و ما در حال زندگی کردن زمانی
از تاریخ هستیم ، که همیشه از
فکر کردن به اون لحظه ميترسیدیم .
نجوایِدوطلبه؛
این روزها صحبت های شمارا میخوانم که دلِ تنگم کی آرام بگیرد ، اما نمیشود ، نمیشود ..
این صحنه را که دیدم ، انگار تازه باور کردم نبودتان را ، انگار تازه فهمیدم دیگر هیچوقت لبخندتان را نمیبینم ..
در حرم قدم میزنم ، هر جا سر بلند میکنم شمارا میبینم ، حرم را غمِ غریبی در آغوش گرفته ، خداکند که هرچه زودتر جواب این پرچم های خونین داده شود ، خداکند که زودتر آن کسانی که شمارا از ما گرفتند محکوم به نابودی شوند .
#انتقام
نجوایِدوطلبه؛
کتابِ خانواده ؛
در این سفر کتاب را به پایان رساندم ، حقیقتا این کتاب بسیار پر مغز است ، کاش تمام زنان مسلمان این کتاب را مطالعه میکردند . برای ساختن خانواد، بنا بر تفکر و آرمان های والای آقای شهیدمان .
پ.ن : بعد از اتمام هر کتاب هزار بار افسوس میخورم که عجب گوهری از میانمان رفت و اورا از دست دادیم .
| #معرفیِکتاب
از قشنگیای زندگی با طلبه اینه که بعد هر مسافرت ، چندتا کتاب به کتابخونه اضافه میشه :)
از بس درباره ی این مسئله ی مهم [کتاب خوانی] گفته ام و به من هم گفته نشده که چقدر اثر دارد، حقیقتاً وقتی می خواهم بار دیگر این مسئله را بیان کنم دچار تردید میشوم که این دیگر جزء گفتار لغو نباشد! من نمیدانم واقعاً این تکرار، اثر کرده یا نکرده است؛ شما باید آن را بگویید. واقعاً آماری بگیرید ببینیم کتاب خوانی چقدر رشد میکند. بیایید کاری کنید که مردم کتاب خوان بشوند.
| #منوکتاب .
کتابخوانی ، از جمله دغدغه های رهبر شهیدمان .
نجوایِدوطلبه؛
_
و تو ای قرآن عزیزم ؛
درتمام سختی ها ، خوشی ها ، ناخوشی ها و در تمام لحظه ها کنار منی ، تو زنده ای و با من حرف میزنی و حرفهایم را میشنوی ، من به گره گشایی تو ایمان دارم ، به آرامشی که به من میدهی هر روز و هر دقیقه نیاز دارم ، تو .. تو مرا از میان خیل بلاها نجات دادی ، تو قلب مرا زنده میکنی ، تو صدایم را میشنوی و با من حرف میزنی .. من تورا بیشتر از هر چیزی دوست دارم :)
| #نجوایِدل