خیلی از دوستانم و عزیزانم و از کسانی که کرور کرور حضورشان در زندگیم خیر و برکت بوده و ازشان یاد گرفتم و وزنه مهمی در زندگی ام هستند،
توی این لحظه ها عصبانی اند و تیغ خشمشان را گرفتند سمت مسئولین نظامی کشور. تصور میکنند انفعال انها موجب این افسار گسیختگی اسرائیل شده.
من سواد لازم در این زمینه را ندارم.
ولی اهل گوش دادن تحلیل های جورواجور هستم .
آنچه برداشت بنده حقیراست، این است که اوضاع کاملا برعکس است.
به اعتراف خود اسرائیل ایران در ۶ جبهه ی مختلف دارد غیر مستقیم و البته بسیار شدید با اسرائیل میجنگد. اتفاقا این افسار گسیختگی ها به خاطر این است که امانش بریده شده است.
بقول خودشان دارند برای حیاتشان میجنگند.
کارد به استخوانشان رسیده این کارها دست و پا زدن است، نه این که فکر کنند دارند موفق میشوند! و این ها نشانه های توفیقشان باشد!
میدانند دم مرگند، وحشیانه به هر چیزی چنگ میزنند خودشان را ایستاده ودر قله نشان دهند.
با ترور هنیه برای ما دام پهن میکنند تا با حرکات احساسی وارد نقشه هاشان شویم. توی زمین بازی آنها بجنگیم و بازی را به نفعشان بدهیم.
با احترام من این منطق را بیشتر قبول دارم. بله مسئولین نظامی ممکن الخطا هستند، ولی هسته ی مرکزی تصمیم گیرنده ی نظامی اصلا و ابدا نالایق و منفعل نیستند!
واقعا و حقیقتا باید بپذیریم در این زمینه ها کم اطلاعیم!
با این فکرها و حرف ها به این بدنه ضربه نزنیم.
@banoo_nevesht
27.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این حرفها هم خیلی شنیدنی و مهمه!
اگر فکر میکنیم اوضاع خوب پیش نمیره
از یه جاهای دیگه ای کار میلنگه.
اقتدار نه فقط در خون نیروهای نظامی، بلکه باید در رگ های دولت مردان هم بجوشه.
عصبانی بودم و خسته و گیج.
با خودم عهد بستم هیچ کاری به کار کسانی که مدت هاست مغزشان را به رسانه ها کرایه دادند و عملا بلندگوی بی اراده و بی تحلیل آنانند، نداشته باشم. اگر میخواستند بیدار شوند تا حالا شده بودند.
از پناه کتاب ها و نوشته هام بیرون آمدم. توی این اوضاع حتی اینها هم آرامش قبلی را بهم نمیدهند.
گوشیم را باز کردم و توی شبکه های مختلف چرخیدم و سیر کردم نوشته های ذهن های نزدیک به خودم را، بلکه از خودم که هنوز در تله ی احساساتم گیرم دور شوم و به استدلالات منطقی باقی پناهنده شوم.
خدایا چه میبینم؟
انگار نور تابیده به عمیق ترین و پست ترین غارهای دنیا!
این قدرت خون است؟ یا ظلم اینقدر برهنه شده که دیگر دستش رو شده و ضمیرش پیش چشم همه لو رفته؟
همین چند وقت پیش، یکبار که عزیزترینم مثل همیشه پشت تکیه داده بود به آن صندلی منبرگونه، پاهاش را استوار، ستون کرده بود روی همان زیلو های آبی یزدی و صورت زیر عمامه اش، توی آن پس زمینه ی آبی امید بخش، میدرخشید. رو به مردم، رو به دوربین میگفت: یکی از برکات طوفان الاقصی، بیدار شدن مردم سراسر دنیاست.
با خودم فکر کردم بی خبرترین و خنثی ترین مردم های دنیا، بله، بیدار میشوند. ولی لجبازترین هایشان نه! این هایی که من میبینم را نه!
