وقتی "عزیزمان" گفت:
بر همه فرض است با هر امکانی که دارند به لبنان یاری برسانند.
دلم لرزید!
با همه امکاناتم؟!
مگر من چه امکاناتی دارم؟
یک مادر خانه دارم، با محدودیت های درشت و فرصت های لاغر و امکانات پیش پا افتاده.
توی سالهای زندگیم خیلی زور زده ام، تا میتوانم، یاد بگیرم. مهارت بیاموزم، دانش انبار کنم. بخوانم، بنویسم.
ولی اشتغالات مادرانه ی این چند سال اخیرم ، من را از خیلی از تجربه اندوزی های میدانی و مهارت های عملی محروم کرده است.
با خودم فکر میکنم انگار دستم تهی است. هر چقدر که خودم را زیر رو کنم شاید قدر چند تا انگشت از یک دست، بتوانم امکانات فعلی را لیست کنم.
ولی همین هم غنیمت است.
مثل همیشه قلم توی دستم نشست و تپید و شروع کرد به یادداشت کردن.
*من میتوانم؛
_ بنویسم. قلم با دستهام دوست و با ذهنم همنشین است. من و قلمم باهم همدلیم و حاصل همکاری ما یک امکان خالصانه برای حمایت از لبنان و فلسطین خواهد بود.
_ پژوهش کنم. سالها مشق پژوهشگری و مطالعه کردم. حتما توی این روزهای قحطیِ مطالعه و فقر اطلاعات مبنایی، من میتوانم یکی از نیروهای تامین کننده ی اطلاعات پیش زمینه ای، برای ساخت محصولات رسانه ای باشم.
_تبلیغ کنم. تسهیل گر باشم. شاید بتوانم قُوه ی خفته ی خلاقیتِ خیلی از زنان مثل خودم را فعال کنم تا آنها هم امکانشان را پیدا کنند. و با حداقل و حداکثرشان وارد میدان شوند .
پیام بدهم، تلفن بزنم، لازم باشد قرار حضوری بگذارم برای همراه کردن دیگران، با این مسیر.
_کمک مالی کنم. یک مقدار پس انداز غیر نقدی دارم که سالهای سال با مرارت بسیار جمعشان کرده ام، تا روزی برای تهیه ی سقفی بالای سرم، از آن استفاده کنم. توی این اوضاع اقتصادی این پس اندازها برای من خانه نمیشود،
شاید بشود خرج بازگشت امنیت به خانه های پاره های تنمان در لبنان و فلسطین باشند.
_غذا بپزم. دستپخت قابل تحملی دارم. میتوانم روزانه یا هفتگی، از همان وعده های غذایی یومیه ی مان، چند پُرس غذای اضافه به نیت سلامت مجاهدین مقاومت درست کنم و بین نیازمندان پخش کنم.
_ دعا کنم. میدانید دعا توی این دم و دستگاه عجیب و غریب الهی چه کوه هایی جا به جا میکند؟ ختم میگیرم، نماز استغاثه و...
_زیارت کنم! من مجاورم. ۳ روز، هفت روز ، ۴۰ روز زیارت حضرت نذر میکنم برای پیروزی مقاومت.
_ و...
حالا که قلمم گرم شده و ذهنم آماده، انگار ته این لیست جمع نمیشود.
دلم گرم شده. دیگر نمیلرزد.
من امکان های زیادی دارم. خیلی بیشتر از اینها.
فقط باید پیدایشان کنم.
امکان تو چیه رفیقم؟!تو برای لبنان چه میکنی عزیز؟ پ ن: باور کنید توی روزهای خیلی خیلی مهمی هستیم. همه ی آدم های موحد عالم از ابتدای تاریخ ، دوست داشتند این دوران را از نزدیک، به چشم ببینند و در آن نقشی ایفا کند. ما وسط آرزوی آنها زندگی میکنیم! و همشان دارند نگاهمان میکنند، قضاوتمان میکنند. ✍ فاطمه شاه ابراهیمی @banoo_nevesht
هدایت شده از [ هُرنو ]
564.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاجی ❤️
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
هدایت شده از گاه گدار
به بچهها بگوییم چه خبر است.
