eitaa logo
|تَـأَقْـلُم|
57 دنبال‌کننده
178 عکس
50 ویدیو
3 فایل
گوشه دنج ِمن... • می‌نویسم • رصد می‌کنم • متن، پیرایش می‌کنم • زندگی را تجربه می‌کنم • به دنبال ردپای مهر خدا می‌گردم
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی نکته ناراحت‌کننده‌تر اینه که اطلاعات ما از قهرمانان‌مون، خیلی خیلی خیلی کمتر از دشمنانمونه. اونها باید مخفی بمونند تا اصول امنیتی رعایت شه و این امنیت، به غربت اونها بین ما دامن میزنه... و ناشناخته میمونند، تا وقتی نداشته باشیمشون... @taaghlom
نشسته بود، تکیه به دیوار، خیره به دیوار روبرو که از نور آرامی که از باریکه درِ باز مانده وارد اتاق میشد برق میزد. پاهایش را تکان میداد و آرام زمزمه میکرد: "الحق سلاحي و أقاوم..." صدای سوت و گرومپ... خم شد و قبل از شروع نق و نق‌های یحیی پستانک را محکم گرفت، پاهارا دوباره تکان داد و باز هم به دیوار روبرو خیره شد. کلید زنگ زده در قاب چهار رنگ سبز و سفید و مشکی و قرمز تکه سنگی بر طاقچه سفیدی چهارخانه دار آویخته شاخه زیتون و حالا چوب و باز هم به زمزمه‌هایش ادامه داد: "الحق سلاحي وأقاوم أنا فوق جراحي سأقاوم أنا لن أستسلم لن أرضی وعليكِ بلادي لا أساوم بيتي هنا أرضي هنا البحر السهل النهر لنا وكيف بوجه النار أساوم سأقاوم..." @taaghlom
🔖 نوشته بود و چه خوب نوشته بود: "بَقي لَدَينا صَبر واحِد وَالعالَم كُلُه يُريدُ أنْ يَختَبِرَه" یک صبر برایمان مانده و همه دنیا میخواهد آن را امتحان کند... @taaghlom
مدتها بود به ام یاسر فکر میکردم. خواندن یک کتاب (هم‌قسم)، بعد از مدتها، توانسته بود تمام ذهن و روح مرا درگیر کند. روایت زنانگی، همسرانگی، مادرانگی و حضور فعال اجتماعی زنی که خود را در سایه نام بزرگ همسر، دبیرکل حزب‌الله، سید عباس موسوی، گم نکرد. زنی که از پس رنج دوری از خانواده، نشکست و خم نشد؛ ایستاد. نه تنها با سختی‌ها ساخت که آنها را هم به زانو درآورد و دنیایی جدید رقم زد؛ برای خودش، خانواده‌اش و اطرافیانش. سیده سهام موسوی، آن قدر زن بود و توانا، آنقدر بلد بود و راه‌های نزدیک شدن به خدا را میدانست که توانست در کنار همسرش، به دست پلیدترین‌های تاریخ، به شهادت برسد... و حالا معصومه (آزاده) کرباسی، برای من تداعی‌گر همان زنی است که روزها و روزها با او بوده‌ام و زمینه ذهنم شده بود... انگار که بخواهد باور کنم، الگوها، دور از دسترس نیستند... زن‌ها، همیشه تاریخ میتوانند ساخته شده و سازنده و سرفراز باشند... @taaghlom
پسرک هنوز دوسالش نشده، اما تازگی‌ها هر فلشی که میبیند بلند تکرار میکند: موشک... امروز جعبه تلویزیون، تصویر محوی داشت از چگونگی حمل درست؛ مربعی که دو خط سفید داشت و مثلثی که نشان خطر شکستن بود. وسط بازی رفت سراغ جعبه. تصویر را نشان داد و با زبان نصفه و نیمه خود، تصور ذهنی اش را شرح داد: "خانمه اینجا موشک خورد، افتاد..." و ما بودیم و نگاه با تعجب... . اینجا، وسط پایتخت، در امن و امان و آرام، کودکی با چند تصویر تلویزیونی اینطور همانندسازی میکند و به هم میریزد و ذهنش درگیر میشود. امان از حال کودکانی که زیر همین موشک‌ها هستند... @taaghlom
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میگن: امیده که آدم رو زنده نگه میداره. ولی من فکر میکنم، چی بودن و جنس امیده که کیفیت زندگی آدم رو مشخص میکنه! @taaghlom
من اگر محققی بودم که دستم باز بود و امکانات داشتم، حتما منتظر میشدم تا آینده این نوزادهارو ببینم. قطعا چنین اذان و اقامه‌ای اثرگذار خواهد بود... 🥹 @taaghlom
این ابر، تو آسمون غروب، چشمم رو گرفت. کنار خیابون ایستادم به عکس گرفتن. گوشی رو که آوردم پایین تا ببینم چی گرفتم، یهو یه دختره از پشت گفت: از کی عکس گرفتید؟ برگشتم، به روسری دور گردنش نگاه کردم و با دوزاری‌ای که هنوز کج بود، با لبخند ناشی از ذوق عکس، ابر رو نشون دادم و گفتم: ابره! دختره چپ‌چپ نگاهم کرد و رفت... و من انگار در یه شکاف عمیق فرو رفتم... شکاف بینمون.... @taaghlom
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا