هدایت شده از [ هُرنو ]
564.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاجی ❤️
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
هدایت شده از گاه گدار
به بچهها بگوییم چه خبر است.
این روزها از مهمترین روزهای تاریخ معاصر ماست. خیلی چیزها توی دنیا دارد عوض میشود و مقدمه خیلی اتفاقهای مهم دارد توی همین ساعتها رخ میدهد.
بچههای ما اما سرشان گرم بازی است و مشغول مشقهای مدرسه هستند و دنبال فرصتی تا پای بازیهای کامپیوتری بنشینند یا توی گروههای دوستانهشان با همسن و سالها گپ بزنند.
این لحظهها با همه غمها و شادیهایش فرصت رشد برای بچههای ماست.
با بچههایتان درباره اسرائیل حرف بزنید، درباره ظلم، درباره جغرافیای فلسطین، درباره مفهوم شهادت، درباره امید، درباره جنگ تاریخی حق و باطل صحبت کنید. جلو بچههایتان نقشه باز کنید، تصویر فرماندهان جبهه مقاوت را نشانشان بدهید، ویدیوهای وعده صادق دو را برایشان پخش کنید، برای بچههایتان قصه حضرت موسی را تعریف کنید، از روی ترجمه آقای ملکی برای بچههایتان قرآن بخوانید، درباره رویای فتح قدس با بچههایتان حرف بزنید، به بچههایتان یاد بدهید جنگیدن با دفاع کردن فرق دارد، بچههایتان را شجاع بار بیاورید، ترس را مذمت کنید و درباره ایران با بچههایتان گفتگو کنید.
این روزها هر خانهای که تویش حرفی از مقاومت است، یک سنگر از سنگرهای حزب الله است.
.
پ.ن: این یادداشت اول است. یادداشتهای دیگری هم در راه است.
#سرباز_خداییم
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh
حجت الاسلام نخعیشرکت در نماز جمعه رهبر انقلاب.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
🔴 فوری ‼️
قابل تامل و به بیان شیوای استادم آقای نخعی🍀😭
Erfan Tahmasbi ~ UpMusicErfan Tahmasbi – Khodahafez (320).mp3
زمان:
حجم:
8.4M
من دارم مینویسم
قرار است تا خود صبح بنویسم
از همه ی سکوت های پر سر و صدای توی خانه.
اگر این ترانه ها بگذارند،
اگر کمتر دلم را به بازی بگیرند.
#در_سکوت_شب
صُفِّه
چشم ها میگویند: نکند ویرانه ی بعدی، خانه ی ما باشد؟ #فلسطین @banoo_nevesht
.
شنیدم امروز روز جهانی دختر بوده...💔
صُفِّه
زنگ انشاء: میخواهید در آینده چکاره شوید؟ . . . به نام خدا ما بزرگ نمیشویم که آینده را ببینیم.... (ب
.
روزت مبارک جانم
اگر هنوز زنده ای...
😭😭
دلم یک لیوان بزرگ قهوه میخواست، نه یک فنجان کوچک!
لیوانهای خیلی بزرگ و ماگ های پت و پهن مان توی ماشین ظرف شویی بودند و در آب غوطه میخوردند.
دیدم شیشه ی خالی و تمیز رُب توی آبچکان بهم خیره شده.
توی بغل انگشتهام گرفتمش و باهم تعارف را گذاشتیم کنار.
#رفتار_اعتباری
#عربیکای_۱۰۰درصد
#توی_فال_قهوه_ام_انبوهی_کله_مورچه_ی_مرده_میبینم
حتما شنیده اید،
یا شاید هم با پوست و گوشت و استخوان خود درک کرده اید که:
زنان نمیتوانند بشکل عادلانهای ازفرصتهای اجتماعی بهرهمند شوند.
حرف های زیادی در این باره روی دلم سنگینی میکند، اما این متنی است که برای تمرین کلاس روایت نوشتم. بعد از نوشتنش توی ذهنم احساس سبکی کردم.