این روزها از مهمترین روزهای تاریخ معاصر ماست. خیلی چیزها توی دنیا دارد عوض میشود و مقدمه خیلی اتفاقهای مهم دارد توی همین ساعتها رخ میدهد.
بچههای ما اما سرشان گرم بازی است و مشغول مشقهای مدرسه هستند و دنبال فرصتی تا پای بازیهای کامپیوتری بنشینند یا توی گروههای دوستانهشان با همسن و سالها گپ بزنند.
این لحظهها با همه غمها و شادیهایش فرصت رشد برای بچههای ماست.
با بچههایتان درباره اسرائیل حرف بزنید، درباره ظلم، درباره جغرافیای فلسطین، درباره مفهوم شهادت، درباره امید، درباره جنگ تاریخی حق و باطل صحبت کنید. جلو بچههایتان نقشه باز کنید، تصویر فرماندهان جبهه مقاوت را نشانشان بدهید، ویدیوهای وعده صادق دو را برایشان پخش کنید، برای بچههایتان قصه حضرت موسی را تعریف کنید، از روی ترجمه آقای ملکی برای بچههایتان قرآن بخوانید، درباره رویای فتح قدس با بچههایتان حرف بزنید، به بچههایتان یاد بدهید جنگیدن با دفاع کردن فرق دارد، بچههایتان را شجاع بار بیاورید، ترس را مذمت کنید و درباره ایران با بچههایتان گفتگو کنید.
این روزها هر خانهای که تویش حرفی از مقاومت است، یک سنگر از سنگرهای حزب الله است.
.
پ.ن: این یادداشت اول است. یادداشتهای دیگری هم در راه است.
#سرباز_خداییم
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh
حجت الاسلام نخعیشرکت در نماز جمعه رهبر انقلاب.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
🔴 فوری ‼️
قابل تامل و به بیان شیوای استادم آقای نخعی🍀😭
Erfan Tahmasbi ~ UpMusicErfan Tahmasbi – Khodahafez (320).mp3
زمان:
حجم:
8.4M
من دارم مینویسم
قرار است تا خود صبح بنویسم
از همه ی سکوت های پر سر و صدای توی خانه.
اگر این ترانه ها بگذارند،
اگر کمتر دلم را به بازی بگیرند.
#در_سکوت_شب
صُفِّه
چشم ها میگویند: نکند ویرانه ی بعدی، خانه ی ما باشد؟ #فلسطین @banoo_nevesht
.
شنیدم امروز روز جهانی دختر بوده...💔
صُفِّه
زنگ انشاء: میخواهید در آینده چکاره شوید؟ . . . به نام خدا ما بزرگ نمیشویم که آینده را ببینیم.... (ب
.
روزت مبارک جانم
اگر هنوز زنده ای...
😭😭
دلم یک لیوان بزرگ قهوه میخواست، نه یک فنجان کوچک!
لیوانهای خیلی بزرگ و ماگ های پت و پهن مان توی ماشین ظرف شویی بودند و در آب غوطه میخوردند.
دیدم شیشه ی خالی و تمیز رُب توی آبچکان بهم خیره شده.
توی بغل انگشتهام گرفتمش و باهم تعارف را گذاشتیم کنار.
#رفتار_اعتباری
#عربیکای_۱۰۰درصد
#توی_فال_قهوه_ام_انبوهی_کله_مورچه_ی_مرده_میبینم
حتما شنیده اید،
یا شاید هم با پوست و گوشت و استخوان خود درک کرده اید که:
زنان نمیتوانند بشکل عادلانهای ازفرصتهای اجتماعی بهرهمند شوند.
حرف های زیادی در این باره روی دلم سنگینی میکند، اما این متنی است که برای تمرین کلاس روایت نوشتم. بعد از نوشتنش توی ذهنم احساس سبکی کردم.
پ ن: من معنایی که از این عکس بر می آید را خیلی دوست ندارم. عکس دوست دارد حجاب یا انگاره های دینی را عامل خیلی از این محدودیت ها جلوه بدهد. ولی دوست دارم دقایق طولانی به جزئیات آن فکر کنم و در آن عمیق شوم.
@banoo_nevesht