همه میگن گریه نکن.mp3
4.67M
#نوحه_حضرت_زهرا__س_
#امام_حسن _مجتبی_ع
همه میگن گریه نکن اما میخواهم زار بزنم
همه میگن آروم بگیر ولی دیگه نمیتونم
غروبا همه میگن
غروب اون کوچه رو از یاد ببرم اما نمیشه
پیش چشمای منه برا همیشه
منو آتیش میزنه برا همیشه
کسی نمیدونه من میدونم
که میون کوچه پیش چشمام
مادرم مادرم
کسی نمیبینه من میبینم
که کابوس شبا بغض صدام
مادرم مادرم
چی بگم از اون شبی که میمیرم به خاطرش
مادرم منو گرفت تو پناه چادرش
فقط اینو یادمه
صدای یک سیلی تو کوچه ها پیچید مثل یه فریاد
دو تا گوشواره رو خاک کوچه افتاد
دیگه راه خونمونو بردم از یاد
اگه بخوره روی زمین
کسی که بدنش زخمی باشه
مادرم مادرم
صورتی که هنوز داغه آتیش
روی کبودی گونه هاشه
مادرم مادرم
کسی نمیدونه من میدونم
که میون کوچه پیش چشمام
مادرم مادرم
کسی نمیبینه من میبینم
که کابوس شبا بغض صدام
مادرم مادرم
مادرم از اون به بعد تا نگاه میکنه به من
میگه این راز بزرگ بین من و تو یا حسن
من میگم به مادرم
الهی من فدای غربتت بشم یاس کبودم
کاشکی من با تو تو اون کوچه نبودم
مگه آروم میشه آتیش وجودم
میون قفسش بستریه
مریضی که دیگه جون نداره
مادرم مادرم
داره میسوزونه چشمامونو
اون دردایی که درمون نداره
مادرم مادرم
کسی نمیدونه من میدونم
که میون کوچه پیش چشمام
مادرم مادرم
کسی نمیبینه من میبینم
که کابوس شبا بغض صدام
مادرم مادرم