دانلود+زیارت+عاشورا+فرهمند+++متن.mp3
12.11M
🥀#چلهعاشقی|روزبیستوهفتم🥀
🏝اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِالله
وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً
ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ
وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
🖤اَلْسَّلٰام عَلَى ٱلْحُسَيْـن
🖤وَ عَلىٰ عَلِیِّ بْنِ ٱلْحُسَيْـن
🖤وَ عَلىٰ اَوْلادِ ٱلْحُسَيْـن
🖤وَ عَلىٰ أصْحاٰبِ ٱلْحُسَيْـن
🏴اَللّهُمَّ ارْزُقْنیٰ کَرْبِلٰاْ
اَللّهُمَّ ارْزُقْنیٰ شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُود
#زیارتعاشورا
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
📆 شرو؏ چلہ : یکشنبہ¹⁷'⁴'¹⁴⁰³
┎╌╼⃘۪ꦽ⃟𖧷۪۪ᰰ᪇🌕✒️🖋️🌕᪇𖧷۪۪ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌╌◕
∞﷽∞
┊ . . . . . . . . . .
┊ .
#نسـیم
#فـصـلدوم
#ࢪقـعہششصدوشصتوسه📜
پوزخند زد و با اخمی گفت :
_ چرت نگو حوصله ندارم .
- تو هیچ وقت حوصله ی منو نداری .
باز دستانش روی دکمه های پیراهنش خشک شد :
_ من کی حوصله ی تو رو نداشتم ؟!
- نداشتی که داری از دستم فرار می کنی اون سر دنیا دیگه .
عصبی فریاد زد :
_ نسیم ...این بحث تموم شده است ...
میذاری با اعصاب آروم برم سرکلاس یا می خوای گند بزنی به اعصابم ؟
سکوت کردم که باز با همان صدای عصبی گفت :
- بلند شو تو هم میآی ...
حال ندارم و حوصله هم نداریم .
به کرختی از روی تخت برخاستم و آهسته گفتم :
_ اگه ...اگه ... یه روزی پدر بشی ...واسش حوصله داری ؟
باز مجسمه شد .
نگاهش با تردید توی صورتم می چرخید که ادامه دادم :
_خب وام سئواله ...می خوام بدونم .
چنان فریادی زد که چشمانم را محکم بستم .
- نمیخواد بدونی ...
خودم چه گلی به سر پدر و مادرم زدم که بچه ام به سر من بزنه ...
بچه چیه ، تو هم ورد گرفتی !
- چرا فکر می کنی هر کسی باید یه گُلی به سرت بزنه ....چرا تو نباید...
محکم شانه هایم را گرفت و تکان داد :
_چت شده تو ؟! دیرمون شده ...
الان وقت این مزخرفاته ؟
سرم را از نگاهش پایین گرفتم تا راز نگاهم را نخواند که پرسید :
_چیزی شده ؟
- نه .
- منو نگاه کن .
چانه ام را گرفت و سرم را بالا آورد :
_بارداری ؟
پوزخند زدم :
_نه ... مگه ... مگه دیوونه ام .
نفس راحتی کشید :
_خب خدا رو شکر یه ذره عقل توی کله ات مونده ...
وقت نداریم زود باش حاضر شو .
✍🏻بـہقـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ"
#ڪپۍممنـوع✖
#امـانتداࢪبـاشـیم!
پـارتاول↯↯
┊ . 📓➣https://eitaa.com/tafrihgaah/65895
┊ . . . . . . . . . . .
┖╌╼⃘۪ꦽ⃟𖧷۪۪ᰰ᪇ 🌕✒️🖋️🌕 ᪇𖧷۪۪ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌◕
┎╌╼⃘۪ꦽ⃟𖧷۪۪ᰰ᪇🌕✒️🖋️🌕᪇𖧷۪۪ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌╌◕
∞﷽∞
┊ . . . . . . . . . .
┊ .
#نسـیم
#فـصـلدوم
#ࢪقـعہششصدوشصتوچهار📜
خودش جلوتر از من راه افتاد و من ماندم و سری سنگین ، دلی که بهم میخورد و حالی که اصلا صبح ها خوش نبود .
از پله ها که پایین آمدم مادر گفت :
- این چه وضعشه !...
صبحانه نخورده کجا میرید ؟
هومن در حالیکه جلوي کنسول کنار در به خودش عطر میزد گفت :
_دیرمونه .... در عوض ناهار رو مفصل میخوریم .
بعد یه نگاهی به من انداخت و گفت :
_تا ناهار صبر میکنی ؟
خواستم بگویم نه ، که خودش جواب را در دهانم گذاشت ، یه شکلات آبنباتی کوچک و رو به مادرگفت :
_ما رفتیم .
و دستم را کشید .
می دانستم اگر چیزی نخورم چه بلایی سرم می آید .چند روزی بود که تا از خواب بیدار می شدم ، یه آبنبات توی دهانم می گذاشتم و تا زمانی که سفره ی صبحانه را میچیدم ، مقاومت میکردم که مبادا جلوی نگاه هومن عق بزنم .
اما آنروز انگار قصد افشا شدن رازم را کرده بود .
شکلات را آهسته می مکیدم و چشمانم را بسته بودم تا به خودم تلقین کنم که حالم خوب است .
- چرا چشماتو بستی ؟
- گفتم حالم خوب نیست .
- چته ؟ اول صبح یعنی چی که حالت خوب نیست ؟
- واسه تو چه فرقی می کنه ، به قول خودت حال من ، چه گُلی به سرت میزنه که حالا خوب باشه یا نه.
- ای خداااا ...تو چرا اینقدر چرت میگی امروز ؟!
عصبی جواب دادم :
- آخه این منطق توئه که هرچی برات نفعی داره باید باشه و هرچی به ضررته ، نه .
باخنده گفت :
_خب من پراگماتیسمی هستم دیگه .
✍🏻بـہقـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ"
#ڪپۍممنـوع✖
#امـانتداࢪبـاشـیم!
پـارتاول↯↯
┊ . 📓➣https://eitaa.com/tafrihgaah/65895
┊ . . . . . . . . . . .
┖╌╼⃘۪ꦽ⃟𖧷۪۪ᰰ᪇ 🌕✒️🖋️🌕 ᪇𖧷۪۪ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌◕
•|᪇🌙᪇|•|᪇🌙᪇|•|᪇🌙᪇|•
بچههایی که دوست دارن زودتر رمان "نسیم" رو بخونند میتونند بیان کانال VIP 😍✨
_تو کانال ویایپیرمان تموم شده و از اول تا آخر بدون هیچ فاصلهای پشت سر هم گذاشته شده✨
_قیمت ۵۰ هزار تومن 💸✨ برای خرید به آیدی زیر پیام بدید👇 →@F_82_02
27.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روحیه رمانتیک رهبر ایران🥲:
نسمسحسستشهصنژاینصپ
⏳》#درڪَُذرزمـان
📜》#ورق_420
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
نگاهی به صخره های روی هم سوار شده ی پشت سرم انداختم. راه طولانی بود اما شاید می ارزید.
برخاستم و مصمم گفتم:
_خوبه... من میرم.
_نه مستانه...
هوا بدجور گرفته است...
نزدیک غروبه و ممکنه بارون بیاد...
دیره واسه رفتن بذار بعد.
عصبی از بهانه ای که تراشید جواب دادم:
_تو نیا...
من دلم یه جای خلوت میخواد واسه گریه و جیغ زدن.
و راه افتادم اما او هم دنبالم آمد.
_حالا نگفتی با دکتر دعوات شده یا نه!؟
_غیر اون از کی میتونم اینقدر دلخور باشم؟!...
از مریض ها واسه مریض شدنشون؟!!
خندید.
_آره... راست میگی...
حالا سر چی دعواتون شده؟
چرخیدم نگاه گذرایی به او انداختم.
_مگه نمیگی هوا داره تاریک میشه؟...
پس واسه چی اینقدر حرف میزنی...
دنبالم بیا دیگه.
✍️》بـہقـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ"
#ڪپۍممنـوع‹امـانتداࢪبـاشـیم›
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
دیدنش حال مرا یڪجور دیگر میڪند
حال یڪ دیوانہ را دیوانہ بهتر میڪند
⏳》#درڪَُذرزمـان
📜》#ورق_421
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
وقتی به غار رسیدیم، هم هوا تاریک شده بود و هم باران پاییزی، رگبار گرفته بود.
وارد دهانه ی غار که شدیم گلنار نفس زنان گفت:
_دیدی گفتم هوا تاریک میشه.
عصبی بودم و با این حرف گلنار عصبی تر شدم.
_مگه نمیخواستی جیغ بزنی؟ خب بزن دیگه.
چشمانش طوری به من خیره شده بود که انگار نه انگار که خودش همین را میخواست.
ناچار خودم با آنهمه بغض و نجوایی که از صدای حامد، در سرم مدام تکرار میشد، تا لبه ی غار جلو رفتم.
« تا چشم بهم بزنی این روزها میگذره...
گاهی فکر میکنم نباید خودمو درگیر عشقی میکردم که میدونستم چقدر شکننده است ».
صدایم از یادآوری حرف حامد به فریاد برخاست.
_خدااااااا....
حنجره ام با همان یک کلمه فریاد سوخت.
_دیگه بسمه... دیگه خسته شدم....
اینو ازم نگیر... طاقت ندارم...
دیگه تحمل ندارم....
اشکانم همراه بغضی که شکسته بود، سرازیر شد. گلنار جلو آمد و مرا محکم در آغوش کشید.
_مستانه....
او هم میگریست.
نمیدانم به حال من یا حال خراب خودش.
هر دو چند دقیقه ای گریستیم که صدای غرش بلند رعد و برقی، هم هردوی ما را ترساند هم چند قدمی به عقب راند.
✍️》بـہقـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ"
#ڪپۍممنـوع‹امـانتداࢪبـاشـیم›
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
رفتی و ڪَذر ڪردے از این شهر؛ ندیدے
دنیاے من از بعد تــو چون شـامِ سیاه است...!!
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
⤜ڪانال 𝗩𝗶𝗽 رمـان "درڪَذرزمان" افتتاح شد✨!'⤛
مزایاے 𝐕𝐈𝐏:
_تو ڪانال ویایپی جلـد اول رمـان تمـوم شده و جلـد دوم شـروع شـده و ۴۰۰ پارت جـلوتره✨
_ ﺭﻭﺯاﻧﻪ پـارتـگـذارے داریــم🌙
_تبـادل و تبلیـغـات نداریــم✨
_ پارت هاے سورپرایز و هدیہ زیاد داریــم🌙
_قیمت ۵۰ هزار تومن 💸✨
براے خرید بہ آیدے زیر پیام بدید↓
@F_82_02
└─────────────╮ꞋꞌꞋ✨🌙