طراحی مذهبی و توضیحات علمی
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْباقِرُ بِعِلْمِ الله شهادت مظلومانه و جانسوز امام محمد باقر (علیه
محمّد بن علی بن الحسین(ع)، ملقب به باقر و کنیه ابو جعفر فرزند امام سجاد(ع) است. برخى روز تولد آن حضرت را در مدینه اول ماه رجب مصادف با روز جمعه میدانند.[1] اما برخى دیگر سوم صفر[2] دانستهاند.
پدر ایشان امام سجّاد(ع)، پیشوای چهارم شیعیان و مادرش «ام عبدالله» دختر امام حسن مجتبی(ع) است؛ لذا هم از جهت پدری و هم از جهت مادری فاطمی و علوی است.[3]
باقر العلوم لقب امام باقر(ع)
مشهورترین لقب امام محمد بن علی(ع)، باقر العلوم است[4] که پیامبر اسلام(ص) به آن حضرت داده است؛[5] چون امام باقر(ع) شکافنده و آشکار و ظاهر کنندۀ علوم است، به «باقرالعلوم» نام گذاری شده است.[6] همچنین گفتهاند چون پیشانی آن حضرت در اثر سجدۀ زیاد باز بود به لقب «باقر» نامگذاری شد.[7]
قیام عاشورا یکی از اثر گذارترین و مهم ترین وقایع تاریخ اسلام است که در محرم سال 61 هجری قمری واقع شد.
در این قیام، امام محمد باقر(ع) که کودکی چهار ساله بودند، نیز حضور داشتند، و مورد قبول مورّخان است؛ زیرا روایات بسیاری وجود دارد که ولادت آن امام را قبل از سال 61 دانستهاند، مانند: «امام باقر(ع) در سال 57 هجری در مدینه متولد شد».[8]
همچنین امام باقر در پاسخ به سؤال فردی که از آن حضرت میپرسد: آیا شما زمان امام حسین(ع) را درک کردهاید، امام فرمود: بلی [9]
امام باقر(ع) خود در مورد حضورش در کربلا، میفرماید: «جدم امام حسین(ع) کشته شدند، در حالیکه من چهار ساله بودم و کشته شدن او را به یاد میآورم».[10]
بر اساس این دست از روایات، حضور امام باقر در کربلا هیچگونه منع تاریخی نداشته، و از آنجا که سن آن بزرگوار بسیار کم بوده، به طور طبیعی با خانواده خود زندگی میکرده و در سفر همراه آنها بوده، و چون سن بسیار کمی داشت؛ از این باب کمتر، کتابهای تاریخی به حضور آن امام در کربلا پرداختند.[11]
امام باقر(ع) در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصۀ فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدّی و گسترده نهضتی بزرگ را در زمینه علوم و معارف اسلامی طراحی کرد. تا جایی که این جنبش دامنهدار به بنیانگذاری و تأسیس یک دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامی انجامید که پویایی و عظمت آن در دوران امام صادق(ع)، به اوج خود رسید.
امام با برقراری حوزۀ درس، با کج اندیشیها مبارزه کرد و در صدد زدودن چالشهای علمی، تحکیم مبانی معارف و اصول ناب اسلامی با تکیه بر آیات رهنمونگر قرآن برآمد و ابواب فقهی و اعتقادی را از دیدگاه قرآن بررسی کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی پرداخت، به گونهای که دانشمندی چون «جابر بن یزید جُعفی» هر گاه میخواست سخنی در باب علم به میان آورد ـ با آن توشهای که از دانش داشت ـ میگفت: «جانشین خدا و میراث دار دانش پیامبران محمد بن علی(ع) برایم اینگونه گفت»[12] و به دلیل ناچیز دیدن موقعیّت علمی خود در برابر جایگاه امام(ع)، از خود نظری به میان نمیآورد.
