eitaa logo
|تَـأَقْـلُم|
57 دنبال‌کننده
178 عکس
50 ویدیو
3 فایل
گوشه دنج ِمن... • می‌نویسم • رصد می‌کنم • متن، پیرایش می‌کنم • زندگی را تجربه می‌کنم • به دنبال ردپای مهر خدا می‌گردم
مشاهده در ایتا
دانلود
«زندگی را با قوت ادامه دهید!» زندگی با قوت یعنی نمازجمعه ای با جمعیتی انبوه از مردم، بی‌خیال صدای پهپاد و خطر شلیک، با رجزخوانی و فریاد‌های پر از خشم... زندگی با قوت یعنی همان رسم و رسوم همیشگی، صدای فشل نماز جمعه، صف‌هایی که وصل بودنشان به خدا سپرده شده، جهت قبله‌ای که در هر خیابان منتهی به دانشگاه به یک طرف است. :) اصلا ما با همین‌ها، همیشه در صحنه بودیم و خواهیم بود دیگر... پ.ن: روز هشتم @taaghlom
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖇 "صلح تحمیلی" آنچه باید تبیین شود. آنچه باید بدانیم. پ.ن: روز نهم @taaghlom
چند روزی بود خود را غرق در روایت‌هایی از زندگی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای کرده بودم. ۱۳۱۸ شرح اسم خون دلی که لعل شد زندگی و زمانه آیت‌الله و... میخواندم و پیش میرفتم. میخواندم و یاد میگرفتم. میخواندم و یادداشت برمیداشتم. میخواندم و شگفت‌زده میشدم. میخواندم و زیرلب ماشاءالله میگفتم. بعد از چند روز خواندن، وقتی خواستم شگفتی‌ام از آنچه خواندم را نشان دهم، یک جمله گفتم: او، از همان آغاز در یک سطح و ماجرا و کلاس متفاوت بود. دنیایش محدود به مبارزه، به حوزه، به جلسه و سخنرانی، به گذراندن حبس، به شکست پهلوی و... اینها نبود. نگاهش آنقدر بلند و وسیع و همه‌جانبه و عمیق بود که هرچند با شکسته‌نفسی روایت میکند، اما قابل چشم‌پوشی نیست. افق او، جهان اسلام بود و تمدن اسلامی! این مرد، این ابرمرد، ناشناخته‌ترین سیاستمدار ‌تمام این سال‌های ماست. مردی که از همان سالهای جوانی مشق مبارزه کرده است. از همان سالها، برای مبارزه و اعتقادش هزینه داده است. از همان سالها، به دنبال بالا بردن آگاهی مردم بود و برایش برنامه داشت و تلاش میکرد. از همان سالها، توکل برایش معنای دیگری داشت. از همان سالها، میدانست که مامور به وظیفه است. از همان سالها، دنیای اسلام را رصد میکرد. از همان سالها... خدایا به سلامت دارش! 🤲 @taaghlom
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"جنگ" عبارت دور از ذهن و بعیدی بود که با فعل ماضی، در قالب خاطره‌هایی از هشت سال بعد از انقلاب تعریف میشد. بلدش نبودیم، جز در کتاب‌ها و فیلم‌ها و خاطرات. اما این روزها، در حال تجربه کردنیم. تجربه جنگ. تجربه جنگ حق و باطل، ایمان و کفر. پ.ن: روز دهم @taaghlom
Mohsen Chavoshi Alaj.mp3
زمان: حجم: 13M
🎶 "مردم! خدا مراقب ماست..." پ‌.ن: حتی برای منِ نااهل موسیقی شنیدنی بود، با ذوق! @taaghlom
|تَـأَقْـلُم|
چند روزی بود خود را غرق در روایت‌هایی از زندگی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای کرده بودم. ۱۳۱۸ شرح اسم خون
صداوسیما این روزها تازه افتاده رو نشون دادن دستاوردهای ملی‌مون. دیر شده، اما بهتر از نبودنه. این وسط یه چیزی تو تمام مستندها، فیلم‌ها، گفتگوها و... پررنگه و اون باور رهبری به توانایی داخلیه. انگار تنها کسی که تو این چهل سال، پشت سر تمام ادعاهای ما میتوانیم، ایستاد و کمک کرد بتوانیم، خودشون بودند. از موشکی و هسته ای گرفته تا چیزهای ساده و معمولی. تنها کسی که گفت آره ما میتونیم و اجازه داد روی پای خودمون بایستیم، خودشون بودند. اون هم وسط یه مشت کشور که تمام افتخارشون، خرج پولهای نفتشون برای خرید همین تکنولوژی‌ها و صنایعی است که ما خودمون، بهشون رسیدیم. و قطعا مشخصه که اونها اقلا میدونن و میفهمن ما چقدر توانمندتر و قدرتمندتر از خودشون هستیم. طبیعیه، وقتی روی پای خودت باشی، وقتی سالها تحریم باشی، دیگه بادی نیست که بتونه بلرزوندت. فقط باید اراده کنی! پ.ن: روز یازدهم @taaghlom
