آیا اجازه دارم، از پای این حصار
در رنگ آن شکوفه شاداب بنگرم
وز لای این مشبک خونین خارخار،
این سیم خاردار،
یک جرعه آب چشمه بنوشم؟
بیرون، جلوی در
چندان که مختصر رمقی آورم به دست،
در پای این درخت بیاسایم،
آیا اجازه دارم؟!
یا همچنان غریب، از این راه بگذرم،
وین بغض قرن ها نتوانی را
چون دشنه در گلوی صبورم فرو برم؟
در سایه زار پهنه این خیمه کبود،
خوش بود اگر درخت، زمین، آب، آفتاب،
مال کسی نبود!
یا خوب تر بگویم؟
مال تمام مردم دنیا بود!
دنیای آشنایان و دوستان،
یک خانه بزرگ جهان و جهانیان،
یک خانواده، بسته به هم تار و پود جان!
باهم، برای هم.
با دست های کارگشا، پا به پای هم.
در آن جهان خوب، در دشت های سرسبز،
پرچین آن افق!
در باغ های پر گل دیوار آن نسیم،
با هر جوانه جوشش نور و سرور عشق،
در هر ترانه گرمی ناز و نوای مهر،
لبخند باغکاران تابنده چون چراغ،
گلبانگ کشت ورزان،
پوینده تا سپهر؛
ما کار میکنیم.
با سینه های پر شده از شوق زیستن.
با چهره های شاداب چون باغ نسترن،
با دیدگان سرشار از دوست داشتن!
ما عشق میفشانیم، چون دانه در زمین.
ما شعر میسراییم، چون غنچه بر درخت!
همتای دیگرانیم، سرشار از سرود،
از بند رستگانیم آزاد، نیک بخت...!
۱۳۵۶
#مشیری
اتاقکسیگار؛
"هنگامی که پسران ببالند و پدران شکسته و فرتوت گردند بر پدر است که خود را در حمایت پسر قرار دهد و بر
کتاب به کی سلام کنم؟/داستان کوتاه سیمین دانشور.
هدایت شده از نارنجیخستهٔاضافی
آدمهای بغرنجِ ملتبس. غمدیدههای دیار حالا. خستههای امروز، نوید دهندگان فردا. صدایشان را پیچ میدهند در گلو، سرشان را بالا میگیرند، همدردی را پس میزنند و گمانه بر خوب بودند پندارند. سیگار پشت سیگار. اشک چشم را پاک میکنند. قلب را مختصر مرهمی میگذارند و میگذرند. آدمها دائما میگذرند، اللخصوص از خویشتن. آدمها ستم دیدهاند. دائما آب دیده را بدرقهٔ مسافر و شعرِ شاعر را مکتوب بر جان میکنند. از رنج این آدمها و قلبهای کوچکشان، کتاب نوشتند و افسانه سراییدند. اسطوره ساختند و مصوری برجای نهادند. هیچکس اما نشنید، چرا که آدمها دائما میگذرند، اللخصوص از رنج یکدیگر. سیگار پشت سیگار. روی این خاکها، آدمها دلتنگی را دود میکنند. سیگار پشت سیگار. آدمها از خود و ذهنهای ژولیدهٔ خودشان، از این دودها و این امیدها، آدمها از این همدردیها خستهاند. آدمها خستهاند.
داور داشت توی بازی امروز میگفت یعنی ایشیکاوای بعدی کیه و من اینطوری بودم که یعنی چی.💔