ابواسحاق سبیعی از دیگر فرهیختگان این دوره، آن قدر نظرات علمی امام را درست میپندارد که وقتی از او در مورد مسئلهای میپرسند، پاسخ را از زبان امام میگوید و میافزاید: «او دانشمندی است که هرگز کسی بسان او [در علم] ندیدهام».[13]
امام محمد باقر(ع) 57 سال از عمر مبارکش گذشته بود، بنا بر مشهور در هفتم ماه ذی حجه سال سال 114 هجرى[14] دیده از جهان فرو بست و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد) و عمویش (امام حسن) دفن شد.[15] و شهادت آن حضرت در عصر خلافت هشام بن عبد الملک رخ داد[16] و به امر هشام بود.[17]
پی نوشت :
[1]. شیخ مفید، مسار الشیعة، ص 56
[2]. مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ص 277
[3]. المناقب و المثالب، ص 327
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص 91
[5]. الإرشاد ج 2، ص 159
[6]. الإرشاد ج 2، ص 159
[7]. تذکرة الخواص، ص 302
[8]. بحار الأنوار، ج 46، ص 212.
[9]. الکافی ج 4، ص 223
[10]. تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 320
[11]. الإرشاد ج 2، ص 160.
[12]. الإرشاد ج 2، ص 160.
[13]. همان، 161.
[14]. التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 96.
[15]. کافى، ج 1، ص 469.
[16]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 1، ص 499
[17]. کفایة المهتدی ص 335
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/حضرت-امام-باقر
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
شهادت مظلومانه حضرت مسلم بن عقیل و جناب هانی بن عروه (علیهم السلام) تسلیت و تعزیت باد.
مسلم فرزند عقیل بن ابیطالب و با کمالترین فرزندان او است. عقیل برادر حضرت علی(ع) و دومین فرزند ابوطالب(ع) است.[1] از این جهت، او با یک واسطه از تربیت ابوطالب و همسرش فاطمه بنت اسد برخوردار گردید.
مسلم بن عقیل، سال 20 هجری، یعنی ده سال بعد از رحلت پیامبر(ص) متولد شده بود؛ لذا او زمان رسول خدا(ص) را درک نکرد؛ زیرا هنگام شهادت(سال 60 هجری) سن آنجناب بیش از 40 سال نبود، در حالیکه از زمان رحلت پیامبر(ص) تا سال 60 هجری، 50 سال گذشته بود.[2]
مسلم بن عقیل، با سه امام (امام علی، امام حسن و امام حسین) هم عصر بود و محضر آن بزرگواران را درک کرد.
مادر گرامی او حلیه نام دارد، او کنیزی بود که عقیل از شام خریداری کرده بود.[3] همسر مکرمه او جناب «رقیه» از دختران امیرمؤمنان علی(ع) بوده است؛[4] از اینرو، ایشان افتخار دامادی حضرت علی(ع) را به همراه داشت.
فرزندان
1. عبدالله،[5] که مادر او رقیه دختر امام علی(ع) بود.[6]
2. محمد.[7]
این دو فرزند مسلم در سرزمین کربلا شهید شدند. دو فرزند دیگر مسلم نیز پس از واقعه کربلا و اسیر شدن بعد از یکسال به شهادت رسیدند. برخی نام آنها را محمد(غیر از محمد فرزند دیگر مسلم که در بالا ذکر شد) و ابراهیم گفتهاند و مادر ایشان از اولاد جعفر طیّار بود.[8]
همانطور که بیان شد او فرزند کسی است که دست پرورده شخصی مانند ابوطالب(ع) است و خود افتخار دامادی امیر مؤمنان علی(ع) را دارد که تأثیر ایندو در تربیت و بالندگی انسان قابل انکار نیست.
کلام معصومان(ع) در مورد ایشان :
رسول خدا به علی(ع) فرمودند: «فرزند او(عقیل) کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشک میریزد و فرشتگان مقرّب بر او درود میفرستند».[9]
امام حسین(ع) در نامهای که برای کوفیان میفرستد مینویسد: «کسی را به سوی شما میفرستم که برادر، پسر عمو و مورد اطمینان از اهل بیتم محسوب میشود».[10] در این کلام امام(ع) افتخاراتی برای مسلم وجود دارد که عبارتاند از:
1. برادر: حضرت به او نسبت برادری میدهد، در حالیکه برادر نسبی آنحضرت نبود، اما آنچنان وفادار بود که لقب برادری امام حسین(ع) را شایسته خود نمود.
2. مورد اطمینان: اگر امام در حق مسلم فقط همین یک جمله را میفرمود برای اثبات فضیلت وی کافی بود.
3. اهلبیت من: این کلام مانند کلام رسول خدا(ص) درباره سلمان فارسی است: «سلمان منا اهل البیت».
ج) زیارت نامه مسلم بن عقیل
در زیارت نامه مسلم بن عقیل به فضایل بسیاری اشاره شده که شاید مهمترین آن این جمله است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ، الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن»؛[11] یعنی درود بر تو ای بنده شایسته و فرمانبردار خداوند و فرستادهاش و امیرمؤمنان و حسن و حسین(ع).
اولین اقدام امام حسین(ع) فرستادن مسلم به کوفه بود، مسلم پس از رفتن از مکه به مدینه و از آنجا به سمت عراق، حرکت کرد و در کوفه در منزل مختار بن ابى عبیده اقامت نمود.
مدت 35 روز پس از ورود مسلم(5 شوال سال 60) حدود هجده هزار نفر با او بیعت کردند تا اینکه حاکم کوفه بر کنار و عبید الله بن زیاد به جای او برگزیده شد.
عبید الله با تهدید و تطمیع مردم، سران قبایل را از کنار او پراکنده ساخت، و زمانی که مسلم تنها شد و عبید الله به تنهایی او پی برد، سپاهی را برای دستگیری وی عازم کرد. این در حالی بود که مسلم(ع) در خانه زنی به نام طوعه پناهنده شده بود.
وقتی صدای سربازان عبید الله بن زیاد به گوش او رسید، خود را برای نبرد آماده کرد، و چون بر سپاه دشمن ضرباتی زیادی وارد کرد. آنان از راه مکر وارد عمل شدند و مسلم هم چون رمقی برای ادامه مبارزه نداشت به ناچار خود را تسلیم کرد.
او را نزد عبید الله بردند، پس از گفتوگوی تند و صریح میان آن دو، عبیدالله دستور داد که او را بالای دار الاماره بردند تا شخصی که به دست او زخمی شده بود، او را گردن بزند، و همو بود که فرمان عبید الله را اجرا کرد.[12] زمان شهادت مسلم بن عقیل، روز نهم ذیالحجه(روز عرفه) سال 60 هجری قمری بود.[13] مرقد شریف آنجناب در شهر کوفه زیارتگاه ارادتمندان اهلبیت(ع) است.
پی نوشت :
[1]. انساب الاشراف، ج 2، ص 77
[2]. تأمّلی در نهضت عاشورا، ص 164
[3]. مقاتل الطالبیین، ص 86
[4]. همان.
[5]. الفتوح، ج 5، ص 110
[6]. تذکرة الخواص، 229.
[7]. مناقب آل أبی طالب(ع)، ج 4، ص 112
[8]. منتهى الآمال، ج 2، ص 743
[9]. الأمالی، ص 129
[10]. تاریخ الامم و الملوک ج 5، ص 353
[11]. المزار الکبیر، ص 178
[12]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 1، ص 173
[13]. الإرشاد ج 2، ص 66
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/en/tags/مسلم-بن-عقیل
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام سجاد(علیه السلام) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی میکرد. به او فرمود: «وای بر تو! آ
روز عرفه از اعیاد بزرگ است، اگر چه عید نامیده نشده است. عرفه روزی است که حق تعالى، بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا خوانده و سفره گسترده جود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و ایشان را به آمرزش گناهان و پوشانیدن عیب هایشان وعده فرموده است
امیرالمؤمنین امام علی (ع) درباره راز وقوف در عرفات می فرماید: "عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدر تضرّع کند تا لایق ورود حرم شود.[1] از اینرو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد که جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانهای که انبیاء (ع) به طهارت آن قیام و اقدام کردهاند،[2] تطهیر و پاک می کند؛ زیرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را می پذیرد.
اسرار عرفات فراوان است، برخی از آنها که در حدیث شبلی[3] بدان ها اشاره شده عبارتند است از:
1. وقوفِ در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الاهی نظام آفرینش باخبر شود. بداند که خداوند به همه نیازهای او واقف و بر رفع همه آنها توانا است. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله هر بینیازی است: "و طاعته غنی".[4]
از اینرو امام سجّاد (ع) به سائلی که در روز عرفه گدایی میکرد، فرمود: "وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز بهسوی غیرخدا دراز میکنی؛ در چنین روزی برای کودکان در رحمْ امید سعادت میرود".[5] کسی که در این جا از خدا غیر خدا را طلب کند زیان کرده است. امام سجاد (ع) کسانی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز میکنند، بدترینِ انسان ها معرفی فرمود: "ؤلاء شرار من خلق الله. الناس مقبلون علی الله و هم مقبلون علیالناس".[6]
2. سرزمین عرفات محل ادراک و شهود است؛ یعنی حجگزار باید در آن جا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و رازهای آن و حتی آن چه برای خود او روشن نیست و به طور ناخود آگاه در زوایای روح او میگذرد، آگاه است: "و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی"[7].
انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است، همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمیآلاید، گناه جوانحی نیز نمیکند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه میکند.
3. شایسته است در روز عرفه حجگزار همانند سالار شهیدان حسین بن علی (ص) در جانب چپ کوه "جبلالرّحمة"[8] که در سرزمین عرفات واقع است رو به کعبه ایستاده و دعای عرفه را زمزمه کند.
"جبل الرحمة"، جدای از کوه های اطراف خود، در سرزمین عرفات واقع است. رسولاکرمصلی الله علیه و آله و سلم) بر تختهسنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد فرمود. هم چنین سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) دعای بلند روز عرفه را در دامنه این کوه خواندند. بر قلّه جبلالرحمة، قبهای به نام حضرت آدم(ع) قرار دارد که نمازگزاردن در آنجا مکروه است.
4 ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقهای است به نام "نَمِره" که مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجّاد (ع) در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در "نمره" این است که: "خدایا! من به چیزی امر نمیکنم، مگر این که قبلاً خود مؤتمِر باشم و از چیزی برحذر نمیدارم، مگر این که خود قبلاً پرهیز کرده باشم"[8].
5 ـ وادی "نَمِره" که در حدیث شبلی از آن به عنوان "نَمِرات" نیز یاد شده نام منطقهای وسیع در سرزمین عرفات است که تقریباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. امام سجاد (ع) فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است؛ یعنی همان گونه که خدا و ملائکه شاهدند، این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه خدا است و کاملاً آگاه است که حاجی با چه نیتی آمده و با چه انگیزهای برمیگردد و به آن شهادت میدهد[9].
پی نوشت :
[1] . کلینی، کافی، ج 4، ص 224.
[2] . بقره، 125
[3] . مستدرکالوسائل، ج 10، ص 166
[4]. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
[5] . وسائل الشیعه، ج 10، ص 28
[6] . بحار، ج 96، ص 261.
[7] . طه، 7.
[8] مستدرک الوسائل، ج 10، ص 169.
[9] همان.