گفتم نه! ولی مثل همیشه "نه" هنوز منعقد نشده، توی دهنم خشک شد.
سیدِ کشور ما همیشه با حرفهاش، با تحلیلهاش غافلگیرم کرده و مناسبات ذهنی ام را بهم زده.
حالا چه میبینم؟
لجبازترین دوستهام، کینه ورز ترین اساتید و آشنایانم، خونشان از این همه بی رحمی به جوش آمده.
آنهایی که سید کشور خودمان را قبول ندارند و ناسزا میگویند، به کلام، طعن و لعن میگویند به قاتلانِ سید عرب آن کشور شیعه!
همان هایی که تا همین چند وقت پیش کینه از دهانشان شره میکرد: نه غزه نه لبنان.
امروز عقب نشینی و بی تفاوتی را ننگ میدانند!
راست میگفت. مثل همیشه حق از زبانش جاری شد.
شاید قطره های خون دیگران را بیدار نکند، ولی بالاخره سیل خون، چشم ها را پر میکند و دل ها را هشیار.
خاصیت کربلا هم همین بود. خون خدا گوشه ای از تاریخ را رنگین کرد تا قرن ها بعد از خودش، دلها را بتکاند و چشم ها را بینا کند.
انگار خاک دنیا را اینجور خیش زدند.
انگار از ازل بهای آگاهی خون بوده است.
چه تلخ
و چه شیرین.
خدایا خون من را هم در این رود باصلابت بریز.
@banoo_nevesht
وقتی "عزیزمان" گفت:
بر همه فرض است با هر امکانی که دارند به لبنان یاری برسانند.
دلم لرزید!
با همه امکاناتم؟!
مگر من چه امکاناتی دارم؟
یک مادر خانه دارم، با محدودیت های درشت و فرصت های لاغر و امکانات پیش پا افتاده.
توی سالهای زندگیم خیلی زور زده ام، تا میتوانم، یاد بگیرم. مهارت بیاموزم، دانش انبار کنم. بخوانم، بنویسم.
ولی اشتغالات مادرانه ی این چند سال اخیرم ، من را از خیلی از تجربه اندوزی های میدانی و مهارت های عملی محروم کرده است.
با خودم فکر میکنم انگار دستم تهی است. هر چقدر که خودم را زیر رو کنم شاید قدر چند تا انگشت از یک دست، بتوانم امکانات فعلی را لیست کنم.
ولی همین هم غنیمت است.
مثل همیشه قلم توی دستم نشست و تپید و شروع کرد به یادداشت کردن.
*من میتوانم؛
_ بنویسم. قلم با دستهام دوست و با ذهنم همنشین است. من و قلمم باهم همدلیم و حاصل همکاری ما یک امکان خالصانه برای حمایت از لبنان و فلسطین خواهد بود.
_ پژوهش کنم. سالها مشق پژوهشگری و مطالعه کردم. حتما توی این روزهای قحطیِ مطالعه و فقر اطلاعات مبنایی، من میتوانم یکی از نیروهای تامین کننده ی اطلاعات پیش زمینه ای، برای ساخت محصولات رسانه ای باشم.
_تبلیغ کنم. تسهیل گر باشم. شاید بتوانم قُوه ی خفته ی خلاقیتِ خیلی از زنان مثل خودم را فعال کنم تا آنها هم امکانشان را پیدا کنند. و با حداقل و حداکثرشان وارد میدان شوند .
پیام بدهم، تلفن بزنم، لازم باشد قرار حضوری بگذارم برای همراه کردن دیگران، با این مسیر.
_کمک مالی کنم. یک مقدار پس انداز غیر نقدی دارم که سالهای سال با مرارت بسیار جمعشان کرده ام، تا روزی برای تهیه ی سقفی بالای سرم، از آن استفاده کنم. توی این اوضاع اقتصادی این پس اندازها برای من خانه نمیشود،
شاید بشود خرج بازگشت امنیت به خانه های پاره های تنمان در لبنان و فلسطین باشند.
