بوی سوختگی می آمد ،
انگار همین حوالی کسی تمام گذشته اش را سوزانده بود ...
جنگلی را سوزانده بود ؛
تا - درختی - را فراموش کند !❤️🩹
روزی که قلب بفهمه
مغزبه خاطرش چه افکاری روتحمل کرده!
به افتخارش می ایسته:-)
🌸
به دیدارم نمیآیی چرا؟
دلتنگِ دیدارم
همین بود اینکه میگفتی وفادارم وفادارم؟🌸
ندانمت که چه گویم،
تو هر دو چشمِ منی
که بی وجود شریفت جهان نمی بینم
👤 #سعدی
🌸
غمت مَباد و گزندت مَباد و درد مَباد
که مونسِ دل و آرامِ جان و دفعِ غمی
👤 #سعدى
حرف زیادی برای گفتن ندارم فقط اینکه نمیدونم
چرا چند روزیه که هر روزم جمعهست.
همونقدر سرد،تاریک،ساکت،سوتوکور،خفه،دلگیر.
همین.🚶🏿♂️
قشنگترین توصیف وفاداری
در فراق اونجاست ک میگه :
در نبودنت اگر مرا دار زدند؛
بر چوبهی دار منتظرت میمانم :)🥲
شده از درد بخندی :)
که نبارد چشمت....
من در این خنده ی پر غصه مهارت دارم :)))