#جزرومـــــــــد
#پارت۱۲
_تا کی مامان جان..... تو جوونی خواسته داری تاکی فقط میخوای سرتو بندازی پایین بری درمانگاه و بیای و آخر ماه هم هیچی دستتو نگیره.....همین دیروز ملیحه میگفت حداقل یه ذره به سر و وضعت برسم ولی خدا میدونه چقدر عذاب میکشم و شرمنده اتم که......
کلافه شدم از شنیدن همیشگی این حرف های تکراری و حرفشو بریدم
_مامان.....من یه تار موی سفید تو رو به کل اِهِن و تولوپ اون جماعت نمیدم که از ترس اینکه نکنه ثروتشون کم بشه و آبروشون بره که پسرشون یه زندگی پنهانی داشته حتی به عروس و نوه شون یه سقف بالاسر ندادن که گیر منوچهر نیوفتیم
بغلش کردم و گونشو محکم بوسیدم
_الانم الکی غصه نخور
بهترین مامان خودتی بقیه اداتو در میارن
دوقولوها هم که تا حالا تو حیاط داشتن بازی میکردن اومدن و پریدن رو سرو کله ی ما
۶سالشون بود....بعد از این دوتا وروجک تازه زندگیه من و مامان انگار یه دلخوشی پیدا کرد
مامانم قبل از این دوتا یه بار دیگه حامله شده بود ولی زیردست وحشی بازیای منوچهر از دست رفت
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
🔴 ورزش سه (فوتبال ) به ایتا پیوست
✍اطلاعیه مهم
طرفدار کدوم تیم فوتبال هستید 😍👌
روی تیم مورد نظر کلیک کنید 👇
🔴پرسپولیس 🔵استقلال سپاهان
ذوب آهن تراکتورسازی سایر تیمها ایرانی
رئال مادرید بارسلونا سایر تیمهای خارجی
🚨مرجع معتبر نرخ طلا و سکه و ارز در پیامرسان ایتا
👇🙏
https://eitaa.com/joinchat/2407989666C3183731e2e
.📌 قیمتِ لحظه ای طلای ۱۸ عیار اینجاست👆🙏
#تاوان
#پارت۳۹
_بعدشم نقشه ی گرفتن جنسا تو گمرک و پیدا شدن طلبکارا
حال داغونم و برانداز کرد و از توی کتش چند تا کاغذ درآورد و پرت کرد تو صورتم که چشم بستم
وقتی دوباره پلکام باز شد رو میز
نگاهمو دادم به یکی از کاغذا
چک خودم بود
چشماش برق میزد از خوشحالی
_همه شون دست منه از طلبکارات خریدم.....
آهاااان راستی یه چیزی دیگه......
چیز دیگه ایم مگه مونده نمیبینه منو؟
_برادر بی غیرتت خونتون و فروخت رفت شهر مادریت
دروغگوی کثافت به هر چیزی چنگ میزنه تا بی ارزشم کنه.....سند خونه ی ما رهن بانک بود
خنده هایی که یه روز قشنگ ترین بود برام الان زشت ترینه
_نگو که نفهمیدی سرتو کلاه گذاشته و اصلا وامی در کار نبوده هاااان؟؟؟
ابروهام یه ذره بالا رفت و سرشو به راست چرخوند و برگشت سر جاش
سلام خوشگلا☘❤️
رمان جذاب تاوان
در کانال خصوصی رمان با بیش از ۱۰۰۰پارت به اتمام رسیده 🥳
عزیزانی که میخوان تا آخر داستان همین الان بخونن
مبلغ ۱۱۰.۰۰۰ هزار تومان واریز و لینک کانال خصوصی رو دریافت کنن
6037697708591323
خلیلی زند
و ارسال فیش به آیدی زیر
@Adsam2
به حبس ابد تبعید شده بودم. چون پزشک بودم شدم دکتر زندانیان... بهروز اسماعیلی رئیس زندان پیشنهاد داد باهاش ازدواج کنم تا بتونم آزاد بشم. رضایت دادم به این ازدواج صوری به شرطی که بعد از آزادی، طلاقم بده امــا... نمیدانستم که عقدنامه دائمی بوده...🤭❌
https://eitaa.com/joinchat/3809411160C57f549d6bd
اسماعیلی رئیس زندان، برگه عقدنامه رو گذاشت جلوم و با لحن خشکی گفت:
- بخون اگه موافق بودی امضاء بزن وقت نداریم.
نگاهی به برگه انداختم و نخونده امضاء کردم.
با پوزخندی گفت:
- خانم دکتر شما بعد از این امضاء همسر رسمی و شرعی بنده شدین تا زمان آزاد شدنتون و خروج از زندان، حواستون به کارهاتون و نحوهی حرف زدنتون باشه.
دود از کلهام پرید یعنی میخواست برای من ادای شوهرا رو دربیاره؟ وای خــدایـا ...😱
https://eitaa.com/joinchat/3809411160C57f549d6bd
سرگذشت واقعــی شاهدخـꨄــت
#فــوقهیجانــی #ازدواج_صوری