سورمهسرا
۶۹ از ۹۰
اگر فکر کردید با یک کتاب عالی در طرفید. اگر فکر کردید این یکی از معدود سورئالهای ایرانیست که میشود باهاش ارتباط گرفت.
اگر فکر کردید نویسنده طرح قویای از جهانِ بینِ خواب و مرگ رقم زده.
و زبان و توصیفات و فضاسازیها خیلی خوبند.
و چناچه در دست بگیرید یکبند آن را تا انتها خواهید خواند.
کاملا درست فکر کردید.
هیچدوستی بهجزکوهستان
۷۰ از ۹۰
باید اعتراف کنم که اوایل کتاب از خوندنش خیلی به وجد اومدم.
ولی هرچه جلوتر رفتم احساس کردم دارم سردرد میگیرم. باقیشو صوتی گوش دادم.
ما با اثری که از حیث نویسندگی، قوی هست روبروییم. ولی واقعا قصه از شدت سیاهی و چرکی، از یه جایی به بعد، از تحمل آدم خارج میشه.
میخواهید مهاجرت کنید؟ عیبی نداره، خیر سر راهتون باشه. خداپشت و پناهتون. ولی لطفاً و حتما به عزتمندانهترین حالت ممکنش مهاجرت کنید.
در غیر اینصورت چرا؟...چرااااا؟!!!
گیرم تَهِش خوشی باشه. با بار روانیِ سنگینِ این همه ذلیل و حذیذ شدن تا آخر عمرتون چه کار میکنید؟
قتل در قطار سریعالسیر
۷۱ از ۹۰
من که اولین کتابی بود که از آگاتا کریستی خوندم. البته در مورد خالق هرکول پوآرو زیاد شنیدم و جمله قصارهای زیادی از ایشون جاهای مختلف به چشمم خورده.
چیزی ندارم در مورد یکی از بهترین آثار معماییكارگاهی جهان بگم.
واقعا لذت بردم. این ژانر فوقالعاده مورد علاقمه و امیدوارم فرصت کنم و در سال جاری کتابهای بیشتری ازین نویسنده بخونم.
یک فیلم معروف هم با همین نام و با بازی جانیدپ ازش ساخته شده.
کوچک و سخت
۷۲ از ۹۰
توی برنامه امسال و سال آیندم گنجوندم که حتما و حتما جستار و روایت هم بخونم.
خوانشش رو از همین امثال و با کتابهایی شروع کردم که موضوعش با روایتهایی که برای خودم نوشتم، نزدیکه.
خیلی به فکر کردم در مورد خودم کمک میکنه و قطعا حالِ روایت نوشتنم رو هم بهتر میکنه.
روایت خوندن رو به مطالعه آثار فارسی محدود نکردم. نشر اطراف گنجینهی زیادی از روایتهای ترجمهای داره که انتخاب خوبی برای روایتخوانهاست.
این کتاب فقط برای زنانی که مثل منَند(مادرانی که اهل قلم هستند)، نیست.
این کتاب برای هر مادری یا هرزنی که منتظر کودکشه، مفیده.
گفتم که سلسله روایتهای شخصیای مینویسم که خیلی به این موضوعات نزدیکند.
اگر به خودم برگردم
۷۳ از ۹۰
نویسنده قلم قوی، نگاه عمیق و روحیهی وسیعی داره.
بنظرم این ازون کتابایی که به آهستهخوانی احتیاج داره. کتاب مفاهیم عمیق زیادی داره و باید سر فرصت، با تامل در پس ذهن بنشینه.
من آدم اهل پیادهروی و گشتنی بودم. پرسه زدن رو دوست داشتم و هنوزم دارم.
ولی محدودهی پرسهزنی من خیلی محدود بوده. بدلایل زیادی پا از محلههای اطراف خونه و محلههای خاصی از مشهد، فراتر نذاشتم. توی سفرهم علیرغم اینکه ضریب پرسهزنیمون زیاد میشه، اما باز محدودیتهای زیادی سر راهمونه که یکیش مادر بودنه.
