آخرش خانوادهی دوست عزیز، نزدیکهای یک شب ما رو رسوندن خونه. هیچوقت بدون خانوادهی خودم(و با خانوادهی دوستم) تا این موقع شب بیرون نبودم. و طبیعتا اگه آشنا نبودن اصلا و ابدا همچین اجازهای نداشتیم.
این وسطا کلی حرفهای دیگه هم زدیم که شما نباید بدونید چیا بودن. همین رو بدونید که خوش گذشت
فیلم مونتهکارلو رو دیدم و الان double افسرده هستم.
ولی همزمان دلایل بیشتری پیدا کردم
فانوس دریایی.
فیلم مونتهکارلو رو دیدم و الان double افسرده هستم. ولی همزمان دلایل بیشتری پیدا کردم
(اینطوری بگم که دوتا اتاق رو مرتب کردم و همزمان فیلم دیدم)
این آخر هفته مامانم و بابام و خواهرکوچیکم رفتن شیراز. من و نرجس موندیم بندر. خوشحالم که نرفتم(برعکس اول)
تازه رسیدن
خیلی بهم خوش گذشت و یکم سهلانگاری کردم کارام رو🥀
ولی الان برای ۱۰۰ روز انرژی سیو دارم