eitaa logo
صُفِّه
146 دنبال‌کننده
279 عکس
64 ویدیو
0 فایل
فاطمه شاه‌ابراهیمی @Fbanoo إِنَّ‌مَعِيَ‌رَبّي‌،سَيَهدينْ🌱 «صُفّه» سکوست. می‌تواند جایی بین فضای بسته و باز باشد. می‌تواند بینابینِ فضایی باشد که از یک بَر نور دارد و از بَرِ دیگر نه! میانه‌ی فضایی با هوای تازه و فضایی که هوایش راکد مانده...🍃 .
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آشنای ‌همیم خواهر، برادر،خانواده... دم و تشکیلات پوزتیویستی و انگاره های محض زیست شناسی نمیفهمد حساب و کتابش را. حرف ‌رک و ریشه و ژن و کروموزوم ‌و دی ان ای نیست. حرف هم خاکی و هم وطنی هم نیست. هم خانه ی همیم. بی آنکه هیچ از قصه های هم خبر داشته باشیم. هم قصه‌ی همیم! بی آنکه حتی نشان ‌خانه های هم را بلد باشیم. هم مسیریم. مقصدمان یکیست. یک نفریم ، یک روح ، پخش ‌و پلا‌شده در تن های متعدد... سرشت و سرنوشتمان یکیست! . اربعین جایی است فراتر از زمان و مکان، که هزاران سال پیش شاید، قرارش در مقررات الهی گذاشته شد، تا این تن ها به هم برسند. یکی شوند. ذوب شوند. و در خانه‌ی اربابی شان آرام بگیرند. یکی کنند باهم قول و قرارهایشان را... از نو ‌عهد ببندند. برای یک میعاد قدیمی مشترک. . ما... همه ی ما... آشنای همیم و آن روز در میهمانی صله ی ارحام مولای عصر مان، هم سفره ایم و سالهاست ‌که هم را میشناسیم! ان شاء الله @banoo_nevesht .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواب بود یا بیدار ؟ خودش نمی‌دانست می‌دانست که دقیقا، وسط رویای همیشگی و مستمرش ایستاده است. بی اختیار، نه دغدغه ی دوری از وطن داشت ، نه وابستگی هاش. و نه غم در هم خوردن عادت هاش را داشت. با خودش بود و ‌از خودش رها بود. قطره ای واحد در دریایی انبوه، غوطه ور در گردابی ، گرداگرد او... به قبله نزدیک شده بود. . پ ن: باز هم من و فایزه ی پشت دوربین! . @banoo_nevesht
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو گفته بودی می‌کشد دریا به هر سویت من گفته بودم با توام! پارو به پارویت آشفتگی‌های خودم را یاد من انداخت هر بار بادی بی‌هوا پیچید در مویت تنها به لطف چشم‌هایت بود تلخی‌ها، شیرین اگر شد مثل چای قندپهلویت ✍️ رویا باقری ❤️ @banoo_nevesht
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا این کنج در چارچوب مرز و تحدیدات و خاک هیچ کشوری نیست! این تکه از زمین وطن میلیون ها نفر است... و وطن یعنی خانه ی پدری... یعنی جایی که درآن بدنیا آمدی و بزرگ شدی و از ذرات هوا و نور و خاکش برای همه ی نسلت، ارثیه میبری.... .... @banoo_nevesht
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیشَب، همینطور یکهویی، یادِ دوربینِ دیجیتالِ کَنونِ نقره‌ایِ‌مان افتادم. شاید 18- 19 سالِ پیش بود! لنگه اش را توی تلویزیون دیده بودم و از همان زمان دلم را بُرده بود. هیچ چیز به زبان نیاورده بودم. این میلِ افسار گسیخته ی درونیم، کلمه نشده بود که راه بگیرد و بیاید نوکِ زبان و بپرد بیرون! نگفته بودم دلم را یکی از اینها برده. نه! مثلِ خیلی چیزهای دیگری که دلم میکشید، تویِ راه ، جایِ نازکی بینِ حلق و گلو، میگرفتمش و قورتش میدادم که لو نرود. همینطور آرزویش را دوست داشتم. توی دلم خیالش را پرورش میدادم که یک روز عصر، آقاجان، یک جعبه ی 15 در 20 توی دستش ، از درِ خانه آمد تو. هیچی نگفت. آقاجان این جور موقع ها خیلی سینمایی و قشنگ اجرا میکند. آمد جعبه را گذاشت روی میز، خودش کشید عقب. من نرم نرم و طوری که انگار دارم روی آب راه میروم و پاهام به زورمیکشد به جلو. آهسته و کاملا اسلوموشن خودم را به جعبه نزدیک کردم. عکسش روی جعبه بود. با خودم گفتم: « نکنه مثلِ این اسباب بازی تقلبیا، فقط عکس ِ روش این باشه وتوش یه چیزِ دیگه باشه» @banoo_nevesht