پ ن: من معنایی که از این عکس بر می آید را خیلی دوست ندارم. عکس دوست دارد حجاب یا انگاره های دینی را عامل خیلی از این محدودیت ها جلوه بدهد. ولی دوست دارم دقایق طولانی به جزئیات آن فکر کنم و در آن عمیق شوم.
@banoo_nevesht
زنان نمیتوانند بشکل عادلانهای ازفرصتهای اجتماعی بهرهمند شوند.
وقتی نوجوان و جوانتر از حالا بودم، زنان مختلفی اطرافم میدیم و آن ها متوجهم کردند که بین آن چیزی که از زنان میبینم، با آن چیزی که میتوانند باشند، خیلی فاصله وجود دارد. دیدم خیلی راه ها برای زنان اگر بمبست نباشد، لااقل تنگ و تاریک است. من در این دوره از عمرم، وجود فاصلههایی بینِ زنان با فرصتهای سالمِ اجتماعی را درک کردم و کمی خشمگین شدم. هر چه بزرگتر شدم، دیدم مساله جای دیگریست، زنِ الگو یا زنِ موفقی که برای من و در ذهن من ساخته شده با زنی که همکلاسیام، دوستم، استادم و... در ذهنشان وجود دارد، متفاوت است! و فرصت ها و محدودیتهای من با فرصتها ومحدودیت های دیگر همسالانم فرق دارد. حتی در خودِ مفهوم عدالت هم باهم اختلاف نظر داریم. من اینجا تضادهای فرهنگی و فکری را درک کردم. با خودم گفتم من اعتقاداتی دارم و مسیر من باید هماهنگ با عقیده ام باشد. افتادم تویِ این مسیر. وارد دانشگاه شدم، وارد حوزه شدم، با اساتید و سیرهای مطالعاتی مختلفی مواجه شدم و کمکم این دریافتهای من پیشرفت کرد و دیدم بین الگوهای ذهنیِ مختلفِ ما از زن مسلمان با آن الگوی حقیقیِ دینی هم، تفاوت فاحشی وجود دارد و اینجا بود که متوجهِ تناقض ایدهآلهای فکریمان با حقیقتِ ذاتیِ مربوط به زنان شدم. و هر چه بیشتر گذشت، بیشتر متوجه شدم که سوالِ «چرا اینقدر محدودیت سر راه ماست؟» ریشه در خیلی سوالهای زمینهای تر دارد. سوال هایی مثل اینکه به عنوان یک مسلمان چه کسی باید باشم و چه حقوق و وظایفی دارم و در نتیجه؛ چه چیزی را باید محدودیت و چه چیزی را باید فرصتِ خود بدانم؟ و هی سوال های جدیدی که پدیدار میشد و از قبلی بی پاسخ تر بنظر می آمد. چیز دیگری که در بین همین سالها متوجه شدم این بود که؛ ما در گفتار و عملِ بخش زیادی از اندیشمندانِ دینی و غیر دینی، بیشتر از اینکه با حقایقِ برخواسته از دین یا ذاتِ زنان مواجه باشیم، با سنتها، فرهنگ، آداب و رسوم و در واقع اعتباریات، روبهروییم. چیزهایی که با آن بزرگ شدیم و خیلی در ما اثر گذاشتند و عمیق شدند. آن چیزی که باعث شده محدودیت های مختلف تجربه کنیم یا احساس ناعدالتی داشته باشیم، ارتباط خیلی مستقیمی با فکرهای سنتی و اعتباری دارند. فهمیدم هم محدودیت هایِ واقعیِ اجتماعی، ناشی از اینهایند و هم احساسِ محدودیت ما! اما این به این معنی نیست که جواب حقیقی و واحدی وجود ندارد. نه. من بالاخره فهمیدم، آدم جستجوگر و کسی که دنبال حقیقت باشد، کشفش میکند. اما نه دفعتا! در طول زندگی و در پیچ و خمِ تجربه هایش پیدایش میکند. یک عمر زمان میبرد تا درکش کند. به همین خاطر بود که برخی از ما زنان مذهبی و یا سنتی، با شرایطمان و با ناعدالتیهایِ اطرافمان موقتا کنار آمدیم. داریم سعی میکنیم ذرهذره و در طول زمان، باورهای درست را تشخیص بدهیم و در یک بازه زمانیِ بلند مدت در زندگی خودمان اجراش کنیم. مهمترین دلیلِ این کنارآمدن وپذیرشمان، این است که بصورت «تجربی» محدودیتهای ذاتیِ وجود خودمان را پیدا کردیم. محدودیت های ذاتیِ دورههای مختلف زندگیمان را «زندگی» کردیم. ما صرفا با نصیحت دیگران یا به خاطر آموزه های دینی و هنجارهای سنتی، متوجه این قضیه نشدیم که مثلا وظیفهی مادری، جزء مهمترین وظایف ماست. نه. برخی از ما مادر شدیم ودر بستر تجربهی مادری و با تکیه بر موارد غریزی و فطری، فهمیدیم که در سالهای اولیهی مادری، اولویتهای مادریِ ما از اولویتهایِ اجتماعیمان مهمترند. و نا خود آگاه سهم فعالیتهای اجتماعیمان مثل اشتغال را، کمتر کردیم. میخواهم بگویم، مطالعه وخواندن و شنیدنِ قواعد و اعتباریات، روی ما اثر داشتند، برای ما کوره راه هایی ساختند، ولی بیشتر از اینها، تجربه کردنِمان بود که باعث شد بفهمیم، چهکسی باید باشیم؟! مثلِ یک باریکهی آب بینِ سنگلاخها و سخرهها، بر حسبِ تجربه، مسیرِ خودمان را پیدا کردیم و اگر فطرتها و غرایزمان تویِ این مسیر، آسیب ندیده باشد، مسیرِ پیدا کردن دریا را هم پیدا میکنیم. من نمیدانم این دریافت چقدر درست است و چقدر به حقیقت نزدیک. ولی دریافتی واقعی است. واقعیتی که نه فقط برای ما، بلکه برای مادران، و مادرانِ مادران ما هم اتفاق افتاده. حقایق زیادی در این دنیا هست که زن های موحد و غیر موحد به مرور زمان و در طول تاریخ پیدایشان کردند و در زندگی خودشان و ما، جاریش کردند. من حالا به جای اینکه از ناعدالتی ها خشمگین باشم. یا بجای اینکه از ندانستن حقیقت گیج و سردرگم باشم، فهمیده ام که زندگی برای همهی زنانِ تاریخ، یک مسیر طولانی و بلند ساخته است و روزی به حقیقتِ ذاتی ای که خدا تدبیرش کرده، ملحق میشود و من بخشی از ازین زنان، وبخشی از این مسیر و تکه ای از این تاریخم.
#زنان #محدودیت_های_ناعادلانه
✍ فاطمه شاه ابراهیمی
@banoo_nevesht
هدایت شده از روایت نصر
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰معرفی نشستهای رایگان روایت نصر
در این نشستها به چه سوالاتی پاسخ میدیم!
این فیلم رو مشاهده کنید.
🔶الا ان نصرالله قریب...
🔘ورود رایگان به مجموعه نشست روایت نصر از اینجا:
🔗@revayate_nasr
🔗@revayate_nasr
این مجموعه نشست رو به دوستانتون معرفی کنید.
#روایت_نصر
عضو کانال روایت نصر شدید دیگه نه؟
نکنه هنوز سلسه صوت هارو گوش ندادید؟
توی این روزهای آخرالزمانی،" دونستن بیشتر" یکی از ازون چیزاییه که میتونه راه نجات رو برای هممون رقم بزنه.
تعلل نکنید!
@banoo_nevesht
هدایت شده از گاه گدار
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی همین قدر ساده و البته دقیق میشود حرف زد، موضع گرفت، نظر داد و کار کرد.
ساده، درست و به جا.
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh