eitaa logo
تقدیمی ،
16 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
گایا و اورانوس با هم پیوند خوردند و تایتان‌ها (دوازده فرزندِ قدرتمند)، سیکلوپ‌ها (غول‌هایِ تک‌چشم) و هکاتونکیرها (هیولاهایِ صد دست) را به دنیا آوردند. اما اورانوس از فرزندانش متنفر بود و آن‌ها را در شکمِ گایا زندانی کرد.
گایا که از دردِ فرزندانش رنج می‌برد، از پسرش کرونوس (Cronus)، جوان‌ترینِ تایتان‌ها، خواست که به پدرش حمله کند. سپس کرونوس پادشاهِ جهان شد و برادران و خواهرانِ تایتانش را آزاد کرد. او با خواهرش ریا (Rhea) ازدواج کرد. کرونوس از پیش‌گوییِ سرنگونی‌اش توسطِ یکی از فرزندانش می‌ترسید. او هر فرزندی را که ریا به دنیا می‌آورد، بلافاصله می‌بلعید (هستیا، دمتر، هرا، هادس، پوزیدون). ریا، برایِ نجاتِ آخرین فرزندش، زئوس (Zeus)، او را در جزیره‌یِ کرت پنهان کرد و سنگی را به جایِ او به کرونوس داد تا بخورد. زئوس در کرت بزرگ شد و سرانجام با کمکِ ریا، پدرش کرونوس را فریب داد تا همه‌یِ فرزندانی را که بلعیده بود، بالا بیاورد.
نهایتاً، خدایانِ المپ‌نشین پیروز شدند.پس از پیروزی، سه برادر (زئوس، پوزیدون، و هادس) قلمروهایِ جهان را بینِ خود تقسیم کردند: – زئوس: پادشاهِ خدایان شد و قلمروِ آسمان و زمین را به دست گرفت. او بر فرازِ کوهِ المپ مستقر شد. – پوزیدون: خدایِ دریاها و اقیانوس‌ها شد. – هادس: خدایِ جهانِ زیرین و مردگان شد. این پایانِ دورانِ آشوب و آغازِ نظمِ جدیدی بود که توسطِ زئوس و دیگر خدایانِ المپ‌نشین برقرار شد. این نظم، هرچند کامل نبود و پر از عشق‌ها، نفرت‌ها، خیانت‌ها و جنگ‌هایِ کوچکِ خدایان بود، اما پایه‌یِ اساطیرِ یونانِ کلاسیک شد که ما امروز می‌شناسیم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ایزدان و ایزد بانوان یونان .‌‌ ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ یونان . زئوس (Zeus): مذکر، خدای آسمان، تندر و پادشاه خدایان. – پسر کرونوس و رئا. – در دورانِ حکومتِ زئوس بر جهان، چشمانِ خدایِ آسمان به زیباییِ دختری فانی به نام ایو (Io) افتاد. ایو، دوشیزه‌ای پاکدامن و دلربا بود که زئوس را مجذوبِ خود کرد. زئوس که نمی‌توانست احساساتش را پنهان کند، برایِ دیدار با ایو، نقشه‌ای کشید. او ابریِ عظیم و تاریک را بر فرازِ زمین فراخواند تا در پناهِ آن، بدونِ اینکه کسی متوجه شود، به نزدِ ایو برود. اما هرا، همسرِ حسودِ زئوس، به این ابرِ ناگهانی شک کرد و از کوه المپ به پایین آمد تا حقیقت را دریابد. زئوس، با دیدنِ هرا، وحشت‌زده شد. برایِ اینکه ایو را از خشمِ هرا پنهان کند، او را به شکلی درآورد که کسی او را نشناسد: یک گاوِ ماده‌یِ سفید و زیبا. زئوس با این کار، ایو را از دیدِ هرا مخفی کرد، اما خود را در برابرِ پرسش‌هایِ او گیر انداخت. هرا که به هوش بود، به زودی فهمید که این گاوِ زیبا، همان ایوِ معشوقه‌ی زئوس است. او با لبخندی تلخ، گاوِ ایو را به عنوانِ هدیه از زئوس گرفت و آن را به نگهبانیِ غولی صدچشم به نامِ آرگوس (Argus) سپرد که هرگز نمی‌خوابید. ایو، در قالبِ گاو، با اندوهی عمیق، روزگارِ خود را می‌گذراند. او نمی‌توانست سخن بگوید و تنها با نگاه‌هایِ غمگین و ناله‌هایِ خاموش، دلتنگیِ خود را به نمایش می‌گذاشت. زئوس، که از این وضعیت رنج می‌برد، از خدایِ پیام‌رسان، هرمس (Hermes) ، خواست که آرگوس را از میان بردارد. هرمس با موفقیت آرگوس را کشت و ایو آزاد شد. اما هرا، آرام نگرفت. او پشه‌ای گزنده و آزاردهنده‌ای را بر رویِ ایو فرستاد تا او را دیوانه‌وار به هر سو بکشاند. ایو، در قالبِ گاو، در سراسرِ جهانِ آن روز گریخت و سرانجام به مصر رسید. در آنجا، زئوس توانست دوباره او را ملاقات کند، نفرینِ هرا را از سرش بردارد، و ایو دوباره به شکلِ انسانیِ خود بازگشت. او در مصر، پسری به نامِ اِپافوس (Epaphus) را از زئوس به دنیا آورد. 𝒬𝖾𝖺𝗋 : تارانیس . ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ یونان . – هرا (Hera): مونث، ایزدبانوی ازدواج، خانواده و زایمان. همسر زئوس. – دختر کرونوس و رئا. – هنگامی که زئوس، پادشاهِ خدایان، دل به عشقِ ایزدبانویِ زیبا و آرام، لتو (Leto)، باخت، هرا، همسرِ حسود و قدرتمندِ زئوس، از این عشق به شدت خشمگین شد. او قسم خورد که لتو هرگز در هیچ نقطه‌ای از زمینِ روشن، نتواند فرزندی به دنیا بیاورد. نفرینِ هرا چنان قوی بود که حتی زمینِ مقدس نیز از ترسِ خشمِ او، لتو را نمی‌پذیرفت. لتو، با دلی شکسته و در حالی که باردار بود، در جهان سرگردان شد. او به هر سو می‌رفت، اما زمین‌هایِ پرنور او را طرد می‌کردند. سرانجام، در حالی که کاملاً درمانده بود، به جزیره‌یِ کوچک و دورافتاده‌یِ دِلوس (Delos) رسید. این جزیره، که در آن زمان شناور بود و به جایی متصل نبود، تنها مکانی بود که به لتو پناه داد.لتو در دلوس، با دردِ زایمان دست و پنجه نرم می‌کرد. اما هرا، همچنان دست از آزارِ او برنداشت. او ایلِیتیا (Eileithyia)، ایزدبانویِ زایمان، را از آمدن به دلوس بازداشت، تا لتو نتواند فرزندانش را به دنیا بیاورد. اما سایرِ خدایان، با دیدنِ رنجِ لتو، دلشان به رحم آمد. آن‌ها از هرا خواهش کردند تا اجازه دهد لتو زایمان کند، و در ازایِ آن، قول دادند که لتو به هرا یک گردنبندِ طلاییِ زیبا و بی‌نظیر بدهد. هرا، با اکراه پذیرفت و ایلِیتیا اجازه یافت تا به دلوس برود. لتو، پس از رنج‌هایِ بسیار، دو فرزندِ دوقلو و زیبا به دنیا آورد: آپولو (Apollo)، خدایِ خورشید، موسیقی، هنر و پیشگویی، و آرتمیس (Artemis)، ایزدبانویِ شکار، ماه، و طبیعتِ وحشی. 𝒬𝖾𝖺𝗋 : @mascara . ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ یونان . – پوزیدون (Poseidon): مذکر، خدای دریاها، زلزله‌ها، طوفان‌ها و اسب‌ها. همسر آمفی‌تریته. – پسر کرونوس و رئا. – پس از سرنگونیِ پدرشان، کرونوس، توسط زئوس و برادرانش، جهان میان سه برادر تقسیم شد: زئوس آسمان را برداشت، هادس قلمرو مردگان را، و پوزیدون سهمش را به عنوان فرمانروایِ دریاهایِ بی‌پایان و وسیع به دست آورد. او با نیزه‌ی سه‌شاخِ قدرتمندش (Trident)، امواجِ خروشان را هدایت می‌کرد، طوفان‌هایِ مهیب به پا می‌نمود، و زمین را با زلزله‌هایِ ویرانگر به لرزه درمی‌آورد. پوزیدون، با وجودِ قدرتِ عظیمی که داشت، اغلب فردی عصبانی و دمدمی‌مزاج بود. او عاشقِ اقیانوس‌ها بود و در کاخِ زیرِ آبیِ باشکوهی که با مرجان‌ها و مروارید تزئین شده بود، زندگی می‌کرد. عشقِ او به آمفی‌تریته (Amphitrite)، یکی از نریده‌ها (پری‌هایِ دریایی)، نیز مشهور بود. او برایِ جلبِ رضایتِ آمفی‌تریته، دلفین‌ها را به عنوانِ پیام‌آور نزد او فرستاد و سرانجام توانست او را به همسریِ خود درآورد. پوزیدون، همچنین به عنوان خالقِ اسب‌ها شناخته می‌شود؛ گفته می‌شود که او اولین اسب را از نوکِ نیزه‌ی سه‌شاخِ خود بر رویِ زمین پدید آورد. 𝒬𝖾𝖺𝗋 : @varyanc . ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا