اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم که
خیلی درد میکند و هیچکس نمی فهمد
مارا درد همین نفهمیدن میکشد نه، زخمها !🚶🏿♂️
بوی سوختگی می آمد ،
انگار همین حوالی کسی تمام گذشته اش را سوزانده بود ...
جنگلی را سوزانده بود ؛
تا - درختی - را فراموش کند !❤️🩹
روزی که قلب بفهمه
مغزبه خاطرش چه افکاری روتحمل کرده!
به افتخارش می ایسته:-)
🌸
به دیدارم نمیآیی چرا؟
دلتنگِ دیدارم
همین بود اینکه میگفتی وفادارم وفادارم؟🌸
ندانمت که چه گویم،
تو هر دو چشمِ منی
که بی وجود شریفت جهان نمی بینم
👤 #سعدی
🌸
غمت مَباد و گزندت مَباد و درد مَباد
که مونسِ دل و آرامِ جان و دفعِ غمی
👤 #سعدى