صُفِّه
#نان_وپرچم
روایتی از شیرین کاری های نسل اول انقلاب برای نسل های بعد، به قلم قشنگ یکی از هم مبنایی ها؛ سمیه شاکریان💚
بیایید
در جمع ما قرار بگیرید
در جمع کسانی که با یکی از قدرتمندترین مهارت های زندگی
یعنی نوشتن،
دوست صمیمی شده اند.
در جمع کسانی که حالا بلدند، کلمات یتیم و بی سرپرست توی ذهنشان را بگذارند توی یک جمله ی امن.
و با خیالشان اجتماعی از حرف های نگفته بسازند.
بلدند دست ایده ها و افکارشان را بگیرند و از میان چند راهی ها را رد کنند و بنشانند روی یک صندلی درست و حسابی.
تا در این نمایش خانه ی عجیب و غریب، پنجره ی بهتری برای دیدن دنیا داشته باشند.
مدرسه ی مبنا یک محیط امن است برای کسانی که حرف های زیادی برای گفتن دارند، فقط نمیدانند چطور بیان کنند.
و جایی برای گوش هایی که مشتاق شنیدن قصه ها و تجربه های دیگرانند.
@banoo_nevesht
من مدتیه عضو یک خانواده ی دوست داشتنی و امن شدم.
این خانواده یک مدیر و یک استاد درجه یک داره!
و چندین استادیار که قدم به قدم با ما پیش اومدن تا زمانی که قلم تو دستهامون جون گرفت.
بعد از ماه ها آموزش ،حالا ده ها نفریم که کنار هم مینویسیم، میخونیم و حسابی حواسمون به هم هست.
پشت هم محکم ایستادیم.
و برخیمون به قشنگی ستاره ها میدرخشند و ما از صعود شون و از موفقیتشون کیفور میشیم.
خانواده ی ما یه مکان امن برای رشد کردن ساخته،
اگه تو هم دوست داری بهمون بپیوندی،
پس عجله کن!
لینک ثبت نام
http://B2n.ir/q81009
#خانواده_مبنا 💚💚
حس میکنم قلمم آلوده شده.
وقت هایی که پوشه ی روزانه نویسی هام را روی دسکتاپ باز میکنم و نوک سبابه را روی حسگر بالا و پایین میکشم و برخی هایشان را زیر رو میکنم. حرف هام را میبینم که لای برخی از کلمات خوش ظاهر و پیچیده، گم شده است.
این روزها که در ستایش روان نویسی میخوانم ، به این فکر میکنم که چقدر زیاد بوده وقت هایی که به خاطر ساده بودن کلمات و تعابیری که به ذهنم می آمدند، قید نوشتن در آن لحظه را زده ام! و بعد قلم باهام مدتی قهر کرده است!
همیشه سادگی با خودش، بی شیله پیله ای به همراه دارد. هر وقت راحت تر میگیری، راحت تر هم اجرا میشود. روان نویسی آدم را از قید و بندها رها میکند و نویسنده را عمل گرا تر میکند.
این ها همه اش درست اما!
اما گوش های همه ی ما بنده و مسحور شیرین سخنی اند.
مثلا وقتی مامان بزرگ، سر سفره با یک نگاه به سر و روی بی ریخت غذایی که با سمبل کاری جلویش گذاشتیم ، می خندد و میگوید: « چشم داره نخودچی ، ابرو نداره هیچی... ولی مادر، عوضش طعمش قنده »
خیلی بیشتر خوشمان میآید تا وقتی مامان مان بگوید: « مزه اش خوبه ...ولی کاش یه دستی ام به روش میکشیدی»
سادگی همیشه خوب نیست.
پیش از این در مورد کلمه ها گفته ام که جادویند!
اما تا راه نوشتن را با وسواس قلمبه سلمبه نویسی ببندی، کلمه ها نمی آیند که روی جادویی شان را بهمان نشان دهند!
شناگر نابلد دریای واژه ها نباید بود!
#روان_نویسی
@banoo_nevesht