واقعا با خوندن کتاب، احساس کردم بخشی از وجودم اسیر و زندانیه.
مشتاق شدم، بیپروایی در پیادهروی و گز کردن کوچهپسکوچههای شهرمون رو از سر بگیرم.
رشد
۷۴ از ۹۰
کتاب رو دوبارهخوانی کردم و ازونجایی که برای این کتاب ۸۰ صفحهای، بیشتر از یه کتاب ۲۰۰ صفحهای وقت گذاشتم. برای من یه کتاب جدید محسوب میشد و در چند از چند قرارش دادم.
هر دفعه که کتاب رو میخونم نکات جدید بدست میارم.
اگر به خودشناسی و به تامل واقعی در مورد خودتون احتیاج دارید، بخونیدش.
اخبات
۷۵ از ۹۰
همین روزها، دقیقا همین شب و روزها باید این کتاب رو دست بگیرید و بخونید.
اخبات برای درک بهتر و استفادهی بیشتر از شبهای قدر و البته برای خودآگاهی مومنین از خودشون نوشته شده.
مومن مراتبی داره. اخبات از مراحل نهایی و مهمش هست
اوصیکم به مطالعه.
پروژه کتابخوانی سال ۱۴۰۳ به پایان رسید.
مطالعهی خیلی از کتابها با لذت و در موعد مقرر تموم شدند.
شش_هفت کتابی ناقص موندند که امیدوارم برخیشون رو بهار سال آتی ختم به خیر کنم.
مطالعه برخی دیگر رو هم بیخیال شدم و وسوسه شدم کتاب دیگری جایگزین کنم.
با این همه حدود ۱۵ تا کتاب از اونچیزی که مدنظر داشتم،
کمتر خوندم.
ولی از سال گذشته، حداقل ۴۰ تا کتاب بیشتر مطالعه کردم،
هیجان انگیز نیست؟
برای ۴۰۴ عدد واقعیتری برای تعداد کتابهام انتخاب میکنم.
برای ۴۰۴ میخوام ترک عادت کنم
و کمی بیشتر از محصولات ترجمهای بخونم. امیدوارم ذهنم پس نزنه:)
ممنونم که اینمدت تحمل و همراهی کردید.
امیدوارم سال جاریتون سال رفاقت بیشتر با کتاب باشه.
خیلی امشب ملتمس دعاتونم.
پاینده باشید.
#چند_از_چند
۷۵ از ۹۰ ✓
@banoo_nevesht
صُفِّه
مامان می گوید تا دم زایمان مهمان داشتیم! نه که سالها به خاطر شغل آقاجونم دور از مشهد زندگی میکردیم.
.
برای شخص مورد نظری که امروز یعنی اولین روز بهار، پابه دنیا گذاشته، این شبها بهترین عیدی و هدیه، دعاست.🌱
محتاجم...خیلی محتاج🙏
@banoo_nevesht
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۳۲ سال از روزی که رفتی گذشته!
۳۲ دو سال از اون روزی که برخاک افتادی، باقی برای کمک به سمتت میومدن و تو پسشون میزدی.
سخت تقلا میکردی که وقت رفتن و وقت شهادتت، آسوده رهات کنن.
.
سالهای سال به اون تکه خاک سفر کردم. سالها خیره شدم به اون نمادی که روش نوشته بود، محل شهادتِ
سید شهیدان اهل قلم.
.
آقا سید مرتضی
ممنونم ... تو خیلی چیزها یادم دادی.
هرچند که قبول دارم، من باید بیشتر یاد میگرفتم.
.
بیستم فروردین این دوسه سال اخیر، بیشتر از هر وقت دیگهای، به قلمِ توی دستهام امید میبندم و بهش متوسل میشم.
و باعث و بانیش تویی...
.
روحت شاد
شهادتت مبارک
.
هوشمصنوعی، ازت ممنونم❤️
#اهالیِقلم
@banoo_nevesht