از تنهایی و غربت خود در این جهان غفلت میکند. و زبانی نیز برای بیان این غربت و فقر نمییابد.
حال این بشر با این نحوه از بودن آیا میتواند زبان قرآن را تکیهگاهی ببیند که او را روی زمین استوار نگه میدارد. به تعبیری قرآن زمانی برای ما قرآن است که ماورای معانی و مفهومها، قلمروی باشد که با اشاراتش ما را با حقیقت آشنا کند. و بر جان ما عرضه شود. و اینگونه معنای تمسک به قرآن روشن میشود و راز قدرت امیرالمومنین در کندن درب قلعه خیبر را نیز در همین میتوان دید. یا تعلقی که رهبر انقلاب به قرآن دارند که آنچنان در برابر استکبار ایستادهاند که به نظر هیچ قدرت نظامی نمیتواند تضمین آن فتحی باشد که قرآن متذکر آن است.
○◇ وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ ◇○
"نهج البلاغه"
#زبان_علی
@skybook
دیگر باور کردیم راه نجاتی نیست و سرنوشت محتوممان بردگی و قربانی شدن است.
آن مرد که بود؟ آیا در پیامش فریبمان را پنهان داشت؟ یا در این نظامی که اکنون در سیاه چالهایش میپوسیم و همه برادران و مزرعهها و هستی و سرنوشت ما غارت و قتل عام شده، من و او (آن پیامبر) هر دو قربانی شدهایم؟
نمیدانم دیگر راهی فرارویم نبود. به کجا باید میرفتم؟ به موبدان خود؟ چگونه میتوانستم؟ بـه معبدهایی بازگردم که همواره همدست و هم داستان قدرتها و فریبها بودند؟
به مساجد؟ چه تفاوتی بود میان این مساجد و آن معابد؟
ناگهان دیدم، برادر! که شمشیرهایی که به سینهشان آیات جهاد حک شده بود و معابدی که سرشار از سرود و نیایش الله بود و مأذنههایی که اذان توحید میگفت و چهرههای مقدسی که به نام خلافت و به نام امامت و ادامۀ سنت آن پیام آور دستاندر کار بودند و ما را به بردگی و قتل عام گرفته بودند، پیش از مــن کسی دیگر را قربانی مظلوم این شمشیرها و محرابها کردند: علی!
برادر علی خویشاوند آن مرد پیام آور بود و در محراب عبادت الله کشته شد. و قرآن پیش از آنکه وسیلهای شود برای بازچاپیدن من، باز نابودی من، باز بیگاری و بردگی من، بر سر نیزه شد و علی را شکست.
● آری اینچنین بود برادر!
● #علی_شریعتی
@skybook
عجبا این بود که بعد از پنج هزار سال مردی را یافتم که از خدا سخن میگفت، اما نه برای خواجگان، برای بردگان نیاش میکرد. نه همچون بودا که به نیروانا برسد، یا نه همچون راهبان که مردم را بفریبد یا نه همچون پارسایان که خود را به خدا برساند. نیایشی در آستان الله در آرزوی رستگاری ناس!
مردی یافتم مرد جهاد، مرد عدالت، عدالتی که اولین قربانی عدالت خشن و خشکش، برادرش بود. مردی که همسرش که _هم همسر او بود و هم دختر آن پیام آور بزرگ_ همچون خواهر من کار میکرد و رنج میبرد و محرومیت و گرسنگی را چون ما با پوست و جانش میچشید و میچشید. برادر! مردی یافتم که دختر و پسرش وارث پرچم سرخی بودند که در طول تاریخ، در دستان ما بود و پیشوایان ما. این است که بعد از پنج هزار سال، از ترس آن معبدهایی کـه تـو میشناسی و من، از ترس آن بناهای عظیمی که تو قربانیش شدی و من، و از ترس آن قدرتهای هولناکی که تو میدانی و من، به کنار این خانه گلین متروک و خاموش پناه آوردهام. یاران پیام آور از پیرامون خانه کنار رفتهاند و تنهاست. همسرش تن به مرگ داده است و خود در نخلستانهای بنی نجار تمامی رنج ها و دردهای من و تو را با خدایش میگوید. و من از ترس آن معابد هولناک و قصرهای هراس آور و آن گنجینهها که همه با خون و رنج ما فراهم شد، به این خانه پناه می آورم و سر بر در این خانه متروک می گذارم و غم قرنها را زار میگریم.
● آری اینچنین بود برادر!
● #علی_شریعتی
@skybook
او برای اولین بار زیبایی سخن را نه برای توجیه محرومیت ما و برخورداری قدرتها، بلکه برای نجات و آگاهی ماست که به کار گرفت. او بهتر از دموستنس سخن میگوید، اما نه برای احقاق حق خویش او بهتر از بوسوئه خطیب سخن میگوید، اما نه در دربار لوئی؛ بلکه پیشاپیش ستم دیدگان، بر سر قدرتمندان است که فریاد میکشد. او شمشیرش را نه برای دفاع از خود و خانواده و نژاد و ملت خود و نه برای دفاع از قدرتهای بزرگ بلکه بهتر از اسپارتاکوس و صمیمی تر از او برای نجات ما در همه صحنه هاست که از نیام بیرون پرانده است. او بهتر از سقراط میاندیشد، اما نه برای اثبات فضایل اخلاقی اشرافیتی که بردگان از آن محروم اند، بلکه برای اثبات ارزشهای انسانیای که در ما بیشتر است. زیرا او وارث قارونها و فرعونها و موبدان نیست. او خود نه محراب دارد و نه مسجد. او قربانی محراب است.
● آری اینچنین بود برادر!
● #علی_شریعتی
@skybook
بچهها
نگاهشان مانده سوی سقف مدرسه؛
پس از یکی دو سال انتظار بیامان
هنوز غافلند از نوشتههای روی تختهی سیاه
عهدشان هنوز یادشان نرفته است
فکرشان هنوز پر نمیزند، هرچه پلک میزنند
باز هم، هرچه روی تختهی سیاه هست را
پاک میکنند
با چهشور و شوق و خنده داد میزنند:
اجازه ما
آن یکی: نه تو رو خدا! اجازه! ما
زان میان، یکی کفشهای خویش را در میآورد
میرود روی صندلی
تمام تخته را پاک میکند! تمام تخته را
با چهشور و لذتی!
تا که میرسد بهعهد پاک خویش
دستهای کوچک و نحیف
با چهدقتی، باظرافتی تمام
پاک میکنند گردهای سرخ و آبی و سفید را
از کنار و لابلای حرفهای آنچه
باقی است و هرچه غیر اوست رفتنی است!
(بنامِ [نامیِ] خدای مهربان)
بچهها چشمهایشان ناگهان
مانده سوی سقف مدرسه!
دستهای خویش را گذاشتند پای عهدشان
پای تختهی سیاه مدرسه
#دختران_دبستان_شجره_طیبه
#میناب
🖊 جیم
@soha_sima
پاتوق کتاب آسمان
...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد... ● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی ◇ متن خوان
دشداشه پوشیدم و با نیروهای سپاه بدر رفتم نجف. شهر به هم ریخته بود و سروسامانی نداشت. زمزمههایی میشنیدم که آمریکاییها میخواهند بیایند طرف صحن. اگر میآمدند، معلوم نبود چه بر سر مرقد امیرالمؤمنین(ع) میآوردند. برای همین مردم نگران بودند. مجاهدان عراقی ساکن ایران برگشته بودند از حرم دفاع کنند، مردم عادی هم بودند؛ اما کسی نبود فرماندهیشان کند. رفتم نزدیک حرم امام علی(ع)، مقر مدافعان. سید حمید حسینی رئیس اتحادیه رادیو تلویزیونهای اسلامی عراق مرا دید و شناخت. پرسید حاجی چطور خودت را به اینجا رساندی؟ آمدی اینجا چه کار؟ جواب دادم آمدهام آمریکاییها را از نجف بیندازم بیرون. خوشحال شد؛ اما نمیدانست این حرف بزرگترین خواسته قلبی من است.
دلم میخواست با متحد کردن عراقیها کاری کنم آمریکاییها را از کشورشان بیرون کنند. راهی طولانی در پیش داشتم...
◇ بریدههایی از کتاب "قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی ◇
#به_دنیا_آمد_کار_کرد_و_شهید_شد...
#حاج_قاسم_سلیمانی
@skybook
بسم ربّ شهداء و الصالحین.pdf
حجم:
147.6K
🔺 #بخوانید
با به شهادترساندنِ رهبر معظم انقلاب، قدرت اسلحهها و رسانهها تا اینجاها به پایان رسیده که وجود فیزیکی آن مرد الهی را نشانه گرفتند و از این به بعد این غلبۀ حضور نرم فرهنگ آخرالزمانیِ تشیّع است که با توانایی خود، حضور خشونت اسلحهها و غلبۀ حضور نرم رسانهای فرهنگ غربی را به حاشیه میبرد. زیرا اگر میتوانستند رهبر معظم انقلاب را با فضای نرم رسانهای شهید کنند، کار را به شهادت جسمانیِ ایشان نمیکشیدند. پس به حضور نرم و صراط نهایی و وسیع و به تعبیر اهل نظر به «حکومت در حکومت شیعه» بیش از پیش در جهانی که در حال پیشآمدن است، فکر کنید. چنین حضوری است که با شهادت مقام معظم رهبری جای خود را در جهان مییابد، آن هم به دست همۀ مردمان آزادیخواه جهان که از سیطرۀ استکبار و صهیونیسم متنفر هستند و تجاوز آنان را تا نابودی جبهۀ استکبار بیجواب نمیگذارند.
▪️بخشی از یادداشت #استاد_اصغر_طاهرزاده ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
🚩🚩🚩
@skybook
◇ ای مرد! من باید دوباره با تو مسلمان شوم ◇
حکایتِ «کز سنگ ناله خیزد وقتِ وداع یاران» حکایتِ عجیبی است! نمیدانم با بودناش بیشتر «هست»؟ و یا با رفتن و شهادتاش؟!! راستی را! آنگاه که از قفس پر میکشد و به سوی عرش سیر میکند، به کدام منزل اشاره دارد که این اندازه جهان را در مقابل ما میگشاید؟! به گشودگیِ همۀ عرش. چگونه باور کنیم که ما در فردایی بس بلند با این مردِ بال گشوده میتوانیم زندگی را به وسعت همۀ هستی تجربه کنیم؟!! خواستم با بالگشودنِ او، بال گشایم به سرزمینهای بیکرانه، ولی دیدم نه! هنوز بالها کوتاه و همّتها کوتاهتر است. میماند که او ما را امیدوار کرد به بودنی که «بودنِ» دیگری است از آن جهت عرض شد:
ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایتهای بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمیدانند بعد از تو چه کنند؟!!! پس از خبر شهادتت، سرگشته و پریشان بدون اختیار میدانهای شهر را به طرز فوقالعادهای پُر کردند. اشکها ریختند تا تو را، آری! تا تو را به وسعت همۀ نهایتی که در پیش دارند احساس کنند. مگر میشود؟!!!
ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن بخوانم، دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرتانگیز است.
● #اصغر_طاهرزاده ۱۱ اسفند ماه ۱۴۰۴
@soha_sima
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
🚩🚩🚩
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
◇ دسته عزاداری ایام شهادت فرزند فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) ولی امر مسلمین جهان شهید سید علی الحسینی الخامنهای ◇
● امشب چهارشنبه ۱۳ اسفند (چهاردهم رمضان ۱۴۴۷)
● حرکت از ساعت ۲۰
● شروع حرکت از #سرای_هنر_و_اندیشه
@soha_sima
45.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام حسن مجتبی(ع)، احیاءکننده نهضت اسلام
🔹روایتی از رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه درباره دوران مبارزات امام حسن علیهالسلام
◇ نیمه رمضان، ولادت امام حسن مجتبی(ع) ◇
@skybook