🔖 جناب مهدی تکّلو در مورد "نقش زنان در جنگ" نوشتند: نیاز داریم زنان «بشارت فتح» را در زندگی استمرار دهند توقف یک‌طرفۀ جنگ تفاوتی با عقب‌نشینی ندارد. محتمل‌ترین سناریو هم برای جنگ 12 روزه هم تنبیه و ‏مجازات دشمن متجاوز بود و نه جنگی معطوف به محو سراسری او. ما تا همینجا پیروز شدیم درحالیکه او جنگ را ‏به هدف تخریب صنعت هسته‌ای و موشکی آغاز کرد و می‌خواست با فتنه‌های داخلی و اجتماعی کار را برای ‏نظام سخت کند. او به هیچ کدام از این اهدافش نرسید اما جنگ مستقیمی که همواره همگان از احتمال و تله و ‏سایه‌اش می‌گفتند، فصل اول خود را به پایان برد و همه می‌دانیم «جنگ ادامه دارد».‏ ملت ایران نشان داد دوقطبی‌ها و شکاف‌هایش ریشه‌دار و غیرقابل‌ترمیم نیست و اتفاقاً در صدای خفیف ‏واقعیت عمیق جامعه، این صدای دوقطبی و شکاف و یأس تحمیلی بود که از سوی پرسروصداهای دوقطبی‌ساز ‏ذهن ما را آشفته و خسته کرد بود. ما باید با روایت و صورت‌بندی «حاق واقعیت جامعۀ ایرانی» به مصاف ‏‏«حاد واقعیت از جامعۀ ایرانی» برویم؛‌چرا که ادامۀ این روند تاریخی در حقیقت چیزی جز «زندگی در اشراف ‏دائمی جنگ» نیست. حالا که این پیروزی فصل اولی با عملیات «بشارت فتح» حاصل شده باید «بشارت ‏فتح» را در زندگی امتداد داد تا موعد «عملیات فتح» هم برسد.‏ خطر اصلی هم‌اکنون بازگشت تهاجمی «روزمره» است. فصل اول جنگ ثابت کرد ملت ایران ملتی نیم‌خیز است ‏تا برای به‌پاخاستن تنها باید فاصلۀ کوتاه تجافی تا قیام را طی کند. به‌شرطی که ساختار زندگی روزمره ما را به قعود ‏و غیاب بازنگرداند. یکی از مظاهر این قعود این بود که پس از دو سال از نسل‌کشی در غزه تا به «وطن» و ‏‏«میهن» تهاجم نشده بود به اندازۀ کافی و در قامت یک ملت به پا نخواسته بودیم و در همین 12 روز تا حد خوبی ‏از غزه به لحاظ توجهات ذهنی و پرداخت‌های عملی غافل بودیم. اما فرصت پیش‌آمده را باید به خدمت ترمیم ‏کمبودها آورد.‏ حالا بیش از هر چیزی باید از جنگ صحبت کرد. از جنگی که دیگر و با نسل جدیدی که دفاع مقدس را ‏ندیده بود لمسش کردیم؛ اما تذکار و تذاکر جنگ نه از باب شیفتگی جنگ آن‌گونه که به اخلاق جنگ‌افروزان و ‏دشمنان زندگی مربوط است بلکه از باب اینکه راه زندگی متعالی و حیات انسانی مسیری جز نبرد و جنگ و ‏آمادگی دائم برای آن ندارد فوری و ضروری است. حالا باید به سرعت سنگرهای زندگی را متناسب با الگوی ‏مقاومت و جهاد بنا و ژست ظلم‌ستیزی و استکبارستیزی را تقویت کرد. حالا وقت این است که از ترس جنگ به ‏پستوهای روزمرگی غیرسیاسی پناه نبریم و در داخل با مردم‌نفهم‌های متحجر و سکولار مقابله کنیم. چگونه؟ من اصلی‌ترین مکانیزمِ در بطن جنگ زندگی آفریدن را در خرد و زبان زنانه می‌دانم. همچنان که در این ایام گفتم ‏باید به آستان زنانی متوسل شویم که از شدت لطافت و رحمت ما را از عادتواره‌های روزمره می‌رهانند و به ‏استقبال جنگ با دشمنان زندگی و انسانیت می‌برند. روایت زنان در روزگار جنگ کافی نیست؛ مهم‌تر از این کار ‏به «فهم جنگ» از دریچۀ ذهن و قلب زنان مجاهد احتیاج داریم. باید جنگ را و بخوانید «زندگی جنگ» را به ‏میانجی فاهمه و عاطفۀ زنان بفهمیم. باید زنان جنگ را معنا کنند و زندگی را در مجانبت و مناسبت با آن ‏صورت‌گری کنند. زنان باید به روزمرگی ساختاریافته و نهادمند که به نوع خاصی از اقتصاد و فرهنگ و آموزش و ‏پروش تبدیل شده سیلی بزنند و ما هم باید کسانی را که تا کنون زنان مجاهد ایرانی را نفهمیده بودند و جدی ‏نمی‌گرفتند تنبیه کنیم.‏ پ.ن: روز دوازدهم (آتش‌بس) @taaghlom
Mohaadreza Hedayati - Az Khoone Javanan (320).mp3
زمان: حجم: 3.3M
🎶 حسم، حس اونجایی از سریال در چشم باد هستش که تو عروسی شروع میکنن به خوندن: "از خون جوانان وطن لاله دمیده.." پ.ن: روز دوم (سیزدهم) @taaghlom
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاری که ما در اون دوازده روز انجام دادیم، نباید کم و کوچیک و بی‌اهمیت نشون داده بشه... ما در برابر کل دنیا ایستادیم ✊ پ.ن: روز سوم (چهاردهم) @taaghlom
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا