فهمیدم که با کسایی که دوستشون دارم مادرانه رفتار میکنم؛ مثلا زنگ میزنم دوساعت دعوا میکنم که "یعنیچی که سرِ کلاسا میخوابی و نمره ـت رو هواست؟"، یا یه چیزی مثلِ "وایسا اینجا ازت عکس بگیرمم~".
همینه که نیست
بابا نه که از رشته ی نظری بدم بیاد، ولی اگه تو هنرستان انیمیشن میخوندم چی؟...
دیدم صدوهشتاد درجه تغییر کرد
همینه که نیست
این یکی از اون آهنگایی ـه که ادامه ـش هم مثل اون تیکه ای که ترند شده جالبه
همینه که نیست
این دیگه چی بود. همه چیز درموردش غمگینه. باعث میشه قلبم سنگین بشه و به افق زل بزنم. بابا من میخواستم با اسمش میم بگم این چه وضعیه.