eitaa logo
|تَـأَقْـلُم|
57 دنبال‌کننده
178 عکس
50 ویدیو
3 فایل
گوشه دنج ِمن... • می‌نویسم • رصد می‌کنم • متن، پیرایش می‌کنم • زندگی را تجربه می‌کنم • به دنبال ردپای مهر خدا می‌گردم
مشاهده در ایتا
دانلود
جناب حافظ میگه: "از آستان پیرِ مغان سر چرا کشیم؟ دولت در آن سرا و گشایش در آن در است" @taaghlom
هدایت شده از دختر دریا
سلام و درود🌸 دنبال یک برنامه معنوی بودم برای این روزها و هر چه بالا و پایین می‌کردم ذهنم من را می‌برد سمت صحیفه سجادیه! بی‌مقدمهٔ بیشتر بگویم که از سه‌شنبه ۱۷ مهر قرار است پای دعاهای امام سجاد علیه‌السلام بنشینیم. کتاب ۵۴ دعا دارد. قرار است آهسته و پیوسته روزی چند فراز از دعاها را بخوانیم. آهسته به این علت که دوستان بیشتری بتوانند در خواندن این کتاب همراهمان باشند و پیوسته به این دلیل که مدتی با این دعاها دمخور باشیم تا حال معنوی‌مان برای ادامهٔ راه بهتر باشد. هر کسی دوست دارد روز و شب‌هایش را با دعاهای امام سجاد گره بزند کتاب صحیفه سجادیه‌اش را به صورت چاپی یا الکترونیکی آماده کند و بیاید گروه صحیفه سجادیه‌خوانی: https://eitaa.com/joinchat/3746497465C7b874d20b4 به امید استجابت همهٔ دعاهایمان🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ولی بیاین باور کنیم، ۷اکتبر، شروع یه حق‌خواهی نبود؛ که امتداد اون بود... @taaghlom
🔖 فرازی از زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها پ.ن: هشتک رو که نوشتم، یهو دستم روی کیبورد ثابت شد... کریمه... چقدر فراموشکاریم ما. چه حلقه‌های وصلی داریم و یادمون میره. مگه میشه بزرگی رو به کریم بودن بخونن و بخل بورزه؟ اصلا همین نیازمندای تو خیابون که مدام میگن بهشون کمک نکنید و فلان و بهمان، کافیه وقت طلب از مای ساده، بگن شما که کریمی، منم نیازمند؛ میشه دستمون سمت کیفمون نره؟ @taaghlom
میگن تو غزه، کافیه دلت برای یه شهید تنگ شه یا حسرت شهادتش رو بخوری... طولی نمیکشه که میری پیششون.... 😢 پ.ن: یه مزار دسته جمعی با ۵۹۵ شهید... @taaghlom
مرد میدان، اگر در میانه میدان شهید نشود که مرد میدان نیست.... و مردان میدانی که یکی پس از دیگری پر میکشند و مایی که نجوایمان "أين قاصم شوكة المعتدين" است... @taaghlom
ولی نکته ناراحت‌کننده‌تر اینه که اطلاعات ما از قهرمانان‌مون، خیلی خیلی خیلی کمتر از دشمنانمونه. اونها باید مخفی بمونند تا اصول امنیتی رعایت شه و این امنیت، به غربت اونها بین ما دامن میزنه... و ناشناخته میمونند، تا وقتی نداشته باشیمشون... @taaghlom
نشسته بود، تکیه به دیوار، خیره به دیوار روبرو که از نور آرامی که از باریکه درِ باز مانده وارد اتاق میشد برق میزد. پاهایش را تکان میداد و آرام زمزمه میکرد: "الحق سلاحي و أقاوم..." صدای سوت و گرومپ... خم شد و قبل از شروع نق و نق‌های یحیی پستانک را محکم گرفت، پاهارا دوباره تکان داد و باز هم به دیوار روبرو خیره شد. کلید زنگ زده در قاب چهار رنگ سبز و سفید و مشکی و قرمز تکه سنگی بر طاقچه سفیدی چهارخانه دار آویخته شاخه زیتون و حالا چوب و باز هم به زمزمه‌هایش ادامه داد: "الحق سلاحي وأقاوم أنا فوق جراحي سأقاوم أنا لن أستسلم لن أرضی وعليكِ بلادي لا أساوم بيتي هنا أرضي هنا البحر السهل النهر لنا وكيف بوجه النار أساوم سأقاوم..." @taaghlom