📣 بیانیه استاد طنّاز پیرامون حواشی جناب اکبرنژاد 📣
✍ بسم الله الرحمن الرحیم
در طول تاریخ موارد زیادی مشاهده می شود که افراد دچار انحراف و التقاطات فکری شده و خود و جماعتی را به انحراف کشانده اند. این افراد یا به واسطه پیروی از هوای نفس و شیطان و با خبث نیت دست به رفتار انحرافی می زنند و یا به علت بروز اختلالات روحی و روانی، این رفتارها را دارند. بر اساس تجربه بنده، جناب اکبرنژاد جزو دسته دوم هستند. ما در کمپ ترک اعتیاد که تبلیغ می رفتیم، افرادی را داشتیم که اگر یک کت و شلوار یا عبا عمامه به تنشان می کردی و در مجامع علمی پشت تریبون می رفتند حداقل تا نیمساعت اول کسی نه تنها متوجه اختلالات روانی ایشان نمی شد بلکه شاهد تشویق و تحسین حضار هم می شدید. اما پس از این زمان، کم کم افراد متوجه حالات نامناسب روانی و توهمات وی می شوند.
این قضیه برای جناب اکبرنژاد نیز صادق است. متاسفانه ایشان هر از چندگاهی دچار این اختلالات روحی روانی شده و هر بار با یک موضوع جدید، خود را سر زبان ها می اندازند. یکبار با موضوع زوائد علم اصول، بار دیگر با موضوع لباس روحانیت و اینبار با نقد نظام و انقلاب.
اختلالات ایشان به حدی در افکار و رفتارشان ظاهر است که بنده از حضور آقای رهدار و مناظره ایشان تعجب کردم. یعنی جناب رهدار با این همه تجربه متوجه این حالات نشده اند؟
آیا اگر یکی از آن فضلای کمپی ما بیاید و بگوید ماست سیاه است! اهل علم به جنب و جوش افتاده تا اثبات نمایند سفید است؟ جای تعجب است عده ای از اهل علم و فضل درصدد مناظره و صحبت با جناب اکبرنژاد هستند. اما شاید برخی به بنده خرده گرفته و اعتراض کنند که چرا چنین نقد میکنی؟ بنده در جواب می گویم : کافیست یکی از سخنرانی ها، کلیپها یا نظرات ایشان را بر اساس علم منطق و خصوصا بخش مغالطات، بررسی نمایید. مانند یک متخصص، بنشینید و چند جمله ای را جراحی و حلاجی کنید تا متوجه این انحراف و التقاط فکری شوید. ذهن بیمار و معیوب، سنجش و ارزیابی اشتباه دارد. صغری، کبری و نتیجه را اشتباه می دهد. حرف های جناب اکبرنژاد آزمون بسیار خوبیست برای سنجش علمی طلاب در درس منطق.
اصلا حوزه بیاید بر اساس آن المپیاد منطق بگذارد؛ جایزه اش با من.
حیف است شخصیت هایی مانند آقای رهدار، استاد توکل، جناب راجی بزرگوار، برای این آقا، فکرشان حتی لحظه ای مشغول شود. بنده می گویم:
«جناب اکبرنژاد مغالطه گر! من حریف تو هستم. شما برای ما خط و نشان میکشید؟ توکل را نمی خواهد، راجی را نمیخواهد، من حریف شما هستم؛ شیخ طنّاز حریف شماست. بدانید هیچ شبی نیست که ما بخوابیم و به مغالطه های شما فکر نکنیم. به شما میگویم آقای اکبرنژاد مغالطه گر! بدان آن مغالطاتی که فکر نمیکنی، ما رسوایش می کنیم.»
«در هر کجا که مغالطه بکنید ما در مقابل شما هستیم. نحن ابناءالدلیل هستیم، ما ملت امام حسین (علیهالسلام) هستیم. بپرس ما مغالطات سختی را رسوا کردیم»
«بیا! ما منتظریم؛ ما مرد این میدان برای شما هستیم. شما میدانید این مغالطه یعنی نابودی همه وجاهت و اعتبار شما، این مغالطه را شما شروع میکنید اما پایانش را ما ترسیم میکنیم.»
#طنّاز
#اکبرنژاد
#مغالطه_گر
#بیانیه
@tannaze
☝️معاتبه طنّازانه 👆
☘ موضوع: محبت خانواده
✍آورده اند روزی شیخ طنّاز قبل ورود به منزل دقایقی را صرف خوش و بش با نونهالان و نوجوانان بنمود و از احوالشان جویا شده کمی با آنها مطایبه بنمود. و سپس رهسپار منزل گشت. در بدو ورود دخترکش به استقبال آمد و به پدر ابراز محبت بنمود و سپس کودک خردسالش از دور به روی شیخ خنده بنمود. و همسر نیز با ذوق و شوق از غذایی که پخته می فرمود و در اصل، ابروان اصلاح شده را نمایش می داد. لکن شیخ مستمرا سرش در گوشی مشغول جهاد تبیین و ارشاد خلق بود. ناگاه عنایت الهی شامل گردیده و مکاشفه ای رخ داده شیخ لحظات قبل ورود و بعد ورود به منزل را کنار هم بدید.
شیخ از رفتار خود خجل و متنفر گردیده به اتاق رفته گریبان چاکانده و نفس را با تازیانه زبان تأدیب بنمود:
🗡ای غافل! چه شده که برای بچه های مردم وقت و حوصله داری لکن به فرزندان خودت می رسد بی حوصله می شوی؟
🪓ای جاهل! خجالت نمی کشی؟ این بانو همسر توست یا کنیزت؟ چه گناهی کرده که صبح تا شب، شب تا صبح ، عمرش را برای تو و فرزندانت گذاشته دریغ از ذره ای توجه و محبت....
🔪ای خاک برسر! برای دیگران دایه مهربان تر از مادری ولی برای فرزندانت برج زهرمار می شوی؟
🥊ای بی حیا! سهم زن و بچه ات از وقت و حوصله ات چقدر است؟ نصف روز را که مشغول خوش و بش و مصاحفه و معانقه و مباحثه با مریدان هستی و این بیچارگان تنها گوشه منزل به انتظار آمدنت، وقتی هم که می رسی سرت در گوشیست و جهاد تبیین می کنی؟ جهاد تبیین بزند به کمرت که آبروی شیوخ اسلام را برده ای.
⛏ای نامرد! برای دیگران شیخ طنّازی و برای خانواده ات، شمربن ذی الجوشن می شوی که حقا با شمر محشور می گردی. وای به اسلامی که تو حجت اش باشی.
⚔ای شیخ خجالت بکش، آدم شو، حق زن و فرزندانت را به جا آور. دست محبت بر سرشان بکش. ساعتی کودک شو و بازی کن.
🪚ای سنگ! ای آهن!! ای گچ!!! یک شاخه گل، یک بستنی، یک خوراکی چه زحمتی دارد که از خانواده ات دریغ می کنی؟
🦯ای شیخ برخیز و دلشان را بدست آور، حالت چارپا بگیر تا سوارت شوند و در خانه بچرخانشان که اجرش از هزاران نمازی که میخوانی بیشتر است.
✍گویند شیخ بعد از این معاتبه، در برنامه روزانه اش بسیاری از برنامه های جنبی را حذف و به جایش این واجبات فراموش شده را قرار داد. و ماحصل آن، تربیت فرزندانی مومن و انقلابی گردید.
#معاتبه
#طنّاز
@tannaze
🤛 معاتبه طنّازانه 🤜
🌱موضوع: رحما و اشداء
✍ آورده اند روزی شیخ طنّاز، پسرش را برای نماز به مسجد و از آنجا برای خرید به بازار، با خود همراه بنمود.
پس از بازگشت به منزل، پسرک چموش که در نبوغ و زیرکی، از پدر پیشی گرفته است به پدر فرمود:
باباجون چرا توی مسجد اخم و تخم میکردی؟ قیافت، توی هم میرفت با مسجدی ها سرد بودی؟ ولی توی بازار نیشت باز بود؟ متواضع شده بودی؟ صدات نازک بود؟
شیخ که اصلا به این چیزها فکر نمی کرد، از دقت نظر ولد، جا خورده، گوشه ای خلوت گزید و سر در گریبان فرو برد.
ولد چموش که ناظر حالات پدر بود؛ نقل می کند: شیخ مقابل آینه، یقه خود را گرفته، و اینگونه معاتبه نفس بنمود:
❗️ای منافق!!! چه شده است که برای اهل ایمان تکبر می ورزی و مقابل اهل دنیا کرنش می کنی؟
❗️ای بیچاره!!! چه شده که عزت را نزد اهل دنیا میجویی و مومنین را به چشم خاری و ذلت می بینی؟
❗️ای خاسر ورشکسته!!! هیچ می دانی مصداق کدام آیه ای؟ شده ای معکوس آیه اشداء علی الکفار، رحماء بینکم.
❗️ای نادان ذلیل!!! به اهل ایمان که می رسی عینک عیبجویی بر چشم می زنی و در نزد اهل دنیا و اهل معصیت، به به چه چه راه می اندازی؟
❗️ای غافل!!! زبانت برای اهل خدا، دراز و پرنیش است ولی برای اهل دنیا کوتاه و مدح گو می شود؟
بترس بترس بترس از خدایی که عزت و ذلت بدست اوست
بترس بترس بترس از خدای ستاری که بر عیوبت پرده پوشانده و الا این مومنینی که احترامت می کنند؛ محل کلب هم برایت قائل نبودند.
❕یا شیخ!!! در برابر اهل ایمان، راه تواضع و فروتنی و در برابر اهل معصیت تکبر و عزت پیش گیر... شاید عاقبتت بخیر شود...
#معاتبه
#طنّاز
#رحماء
@tannaze
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
31.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💰مسابقه بین المللی مغالطات اکبرنژادانه 💰
📣 پویش ۱📣
🚩 قابل توجه طلاب اهل فکر و منطق🚩
🔭از طرف شیخ طناز، به ازای یافتن و شرح مختصر هر مغالطه در کلیپ بالا، ۵۰ گرم پسته دامغان دریافت نمایید.
💵 با صرف وقتی اندک و یافتن و شرح مختصر ۲۰ مغالطه، یک کیلو پسته خندان به ارزش ۵۰۰ هزار تومان جایزه بگیرید.💵
❌ظرفیت این مسابقه ۳کیلو پسته بر اساس ارسال زودتر و کیفیت استدلالات می باشد.❌
ارسال پاسخ به آی دی :
@Tannazee
#طنّاز
#مغالطه
#اکبرنژاد
https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
هدایت شده از شیخ طناز و استاد شکمپرور
پویش۲ 📣
🔸در عبارت بالا از جناب اکبرنژاد ،چند مغالطه می یابید؟
💰جایزه ویژه : به ازای یافتن هر مغالطه، از طرف شیخ طنّاز ۵۰ گرم پسته خندان دامغان تقدیم خواهد شد. 💰
🕛 مهلت ارسال مغالطات: ساعت ۱۲ظهر یکشنبه
ارسال به: @Tannazee
♦️ظرفیت این پویش ۱کیلو پسته بوده که بر اساس ارسال زودتر و کیفیت استدلالات تقدیم خواهد شد.♦️
#طنّاز
#مغالطه
#اکبرنژاد
#مغالطه_گر
https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
شیخ طناز و استاد شکمپرور
پویش۲ 📣 🔸در عبارت بالا از جناب اکبرنژاد ،چند مغالطه می یابید؟ 💰جایزه ویژه : به ازای یافتن هر مغالط
✍مجموعه مغالطات بدست آمده از این عبارت به شرح ذیل است:
۱.ادعا: بر خلاف گمان مردم....
پاسخ: ایشان یک عده را گرفته و تفکر،دانش، رفتار و ... آنها را به همه تسری داده و لفظ مردم را به کار می برند. در اینجا هم همانطور است. در حالیکه خیلی از مردم از نظرات باقی علما هم مطلع بوده و با این تفاصیل از آیتالله خمینی حمایت کردند.
۲.ادعا: اکثریت علمای طراز اول ....
پاسخ: ایشان بخشی از علمای معاصر آیت الله خمینی را گرفته و عناوین فوق را به آنها نسبت داده تا ادعای خود را ثابت کنند. در حالی که شخصیت هایی مانند آیت الله شاه آبادی، بهاءالدینی، سید علی آقای قاضی و .. .. صراحتا و تلویحا همراه بودند و افرادی مانند آقای بهجت هم شاید اختلاف نظر داشتند لکن مانع کار نبوده و حتی برای پیروزی و تقویت انقلاب و نظام، اعمال عبادی و عرفانی انجام می دادند.
۳.ادعا: علما دنبال انقلاب و تشکیل حکومت نبودند.
پاسخ: متاسفانه جناب اکبرنژاد ادعای آزادی اندیشه و بیان دارند لکن در مقام قضاوت و ارزیابی دیگران جور دیگر می شوند. خب برخی علما دنبال انقلاب نبودند، این دلیل نمی شود که فقط این تفکر درست باشد چه بسا برخی دیگر دنبال انقلاب و تشکیل حکومت بودند. و اصلا همین تفکر و اراده آیت الله خمینی است که ایشان را متمایز از بقیه کرده و اقبال و حمایت مردم و توفیقات الهی را برایشان به همراه داشته است.
۴. ادعا : علما قویا با آیتالله خمینی اختلاف نظر داشتند
پاسخ: متاسفانه جناب اکبرنژاد مدعی آزاداندیشی هستن اما خلاف آن عمل می کنند. جناب اکبرنژاد خودتان می فرمایید اختلاف نظر داشتند. خب این موضوع در بین فقها و مجتهدین امری طبیعی است. البته اگر شما، آیتالله خمینی را به عنوان مجتهد، فقیه و مرجع تقلید به حساب آورید!! اگر ایشان اینگونه باشند و نیز ایشان را اهل تقوا، رعایت و مخالف هوای نفس بدانیم، نظر ایشان برای مقلدینشان مورد تبعیت است. که البته مورد توجه و تبعیت آزاداندیشان و حق طلبان فراتر از مقلدین ایشان هم گردید.
۵. ادعا: حرف آنها بالاتفاق ... حوزه توانایی مملکت داری را ندارد...
پاسخ: اولا این ادعای بالاتفاق را لطفا مستند و مستدل بفرمایید. متاسفانه یکی از مغالطات رایج شما همین است که از الفاظی مانند عام و کلی و البته مبهم استفاده می کنید.
ثانیا: روی صحت استدلالی که بیان کردید هم نقد و نظر است. به عنوان مثال و نمونه: حوزه توانایی مملکت داری ندارد اما محمدرضای پهلوی، که در بی ارادگی، وابستگی، فساد، بی تقوایی، استبداد، دیکتاتوری و ... شهرت دارد، توانایی مملکت داری دارد؟
۶. ادعا: حوزه توانایی .... این کار باعث... : متاسفانه باز هم شاهد مغالطات ظریف جناب اکبرنژاد هستیم: از یک موضوع نتیجه دلخواه خود را میگیرد. اگر حوزه و علما درست رفتار و عمل کنند،حتی ناتوانی حوزه سبب بدنامی و رویگردانی نخواهد شد چه بسا سبب به میدان آمدن و یاری آنها هم خواهد شد مانند انقلاب اسلامی که وقتی مردم به حقانیت آن ایمان آوردند، با جان و دل پای کار آمدند و از بازاری گرفته تا نخبگان دانشگاهی و حتی نظامیان زمان پهلوی هم به یاری آیتالله خمینی و انقلاب آمدند. لذا این استدلال اشتباه است که اولا حوزه توان ندارد و چون توان ندارد پس نباید انقلاب کند و نیز انقلاب و مملکت داری را صرفا بر دوش حوزه نباید گذاشت که امام اینگونه عمل کردند که به پشتوانه ملت،اصناف، نخبگان حوزه و دانشگاه و اقشار مختلف انقلاب کردند و الا به قول جناب اکبرنژاد برخی از حوزویان و علما،امام را تنها گذاشتند.
۷: جدای از مغالطاتی که بیان شد خود آیت الله خمینی و افرادی مثل شهید بهشتی هم به این عدم همراهی و بی مهری برخی از علما و حوزویان با آیتالله خمینی و انقلاب اذعان دارند که البته در اینجا پیکان نقد را باید به سمت ایشان گرفت نه آیت الله خمینی.
والسلام علیکم
#طنّاز
#مغالطه
#اکبرنژاد
#مغالطه_گر
#پویش۲
@tannaze
شیخ طناز و استاد شکمپرور
💰مسابقه بین المللی مغالطات اکبرنژادانه 💰 📣 پویش ۱📣 🚩 قابل توجه طلاب اهل فکر و منطق🚩 🔭از طرف شیخ طن
بخشی از پاسخ های دریافت شده
⬇️⬇️
۱
باسمه تعالی
در پاسخ به شبهات آقای اکبرنژاد بایستی ابتداء نسبت به مغالطات صورت گرفته در کلام ایشان یک روشنگری صورت گیرد که ماهیت مغالطات بکار رفته در مطالب ایشان،مشخصا چه نوع مغالطات منطقی است و سپس در لابلای تشریح مغالطات صورت گرفته،پاسخ به شبهات مطرح شده توسط ایشان نیز،بیان شود:
👈مقدمه:مغالطه در علم منطق به صورت روان:"به قیاس به ظاهر معتبری می گویند که به منظور حق نشان دادن یک مدعای باطل یا نشان دادن عقیده ی حق تشکیل می شود."
با حفظ این مقدمه،در کلام آقای اکبر نژاد یک سری ادعاهای باطلی وجود دارد که برای توجیه عقیده ی باطل خود،با پوشش مغاطه آمیز وظاهری قیاس محورمنطقی،بیان شده است که با ارزیابی ادعاهای ایشان،مغالطه های صورت گرفته در کلام ایشان به شرح ذیل دسته بندی و بیان می باشد:
✅مغالطه ی اول:در علم منطق یک نوع مغالطه وجود دارد بنام"مغالطه نقل قول ناقص"در این مغالطه،شخصِ ناقل،بخشی از سخن یک شخص را به صورت گزینشی و بدون توجه به پیام اصلی او در مجموعه سخنانش نقل می کند تا از این طریق به اثبات ادعای خود بپردازد که به این نوع مغالطه،"مغالطه نقل قول ناقص"می گویند.
با حفظ تعریف این نوع مغالطه،آقای اکبر نژاد مراحل رسیدن به قله را به 5 قسم از دیدگاه رهبری(1-انقلاب اسلامی 2-نظام اسلامی 3-دولت اسلامی 4-جامعه اسلامی 5-تمدن اسلامی) تفسیم می کنند و سریعا با عبارت دیگر رهبری دال بر نزدیک به رسیدن به قله ها،این نتیجه را میگیرند که ما به مراحل آخر قله که همان تمدن سازی اسلامی است باید رسیده باشیم در حالی که ما در مراحل اولیه همچون تشکیل دولت اسلامی(مرحله ی سوم)مانده ایم پس رهبری اشتباه می کنند و ما مطلب ایشان را را خلاف واقعیات بیرونی می دانیم.
لکن ایشان اولا فهم درستی از مراحل پنجگانه ندارند واز طرفی با نقل قول گزینشی کلام ایشان درصدد اثبات ادعای باطل خود هستند.بدین توضیح که آخرین اراده رهبری در بیانیه گام دوم ایشان تجلی پیدا کرده است،ایشان در بندهای اول بیانیه ی گام دوم انقلاب، عبارت"... اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و..."دارند که این نشان می دهد که رهبری برای هر مرحله ی قله ی را ترسیم کرده اند نه اینکه به مجموعه ی پنج مرحله یک قله تعریف شده باشد.بنابراین ایشان در بیانیه ی گام دوم،ورود انقلاب به مرحله ی جامعه پردازی را بیان کرده اند که همان مرحله ی چهارم است نه مرحله ی پنجم که ایشان با گزینش غیردقیق و عدم فهم غیردقیق کلام ایشان،برداشت خود را به معظم له نسبت می دهند.در کلام رهبری رسیدن به قله مساوق با رسیدن به تمامی آرمانهای نظام اسلامی تفسیر نشده است بلکه ایشان برای هر مرحله ی قله ی را تعریف کرده اند و بیانیه ی گام دوم انقلاب گویای چنین مطلبی است.بنابراین آقای اکبرنژاد اولا:فهم صحیحی از مراحل پنجگانه ندارد.ثانیا:مولفه های هر مرحله را نمی دانند و ثالثا:بیانیه ی گام دوم انقلاب رهبری را دقیق مطالعه نکرده اند یا اصلا مطالعه نکرده اند و با گزینش عبارت رهبری و نقل ناقص آن،درصدد القاء این نوع مغالطه هستند.
✅مغاطه ی دوم:یک نوع دیگر مغالطه در علم منطق بحث میشود تحت عنوان مغالطه"کوچک نمایی"در این نوع مغالطه،شخص مغالطه کننده برای اثبات ادعای باطل خود،به غلط،جنبه یا جنبه های خاصی از یک واقعیت را به صورت کوچکتر و بی اهمیت جلوه می دهد.
با حفظ تعریف این نوع مغالطه،آقای اکبر نژاد در بخشی از مطالب خود،می گویند ما چهل و پنج سال آواره شدیم برای تشکیل دولت اسلامی!!
ایشان کارهایی که در این 40 و اندی سال توسط دولت و حکومت اسلامی صورت گرفته است را براحتی کوچک نشان می دهند و از کنار آن براحتی رد می شوند.
آیا در این دولت های اسلامی که ذیل حکومت اسلامی تعریف میشوند،پیشرفت های خیره کننده در تمامی حوزه های علمی وفناوری نداشتیم؟
در حوزه نفوذ سیاسی در بین ملت ها چطور؟
در حوزه فناوری های صنعتی و نظامی چطور؟
در حوزه پزشکی چیزی یادتان نمی آید؟
پس اعتراف دوست و دشمن دال بر پیشرفت خیره کننده جوانان کشور دروغ است؟
اگر دروغ است،پس اینقدر کارشکنی های دشمن بر علیه ما و ملت ما،چه معنی دارد؟
اگر ما درجا زده بودیم،دیگر نیازی بود دشمن علیه ما تحریمی شکننده اعمال کند؟
نفوذ منطقه ی ما در غرب آسیا و شمال آفریقا هم کشک است؟
هیهات از این مغالطه ی"کوچک نمایی"شما
✅مغالطه سوم:یک نوع دیگر از مغالطه در علم منطق وجود دارد بنام مغالطه"علت جعلی"در این نوع مغالطه،امری که علت نیست یا بخش کوچکی از علت است را به عنوان علت اصلی معرفی میشود.
با حفظ تعریف این نوع مغالطه،آقای اکبر نژاد در بخشی از مطالب خود،طوری قضیه مشکلات اقتصادی مردم را جلوه می دهند که انگار تدابیر و گفتارهای رهبری بزرگوار انقلاب علت اصلی مشکلات اقتصادی مردم هستند.
۲
در پاسخ باید بگوییم که اولا:خود رهبری نیز بر وجود مشکلات اقتصادی در این کشور صحه می گذارند و این بحث،مطلب جدیدی نیست که آقای اکبرنژاد کشف کرده باشند.
ثانیا:مدیریت و تدابیر رهبری فرزانه انقلاب،علت اصلی مشکلات اصلی اقتصادی نیستند بلکه ایشان،ارائه دهنده نسخه ی علاج مشکلات اقتصادی جامعه که همان"اقتصاد مقاومتی"می باشد،هستند
ایشان مکرر در مکرر به دولتها،با ارائه راهکارهای گوناگون ونیز نامگذاری سال های بیش از یک دهه به انحاء مختلف به نام های اقتصادی به عنوان شعار کشور،به مقابله با مشکلات اقتصادی کشور رفته اند و با ریشه یابی علت ها،راه علاج را در یک نسخه ی بنام"اقتصاد مقاومتی"بیان و ارائه طریق کرده اند
حال جناب اکبرنژاد؛مرشد ارائه کننده طریق،نباید خود،علت اصلی و جعلی مشکلات اقتصادی بیان شود و این ظلم در حق ایشان است.
✅مغالطه چهارم:نوع دیگری از مغالطه در علم منطق وجود دارد بنام"مغالطه کُنه و وجه"در این نوع مغالطه،یک صفت یا یک جنبه ی خاص از یک پدیده به عنوان ذات و اساس آن معرفی میشود.
با حفظ تعریف این نوع مغالطه،آقای اکبر نژاد در سراسر کلام خود،طوری القاء یاس می کنند که انگار"ناکارآمدی"جزء ذات و اساس این نظام است
شاید نظام در بخشی از مولفه ی های خود دچار ضعف یا عقب ماندگی یا حتی ناکارآمدی باشد و لکن این به این معنی نیست که اساس نظام"ناکارآمد"است.
شاید نظام در بخشی از پایه های خود از جمله بحث اقتصاد برای مدت زمان به خصوصی دچار ضعف شود و این ضعف نباید به ناکارآمدی تمامی ارکان این نظام مقدس تفسیر شود و در نتیجه به مردم القاء یاس شود و خروجی یاس بشود بی اعتمادی و خروجی بی اعتمادی بشود عناد و خروجی عناد بشود تقابل و خروجی تقابل بشود کف خیابان و خروجی کف خیابان بشود خدایی نکرده سقوط نظام مقدس جمهوری اسلامی!
آیا آقای اکبرنژاد به لوازم این مغالطه خود پایبند میشوند یا خیر؟
اگر ملتزم به لوازم این نوع از مغالطه خود هستند پس چرا موسسه ی در قم تشکیل داده اند بنام"موسسه فقاهت و تمدن اسلامی"؟!
خب؛اگر ناکارآمد است پس چرا به برکت این نظام اسلامی-که تا دیروز و در زمان طاغوت امثال شما،حتی اجازه پوشیدن لباس مقدس طلبگی را نداشتید چه برسد به افاضه های این چنینی-موسسه ی تحت عنوان موسسه فقاهت و تمدن اسلامی،تاسیس کرده اید؟
اگر تمدن سازی امری شدنی است پس چرا برای موسسه ی کوچکی مثل موسسه شما و با مدیریت فردی مثل شما در این موسسه،در فلان منطقه ی استان قم امرنی شدنی است و لکن برای نظامی با این گسترده گی و با رهبری فردِ حکیمِ عارفِ مدبرِ مدیرِ نشدنی جلوه داده می شود؟
و اگر نشدنی است پس چرا،شما درموسسه تان به کار لغوِ نشدنی مشغول هستید؟
توجه دارید که لوازم این مغالطه های عجیب تان چیست جناب اکبرنژاد!!