_غذا بپزم. دستپخت قابل تحملی دارم. میتوانم روزانه یا هفتگی، از همان وعده های غذایی یومیه ی مان، چند پُرس غذای اضافه به نیت سلامت مجاهدین مقاومت درست کنم و بین نیازمندان پخش کنم.
_ دعا کنم. میدانید دعا توی این دم و دستگاه عجیب و غریب الهی چه کوه هایی جا به جا میکند؟ ختم میگیرم، نماز استغاثه و...
_زیارت کنم! من مجاورم. ۳ روز، هفت روز ، ۴۰ روز زیارت حضرت نذر میکنم برای پیروزی مقاومت.
_ و...
حالا که قلمم گرم شده و ذهنم آماده، انگار ته این لیست جمع نمیشود.
دلم گرم شده. دیگر نمیلرزد.
من امکان های زیادی دارم. خیلی بیشتر از اینها.
فقط باید پیدایشان کنم.
امکان تو چیه رفیقم؟!تو برای لبنان چه میکنی عزیز؟ پ ن: باور کنید توی روزهای خیلی خیلی مهمی هستیم. همه ی آدم های موحد عالم از ابتدای تاریخ ، دوست داشتند این دوران را از نزدیک، به چشم ببینند و در آن نقشی ایفا کند. ما وسط آرزوی آنها زندگی میکنیم! و همشان دارند نگاهمان میکنند، قضاوتمان میکنند. ✍ فاطمه شاه ابراهیمی @banoo_nevesht
هدایت شده از [ هُرنو ]
564.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاجی ❤️
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
هدایت شده از گاه گدار
به بچهها بگوییم چه خبر است.
این روزها از مهمترین روزهای تاریخ معاصر ماست. خیلی چیزها توی دنیا دارد عوض میشود و مقدمه خیلی اتفاقهای مهم دارد توی همین ساعتها رخ میدهد.
بچههای ما اما سرشان گرم بازی است و مشغول مشقهای مدرسه هستند و دنبال فرصتی تا پای بازیهای کامپیوتری بنشینند یا توی گروههای دوستانهشان با همسن و سالها گپ بزنند.
این لحظهها با همه غمها و شادیهایش فرصت رشد برای بچههای ماست.
با بچههایتان درباره اسرائیل حرف بزنید، درباره ظلم، درباره جغرافیای فلسطین، درباره مفهوم شهادت، درباره امید، درباره جنگ تاریخی حق و باطل صحبت کنید. جلو بچههایتان نقشه باز کنید، تصویر فرماندهان جبهه مقاوت را نشانشان بدهید، ویدیوهای وعده صادق دو را برایشان پخش کنید، برای بچههایتان قصه حضرت موسی را تعریف کنید، از روی ترجمه آقای ملکی برای بچههایتان قرآن بخوانید، درباره رویای فتح قدس با بچههایتان حرف بزنید، به بچههایتان یاد بدهید جنگیدن با دفاع کردن فرق دارد، بچههایتان را شجاع بار بیاورید، ترس را مذمت کنید و درباره ایران با بچههایتان گفتگو کنید.
این روزها هر خانهای که تویش حرفی از مقاومت است، یک سنگر از سنگرهای حزب الله است.
.
پ.ن: این یادداشت اول است. یادداشتهای دیگری هم در راه است.
#سرباز_خداییم
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh
حجت الاسلام نخعیشرکت در نماز جمعه رهبر انقلاب.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
🔴 فوری ‼️
قابل تامل و به بیان شیوای استادم آقای نخعی🍀😭
Erfan Tahmasbi ~ UpMusicErfan Tahmasbi – Khodahafez (320).mp3
زمان:
حجم:
8.4M
من دارم مینویسم
قرار است تا خود صبح بنویسم
از همه ی سکوت های پر سر و صدای توی خانه.
اگر این ترانه ها بگذارند،
اگر کمتر دلم را به بازی بگیرند.
#در_سکوت_شب