#جزرومـــــــــد
#پارت۱۷
یه زن جوون با یه شناسنامه ی سفید تو یه شهر کوچیک و یه دختر۱۱ ساله نقل دهن آدمای خدانترسه
خیلی سختش بود خیلیا به چشم بدی نگاهش میکردن و دیگه طاقتش تموم شد و زن منوچهر شد
همیشه میگه چون مجبور بودم ازدواج کردم منم باور میکنم چون اون عاشق بابا بود
بعضی وقتا فکر میکنم اگه من و نداشت هیچ وقت مجبور نبود تو مخمصه ای گیر کنه که تو این ۱۳ سال قدر یه زنه ۵۰ ساله پیر بشه
مامان میگه یک سال اول خوب بود البته ذات مامان اینه که فکر میکنه همه خوبن مگه اینکه خلافش ثابت بشه ولی من اون موقع ها رو یادم میاد اینکه چه جونوری بود و همین که عقد کردن و خرش از پل گذشت روی کثیفشو نشون داد و مشکلات ما شروع شد
خیلی وقت بود که از گذشته فقط یه کینه و کابوس حرف اون پسر نوجوون تو دلم بود ولی حالا که اونا اومدن دوباره انگار پرتاب شدم به اون روزای سخت
سلام به همگی🌙
ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن نیمه ی شعبان 🥳🥳🌺
یه تخفیف عالی داریم
رمان تاوان به جای ۱۱۰۰۰۰تومان ۸۹۰۰۰
رمان جزرومد به جای ۱۱۲۰۰۰تومان ۹۰۰۰۰
میدونین هر دو رمان بالای هزار پارت تو وی آی پی دارن و به پایان رسیدن👏👏
واریز به شماره حساب زیر
6037697708591323
شبنم خلیلی زند
ارسال فیش به همراه اسم رمان به آیدی
@Adsam2
#تاوان
#پارت۴۵
منی که هیچ وقت آدم رابطه با دخترای جورواجور نبودم چون سر سفره ی پدری بزرگ شدم که همیشه به ما میگفت برید بیاید ولی یه سری چیزا قبح داره هیچ وقت حتی تو سرتون اونا رو زیر پاتون نزارید وگرنه یه موقع به خودتون میاید میبینید شدید آدمی که همه چیزو قربانی امیالش میکنه
تا اینکه الهه اومد تو زندگیم
فقط اونو به چشم یه زن دیدم فقط بودن با اونو میخواستم، عشقم شد و نفسم به نفسش بند بود
ولی حاجی افتاد رو دنده ی لج که این دختر نه
اصلا آدم سخت گیری نبود ولی نمیدونم چرا رو الهه حساس بود
میتونستم حرمت بشکنم میتونستم بزنم زیر حرفش ولی نکردم دوست داشتم خودش راضی بشه و برام دعای خیر کنه مثل تمام زندگیم
بینمون صیغه خوندم ولی قسم خورده بودم تا حاجی قبولش نکنه باهاش رابطه نداشته باشم چون میترسیدم وقتی یه بار باهاش باشم دیگه نتونم جلوی خودمو بگیرم و خانواده ام که مثل الهه عزیزترینم بودن منو بزارن کنار
سلام به همگی🌙
ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن نیمه ی شعبان 🥳🥳🌺
یه تخفیف عالی داریم
رمان تاوان به جای ۱۱۰۰۰۰تومان ۸۹۰۰۰
رمان جزرومد به جای ۱۱۲۰۰۰تومان ۹۰۰۰۰
میدونین هر دو رمان بالای هزار پارت تو وی آی پی دارن و به پایان رسیدن👏👏
واریز به شماره حساب زیر
6037697708591323
شبنم خلیلی زند
ارسال فیش به همراه اسم رمان به آیدی
@Adsam2
#جزرومـــــــــد
#پارت۱۸
چرا دوباره اومدن؟چرا خاطراتی که زیر خاک بود دوباره کشیدن بیرون؟
بالا سره گاز تو حیاط بودم و فکرم مدام میچرخید
دو قولوها هم تو خونه مشغول بازیشون بودن
تا اینکه زنگ خونه رو زدن....تعجب کردم اصولا کسی با ما کار نداشت اونم این موقع از سال که محله مون خالی میشد و خلوت....
چادرمو از روی طناب برداشتم و درو باز کردم
حیرت کردم. فقط دیدن چشمای کشیده و مشکیش کافی بود که بفهمم خودشه......محمد طاها شمس نوه ی ارشد حاج آقا شمس
پسرعموی من ،کسی که ۱۴ سال پیش زل زد تو چشمام و بهم گفت که قاتل بابامم
حرفی که هیچ وقت از سرم بیرون نرفت و احمقانه تا چند سال پیش فکر میکردم نکنه حق با اونِ و بابا رو من کشتم
بی رحمیش شبیه بابا بزرگش بود و من قدر اون پیرمرد ازش متنفر بودم
#جزرومـــــــــد
#پارت۱۹
اون موقع یه نوجوون جمع و جور و معمولی بود ولی الان یه مرد بزرگ و جذابِ و با این ریش های نه کوتاه و نه بلند مشکی و موهایی کوتاه ولی مرتبش بیشتر از قبل شبیه بابا شده چیزی که من اصلا دوست نداشتم
اون برای من ادمی با ذات شیطان و ظاهر فرشته اس
_باید صحبت کنیم
صداش رو هم باید به جذابیتش اضافه کنم بم و مردونه ولی ای کاش به جای این ظاهر همه چیز تموم باطنش درست میشد و یه ذره شعور داشت و حداقل یه سلام میداد.....
دست از آنالیزش برداشتم و جدی شدم حتما اینم اومده تا حرفای مادربزرگش رو بزنه و راضیم کنه
واینجاست که میگن خدا عادلِ
شاید این پسر حاجی هیچ وقت فکر نمیکرد یه روز دونه به دونشون بیان اینجا و به صف بشن برای اینکه برگردم تو اون خونه ای که منو ازش انداختن بیرون و مرحم قلب حاج خانمشون بشم
سلام به همگی🌙
ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن نیمه ی شعبان 🥳🥳🌺
یه تخفیف عالی داریم
رمان تاوان به جای ۱۱۰۰۰۰تومان ۸۹۰۰۰
رمان جزرومد به جای ۱۱۲۰۰۰تومان ۹۰۰۰۰
میدونین هر دو رمان بالای هزار پارت تو وی آی پی دارن و به پایان رسیدن👏👏
واریز به شماره حساب زیر
6037697708591323
شبنم خلیلی زند
ارسال فیش به همراه اسم رمان به آیدی
@Adsam2