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/روز-عرفه
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
عید سعید قربان، عید عبادت و بندگی، عید اطاعت از فرمان الهی، جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا مبارک باد
در روایات از عید قربان، به نامهای «عید الأضحی» و «عید نحر» یاد شده است، که در لغت همه اینها اشاره به قربانی کردن شتر و یا گوسفند (اگر چه برخی از روایات تصریح به گوسفند و شتر دارند، اما گاو را هم میتوان قربانی کرد. بنابراین، موارد قربانى عبارت است از: شتر، یا گاو، و یا گوسفند، ولى شتر بهتر است.) [1] در روز دهم ماه ذیالحجه است؛[2] لذا چون در این روز، قربانی انجام میشود، به عید قربان نامگذاری شده است.[3] عید قربان؛ از گرامیترین عیدهای مسلمانان میباشد که روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی و آزمایش وامتحان حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) است که از آن سربلند بیرون آمدند؛ لذا به یاد حضرت ابراهیم(ع) و فرزندش اسماعیل(ع)، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
در اینجا به ذکر چند روایت بسنده میشود:
1. «مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ یَوْمِ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ فَقَالَ هُوَ یَوْمُ النَّحْرِ وَ الْأَصْغَرُ الْعُمْرَةُ» امام صادق(ع): فرمود: «حجّ اکبر، روز نحر(عید قربان) و حجّ اصغر، عمره(مفرده) است».[4] و در روایت دیگری از آنحضرت از حج اکبر تعبیر به روز أضحی شده است.[5] درباره روز «حج اکبر»[6] میان مفسران دیدگاههایی وجود دارد، اما آنچه از روایات استفاده میشود این است که منظور از آن روز دهم ذیالحجه، روز عید قربان، و به تعبیر دیگر «یوم النحر» میباشد.[7] و اما اینکه چرا آنرا «اکبر» گفتهاند به جهت آن است که در آن سال همه گروهها اعم از مسلمانان و بتپرستان(طبق سنتى که از قدیم داشتند) در مراسم حج شرکت کرده بودند ولى اینکار در سالهای بعد به کلى متوقف شد. علاوه بر این تفسیر، تفسیر دیگرى نیز وجود دارد، و آن اینکه منظور از آن مراسم حج است، در مقابل مراسم «عمره» که «حج اصغر» نامیده میشود. و هیچ مانعى ندارد که هر دو علت با هم سبب این نامگذارى شده باشد.[8]
2. «مَا مِنْ عَمَلٍ أَفْضَلَ یَوْمَ النَّحْرِ مِنْ دَمٍ مَسْفُوکٍ أَوْ مَشْیٍ فِی بِرِّ الْوَالِدَیْنِ أَوْ ذِی رَحِمٍ قَاطِعٍ یَأْخُذُ عَلَیْهِ بِالْفَضْلِ وَ یَبْدَؤُهُ بِالسَّلَامِ أَوْ رَجُلٍ أَطْعَمَ مِنْ صَالِحِ نُسُکِهِ وَ دَعَا إِلَى بَقِیَّتِهَا جِیرَانَهُ مِنَ الْیَتَامَى وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْمَمْلُوکِ وَ تَعَاهَدَ الْأُسَرَاء» امام باقر(ع): «هیچ عملى در روز نحر از ریختن خون قربانى، یا رفتن براى نیکى به پدر و مادر، یا پیوند با قوم و خویشى که قطع رابطه کرده با شروع سلام و کمک به او، یا اینکه کسى مقدارى از گوشت قربانى را خود بخورد و بقیه آنرا به همسایگان یتیم و نیازمند خویش بدهد، یا از اسیران دلجویى به عمل آورد، بالاتر نیست».[9]
پی نوشت :
[1]. جامع الفتاوى (مناسک حج)، ص 193 و 194
[2]. کتاب العین، ج 3، ص 210
[3]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 2، ص 353،
[4]. معانی الاخبار ص 295
[5]. «الْحَجُّ الْأَکْبَرُ یَوْمُ الْأَضْحَى»؛ همان.
[6]. توبه، 3.
[7]. انوار التنزیل و اسرار التأویل ج 3، ص 71
[8]. تفسیر نمونه، ج 7، ص 288 – 289.
[9]. الخصال ج 1، ص 298
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/عید-قربان
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام علی (علیه السلام) : هركه طبابت مى كند بايد از خدا بترسد و خيرخواه باشد و سعى خود را به كار برد
برخى از مهمترین بایستههاى اخلاقى در ارتباط پزشک با خداوند چنین است:1. ایمان: رُهاوى در «ادب الطبیب» که کهنترین اثر در زمینه اخلاق پزشکى در اسلام است- ایمان را نخستین بایسته در اخلاق پزشکى شمرده است: «نخست، پزشک باید باور کند و به خدا ایمان داشته باشد. او باید خود را با تمام خِرد، جان و اراده آزاد، وقف پروردگار کند».[17] 2. توکّل: پس از ایمان به خداوند، توکّل، از دیگر فضیلتهایى است که در رابطه پزشک با خدا ظهور و بروز دارد و در تشخیص و درمان بیمارى بسیار تأثیر میگذارد. پزشک مؤمن حتّى اگر تمام امکانات لازم براى تشخیص و درمان بیمارى را در اختیار داشته باشد، اعتمادش را از خدا قطع نمیکند؛ بلکه اعتمادش به خداوند از تکیه به ابزار و امکانات بیشتر است. امام على(ع) میفرماید: «ایمان بنده راست نمیشود، مگر اینکه اطمینان او به آنچه در دست خداوند سبحان است از اعتمادش به آنچه نزد خود اوست بیشتر باشد».[18] پزشک مؤمن با اعتقاد به اینکه خداوند میتواند او را در تشخیص و درمان بیمارى کمک کند، خود را به طبیب واقعى سپرده، در جمیع مراحل درمان از او یاری میجوید.3. عبادت شمردن پزشکى: پزشک باید به شغل خویش رنگ الهى بدهد. رسول خدا(ص) به ابوذر فرمود: «ای ابوذر! در هر کارى حتى در خوردن و خوابیدن، آهنگ خدا کن».[19] امام خمینى به پزشکان سفارش میکند: «از جمله شغلهاى بسیار مقدس پزشکى است؛ شغلى است که اگر پزشکها به تکالیف خودشان، تکالیف انسانى خودشان عمل بکنند. این شغل بسیار شریف و یک عبادتى است...در تراز عبادتهاى درجه اول».[20] و «پزشکها همچو نباشند که براى جمعآورى مال و منال این خدمت را انجام بدهند. خدمت بکنند، خدمت بکنند و نظرشان خدمت به انسانها که بندگان خدا هستند باشد تا این شغل، عبادت بشود. آن منافعى هم که پیدا میشود، منافعى است که از این عبادت برایشان پیدا شده است».[21] 4. تقوا: امام على(ع) میفرماید: «هر کس طبابت را پیشه خود ساخت، باید با تقوا باشد، براى مردم خیرخواهى کند و [در تحصیل، تشخیص و درمان بیمارى] کوشش کند».[22]
برخى از مهمترین بایستههاى اخلاقى در ارتباط پزشک با بیمار نیز چنین است: مسئولیتپذیرى در برابر بیماران، خوشرفتارى، خیرخواهى، مهربانى، و اجتناب از حرصورزى در کسب ثروت، از جمله بایستههاى اخلاقى روابط پزشک و بیمار شمرده میشوند که بسیارى از اینگونه امور در سوگندنامههاى پزشکى به بهترین وجه بیان شده است.[26]
امام صادق(ع) از قول حضرت عیسی(ع) درباره مسئولیت پزشک میفرماید: «کسی که به درمان مجروحى اقدام نکند در واقع شریک جرم کسى است که او را مجروح کرده است؛ چون ضربه زننده، تباهى مجروح را خواسته و نفر دوم با رها کردن درمان و بهبودى مجروح، در واقع به تباهى او کمک کرده است».[27] این سخن، متکى بر منطق روشنى است که نه تنها پیروان اسلام و مسیحیت، بلکه هیچ پزشک با وجدانى نمیتواند آنرا انکار کند.
امام على(ع) با تبیین رابطه مهربانانه پزشک با بیمار، دیگران را به چنین رابطهاى در میان خودشان سفارش میکند: «همچون طبیبى رفیق و مهربان باش؛ همان طبیبى که بیمارش را با دوایى سودمند معالجه میکند».[28]
پزشک باید نگاه امیدبخش به بیمار داشته باشد؛ چرا که روح حساس و لطیف بیمار، تمام کنشها و واکنشهاى اطراف خویش را دریافت میکند و تحتنظر دارد. نگاهى که از روى نشاط و خشنودى است به بیمار امید میبخشد و نگاه تند و تأثرآمیز، روح امید را از بیمار میستاند که هر یک از این دو در بهبود و یا شدت بیمارى او تأثیر بسزایى دارند. از اینرو باید به کیفیت نگاه توجه نمود و از نگاههاى طولانى به بیمار، پرهیز کرد. پیامبر گرامى اسلام(ص) میفرماید: «از نگاههاى پیوسته به مبتلایان و جذامیان پرهیز کنید؛ چرا که موجب اندوه و نگرانى آنان میشود».[29]
در زمینه ایجاد آرامش در بیمار از سوی پزشک، امام صادق(ع) فرمود: «موسی بن عمران از خدا پرسید: خدایا! درد از کیست؟ فرمود: از من، گفت: دوا از کیست؟ فرمود: از من. گفت: پس بندگان تو با معالجه چه کار دارند؟ خدا فرمود: به وسیله آنها دلهای بیماران را پاکیزه و خرسند میسازد و به همین خاطر معالج را طبیب نامیدند».[30]
پی نوشت :
[1]. نهج البلاغة، ص 529
[2]. وسائل الشیعة، ج 1، ص 48،
[3]. صحیفه امام، ج 12، ص 285.
[4]. همان، ص 286.
[5]. دعائم الإسلام، ج 2، ص 144
[6]. اخلاق پزشکى، ص 27.
[7]. الکافی، ج 8، ص 345
[8]. بحار الأنوار، ج 2، ص 53.
[9]. همان، ج 72، ص 15.
[10]. اعتقادات الإمامیه، ص 116
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/en/tags/پزشکی
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام صادق (علیه السلام) : تو را به تقوای الهی و پارسایی و کوشش سفارش می کنم و بدان که کوششی که در آن
به طورکلی، خدای متعال در قرآن کریم به کار و کسب دستور داده است و برای سعی و تلاش در امور دنیوی و اخروی، ارزش قائل شده و برای او پاداش زیادی را در نظر گرفته است: «سعى شما مشکور (مورد سپاس و پاداش) است»؛ [1]و «چون نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و در پى به دست آوردن نعمت خدا باشید»؛ [2]و «ما شب و روز را دو نشانه توحید و عظمت خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنىبخش ساختیم تا(در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید(و به تلاش زندگى برخیزید)...»؛ [3] و... .
دولت و کارفرما باید بداند که کارگرانش از چنین منزلت و پاداشی برخوردارند و عملا این ارزش کارکنان را به آنان نشان دهد.
مدیر یا سرکارگر نسبت به کارکنان خود وظایفی را دارد که انجام این وظایف خود بهترین جبران خدمات کارمند و کارگران می باشد. در اینجا به برخی از وظایف مهم، اشاره می شود:
1. پرداخت مزد کارکنان:
از مهم ترین مصادیق جبران خدمات کارکنان، این است که مزد او را در وقت مقرّر و به همان مقدار که تعیین شده، به آنها پرداخت کند. در روایات سفارش شده است که قبل از خشک شدن عرق کارگر، مزد او را بدهید. [4] همچنین از امام صادق (ع) روایت شده که یکی از چرکین ترین گناهان، ندادن مزد کارگر است. [5]
2. محبت و مهرورزی نسبت به کارکنان:
اسلام که یک آیین جاودانى است و بر اساس فطرت و ارضاء تمام خواسته هاى انسانى پایه گذارى شده، به مسئله محبت و هم دوستى توجه فراوانى دارد و دگر دوستى در این آیین ، مقدس شمرده مى شود، و از آنجا که تمام آدمیان آفریده خدا و از یک پدر و مادر هستند، همگان شایسته احترام و دوستى و محبت هستند. امام محمدباقر (ع) فرمودند: شخصی نزد نبی اکرم (ص) آمد و از او وصیتی خواستند که آن حضرت فرمود: «انسان ها را دوست بدار، همگان ترا دوست خواهند داشت». [6] مى بینم که اسلام بشر دوستى را به جایى رسانده است که به پیروان خود دستور می دهد، همچنان که به نیکبختى و پیروزى خود علاقه مند هستید، براى دیگر انسان ها هم همان گونه باشید .
هنگامى که پیامبر (ص) از غزوه تبوک بازمى گشت، سعد انصارى از او استقبال کرد، پیامبر (ص) پس از مصافحه با او، فرمود: «چرا دستت این قدر زبر شده است؟». گفت: یا رسول اللَّه! بیل مىزنم و با این کار خرج عائلهام را به دست مىآورم. پیامبر خدا دست او را بوسید و فرمود: «این دستى است که آتش دوزخ به آن نمىرسد». [7]
امام سجاد (ع) درباره حقوق زیر دستان که یکی از مصادیق آنان کارگران هستند،چنین می فرماید:
امّا حقّ زیردستان تو این است که بدانى آنها به خاطر ناتوانى خود و توانایى تو رعیّت تو گشتهاند. پس واجب است که در بین آنان به عدل رفتار کنى و براى آنان چون پدرى مهربان باشى و نادانى آنان را ببخشایى و در کیفر نمودن آنان شتاب نکنى و خداى عزّ و جلّ را بر قدرت و تسلّطى که بر ایشان به تو داده است سپاسگزار باشى. [8]
پس، محبت و مهرورزی وظیفه همه انسان ها بوده و مختص به یک نهاد، شرکت و یا افراد خاصّی نیست؛ و کارفرما هم باید نسبت به کارگر خود محبت و دوستی داشته و به او از دید بنده ای از بندگان خدای متعال بنگرد؛ نه به عنوان یک کارگر و نوکر.
3. پاسخ نیکی را با نیکی دادن:
قرآن کریم می فرماید:«آیا جزاى نیکى جز نیکى است؟!». [9]
امام سجاد (ع) فرمودند:«حقّ آن کس که به تو نیکى کرده این است که او را سپاس دارى و نیکى اش را یاد کنى و سخنى پسندیده را در باره او [در میان مردم] شایع کنى و در خلوت میان خویش و خداى سبحان، خالصانه دعایش کنى؛ چرا که به راستى چون این گونه کردى در نهان و آشکار، سپاسش گزاردهاى و سپس اگر توان جبران نیکى او را دارى، پس تلافى نما، و گر نه در صدد جبران باش و براى تلافى، خویش را آماده دار». [10]
4. سپاسگزاری از خدمات:
امام سجاد (ع) می فرماید: روز قیامت خداوند متعال به بعضی از بندگانش می گوید: آیا شکر فلان کس را به جای آوردی عرض می کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم، خداوند می فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده ای! سپس افزود «اشکر کم الله اشکر کم للناس؛ شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد. [11]
[1] . انسان، 22.
[2] . جمعه، 10.
[3] . اسراء، 12.
[4] . الحیاة، ج 5، ص 502.
[5] . بحارالانوار، ج 8، ص 197
[6] . الکافی، ج 2 ص 504
[7] . الحیاة، ج 5، ص 504
[8] . وسائل الشیعة، ص 29
[9] . الرحمن، 60.
[10] . تحف العقول ص 464
[11] الکافی، ج 2، ص 99
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/کارمند