eitaa logo
طب کوثر (مخصوص بانوان)
2.1هزار دنبال‌کننده
425 عکس
184 ویدیو
9 فایل
🌸 این کانال، ویژه و به نام نامی مادر سادات است؛ لطفا آقایان وارد نشوند. 👑 سلام بانو! خوش اومدی 🔑 بیمه مادام‌العمر سلامت تو اینجاست 🌱رازهای نهفته‌ی بانوان فاش شد! سلامتی، قبل نطفه تا سن کهنسالی با شیوه شیرین تر از عسل🍯 هر نوع کپی ممنوع ❌❌❌
مشاهده در ایتا
دانلود
. خدا را شکر ما هم رسیدیم (استان گیلان) برا مجلس تدفین البته دیرتر اومدیم ممنون از دوستانی که لطف کردن و پیام تسلیت و... ارسال کردن و ان شالله همه ی رفتگان آسمانی غریق دریای رحمت الهی قرار بگیرن 🤲 .
. 🌱جهت شادی همه رفتگان و مخصوصا شهدا از صدر اسلام تاکنون وهمچنین زهرا پسندیده من یقرالفاتحه والا خلاص و الصلوات
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
طب کوثر (مخصوص بانوان)
زندگی با دورِ تند و آهسته ✨ 🌪 فصل سوم: صدایی که خانه را لرزاند 🔥 صدای «بوووم» هنوز تو گوش مجید می‌پیچید 😳 دلش ریخت. پاهاش خودش دوید 🏃‍♂️💨 «سمیه!» 💬 درِ خانه نیمه‌باز بود 🚪 بوی تند… شبیه بوی غذای سوخته، تو هوا پیچیده بود 😬 سمیه از آشپزخانه صدا زد، کمی هول‌زده اما نه آشفته 🙃: «مجید… نیا تو بدو بدو! صبر کن یه لحظه.» ⏳ مجید که نفس‌نفس می‌زد، گفت: «صبر؟! صبر واسه وقتی خوبه که خونه نترکیده باشه!» 💥 رفت داخل 🏠 درِ قابلمه خورش روی گاز کج شده بود 🍲 درِ شیشه‌ای ترک برداشته و افتاده بود روی زمین 💔 خورش جوشیده، سر رفته، شعله رو خفه کرده، بعد هم گاز خاموش شده و درِ داغ با فشار افتاده بود پایین 😱 سمیه گفت: «شعله کم بود… فکر کردم خاموشه… ولی حرارت مونده بود.» 🔥 مجید سریع پیچ گاز رو چک کرد، پنجره رو باز کرد 🌬️ هود رو روشن کرد 💨 حرکت‌هاش سریع، دقیق، بی‌معطلی ⚡ سمیه حوله خیس آورد 💧 آروم شیشه‌های داغ رو کنار زد که پخش نشه 🧤 یه صحنه عجیب بود… یکی سرعتِ عمل 🚀 یکی آرامشِ کنترل 🕊️ مجید گفت: «خوب شد برگشتی چراغو چک کنی…» 💡 سمیه نفس عمیق کشید 😌: «دیدی؟ گاهی اون عجله‌ات جون می‌ده، گاهی این مکث من.» هر دو ساکت شدن 🤝 چند دقیقه بعد، اوضاع امن شد 🛡️ مجید نشست روی صندلی 🪑 دستش هنوز می‌لرزید 🤲 گفت با لهجه: «دل آدم یه جوری می‌ریزه که انگار از بالای طرقبه قِل خورده پایین…» 😅 سمیه لیوان آب داد دستش 🥛: «دیدی؟ گاهی اون عجله‌ات جون می‌ده، گاهی این مکث من.» مجید خندید کوتاه 😄: «یعنی ما دوتا با هم، یه آدم استاندارد درمیایم؟» سمیه: «استاندارد که نه… ولی قابل زندگی چرا.» 💚 هر دو خندیدن 😆 از اون خنده‌های بعد از ترس، که آدم قدر نفس کشیدنو می‌فهمه 🌬️💓 مجید بلند شد گفت: «خب حالا مهمونی چی؟» 🎉 سمیه گفت: «اول خونه رو مرتب کنیم 🧹 بعد اگر رسیدیم، می‌ریم 🚗 نرسیدیم، زنده‌ایم… خودش نعمته.» ✨ مجید سر تکون داد 👍 این بار بدون بحث 🤝 اون شب نه فقط قابلمه 🍲 که یه باور هم ترک خورد 💥: نه همیشه تندی نجات می‌ده ⚡ نه همیشه آرامش کافی‌ه 🕊️ زندگی، جایی بین این دوتاست. 🌿💫 ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست 🌸 | عضو شوید👇 .https://eitaa.com/tebkowsar
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام، گره‌های کورِ نگفته رو با نگاهت باز کن 🤍✨ .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خانم خانما بریم دست کمال خانم براتی(طبیب خوش ذوقمون) 😘رو ببینم. طریقه ی درست کردن پنیر ارگانیک
شیر رو در حدی که گرم بشه حرارت میدیم. برای 3 کیلو شیر یه فنجون سرکه به شیر اضافه میکنیم و در جای گرم میزاریم تا سفت بشه 🥵🥵🥵 https://eitaa.com/tebkowsar
بعد از دو الی سه ساعت که شیر سفت شد ظرف رو در مکانی سرد می‌گذاریم🥶🥶🥶 https://eitaa.com/tebkowsar
بعد از اینکه شیر سرد شد داخل کیسه میریزیم و دوقاشق نمک بهش اضافه میکنیم🧂. کیسه را داخل آب کش میزاریم تا آب اضافی پنیر خارج بشه 💦💦💦 https://eitaa.com/tebkowsar