eitaa logo
وی‌ین
82 دنبال‌کننده
495 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه در انتخاب بوک‌مارک‌م وسواس به‌خرج دادم .. سعی می‌کنم مناسب‌ترین بو‌ک‌مارک را برای کتابم انتخاب کنم و اگر بین آن‌ها چیزی مناسب نبود دست‌به‌دامن عکس‌ها و کاغذهای باطله‌ام می‌شوم ؛ برای کتابی که امروز شروع کردم آن بوک‌مارک طلایی براقی را انتخاب کردم که رویش به چینی چیزهایی نوشته شده بود . اما نمی‌دانم در چه‌مکانی از لای‌کتابم افتاده و گم‌شده است .
وی‌ین
و اما یک‌شخصیت ِ که تنفر تمام بیننده‌هارو در بر گرفته .. دین کاملا یک شخصیت " تراژیک روزمره " ست .
امروز می‌خواهم شخصیتی‌رو بررسی کنم که شخصیت ِ موردعلاقه و دوست‌داشتنی ِ برای منه ! شخصیتی که اگه ازم بپرسن " دین ، جس یا لوگان " قطعا اون رو انتخاب می‌کنم : لوگان ! تیپ ِکهن الگویی که مناسب ِ لوگانه ؛ " قهرمان اشرافی " عه . بله ؛ برای اولین‌بار بین شخصیت‌ها ما یک‌قهرمان رو داریم .. یک پروتاگونیست نه یک‌آنتاگانیست . این کهن‌الگو یک کهن‌الگو عه رایج‌ توی سینما و تئاتر و کتاباهاست .. و از دل ِ ادبیات کلاسیک بیرون اومده . حالا این‌قهرمان چه‌ویژگی‌هایی داره ؟ ¹ از طبقه‌ی اشراف ؛ خاندان‌های ثروتمند یا خانواده‌های بانفوذ میاد . ² موقعیت اجتماعی‌ش بهش قدرت و امتیازهای خاص داده اما همین باعث محدودیت و فشار هم شده . ³ ازیک‌طرفی امتیاز‌های خاص طبقه‌اجتماعی‌ش رو داره و از طرف ِ دیگه این امتیازهای خاص براش‌فشار‌های متفاوت به ارمغان آورده . مثل : " ازدواج‌اجباری و حفظ‌آبرو‌شهرت و یا مسیر شغلی از پیش‌تعیین‌شده . " ⁴ بشدت کاریزماتیک و خوش‌پوش و با‌ادبه . ⁵ دست‌نیافتنی ِ و مغرور به‌نظر میاد . [ الان داره بمرانی تو‌گوشم می‌خونه تو‌خیلی دوررررری‌ی‌ی‌ی ( : ] ⁶ ظاهرش بی‌خیال و خوشگذرونه ولی توی‌خودش یک‌کشمکش بزرگ داره که بین " من‌چی‌می‌خواهم و دوست‌دارم " و " خانوادم چی‌می‌خوان " عه ( : ⁷ یا در نهایت " تسلیم سنت و خانوادم چی‌می‌خوان " می‌شه و شخصیت تراژیک پیدا می‌کنه و یا می‌تونه راه رهایی آزادی رو پیدا و به " خودم‌چی‌می‌خواهم " برسه . و اما چجوری این‌ویژگی‌هارو توی لوگان‌پیدا می‌کنیم ؟ لوگان پسر میچم هانتزبرگره ؛ وارث یک امپراتوری رسانه‌ای با پول و قدرت . اما همین امتیاز، زندانش هم هست .. چون باید "جانشین خانواده" باشه و هیچ راه گریزی براش تعریف نشده . اولین سکانس لوگان ؛ اون سکانسی‌که با صدای‌خندهء بلند و دست‌روشونه رفیقاش با متصدی بار پارتی‌ش صحبت می‌کنه . لوگان همیشه یک‌خوشگذرون بی‌خیال بوده .. همیشه عاشق مهمونی و پارتی و گردان مرگ‌و‌زندگی بوده و این علاقه حتی تا دورهء میانسالی‌درش از بین نمی‌ره ! ولی درباطن همیشه انتظارات خانواده‌اش پر رنگ و باعث غمه ! لوگان خوش‌پوش ، بشدت‌باهوش و با‌سیاست و همینطور با ادبه که همین‌ خصوصیت اون رو یک فرد جذاب جلوه می‌ده . عشق رو کامل به‌روری عرضه‌ می‌کنه .. و با روری دنبالهء‌عشق و آزادی رو می‌گیره ولی هر دفعه در‌نهایت یک‌سایه‌ای از اسم هانتزبرگر توی زندگیش پیدا می‌شه که این‌رو خراب کنه . درست مثل خیلی از قهرمان‌های‌دیگه رابطه‌ی لوگان با روری لحظه‌هایی بهش امید و معنا می‌ده ؛ و فرصتی برای اینکه از قالب خانواده بیرون بیاد "خودش" باشه . لوگان با تمام‌این تعرفه‌ها یک‌انسان سالمه و همین‌طور یک پروتاگونیست که به نحو احسنت پروتاگونیست بودنش رو ایفا کرده . همین ترکیب «آزادی‌خواهی + محدودیت خانوادگی» باعث می‌شه لوگان نمونه‌ای مدرن از قهرمان اشرافی باشه ! شخصیتی که هم جذابه ، هم پر از تضاد درونی . اگه دنبال مثال‌های بیشتری هستین می‌تونین به کتاب غرور و تعصب و فیلم انجمن‌شاعران مرده مراجعه کنید ( :
اگه شما هم شخصیتی رو دوست‌دارید باهم بررسی کنیم برام بگید .. اگه بشناسمش ؛ این‌کار رو انجام می‌دیم ( ` : https://abzarek.ir/service-p/msg/2212614
دلم برای مدرسه و تمام‌عناصرش تنگ‌شده .. اینکه امسال قراره ازش خداحافظی کنم دردناکه . امسال با بقیه‌افراد کلاس آخرین‌هامون رو می‌شمریم و افسوس می‌خوریم که چرا ثانیه‌های بیشتری رو باهم زندگی نکردیم و صرفا کنار هم بودیم . تموم‌شدن این دورهءتحصیلی قراره برام درهای بیشتری‌رو باز کنه .. قراره وارد یک‌جامعه تقریبا بزرگ‌تر بشم و عین‌همیشه از شروعش می‌ترسم اگه بهش نرسم چی ؟ اگه شروعم توی مکان ِ دلخواهم نباشه چی ؟ این‌ها صرفا چیزهایی‌‌که از الان براشون می‌ترسم . می‌دونم اون بالاییه تمام حرکات و تلاش‌هام رو می‌بینه و تنها چیزی که بهم دل‌گرمی می‌ده همینه !
فعلا می‌رم نقاشی‌م رو تکمیل کنم ؛ بقیهء کتابم رو بخونم ؛ خودم رو برای‌ کلاس آماده کنم و به این فکر کنم که چقدر کهن‌الگوها بحث‌جذابی دارن .
وی‌ین
امروز می‌خواهم شخصیتی‌رو بررسی کنم که شخصیت ِ موردعلاقه و دوست‌داشتنی ِ برای منه ! شخصیتی که اگه از
امروز نوبت یک‌شخصیته که من همیشه اون رو به‌عنوان شخصیتی معرفی می‌کنم که می‌تونه برای خیلی‌افراد الگو باشه : کانگ سوهیون در سریال نامیب ( : کانگ‌سوهیون یک‌شخصیت‌ترکیبی عه .. و توی یک کهن‌الگو خلاصه نمی‌شه . کهن الگوی‌اصلی که می‌تونیم به‌این‌ شخصیت‌ربط بدیم کهن الگوی " قهرمان‌زخم‌خورده " است . وقتی حرف از قهرمان‌می‌شه یعنی ما با یک‌ پروتاگونیست طرفیم .. این شخصیت ؛ شخصیتی ِ که دچار شکست ، رنج یا ناحقی شده و این درد درونی که داره باعث رشد و قدرت دوباره‌اش می‌شه . ویژگی‌های این‌کهن الگو اینه که ؛ ¹سقوط یا زخم اولیه، انگیزه‌ای برای تغییر درش ایجاد می‌کنه . ²مسیرش پر از مبارزه است،نه فقط با دیگران بلکه با خودش . ³ضعف و شکست بخشی از هویت اونه ولی همین ضعف و شکست سکوی پرتابشه ! توی ساختار روایتی ... ما در نقطهء‌آغازمون یک‌سقوط رو می‌بینیم ؛ سقوط ازیک‌جایگاه ! توی کانگ‌سوهیون این شروع با اتهام‌نادرستی که بهش توی پاندورا ربط داده شد اتفاق افتاد .. چیزی که یک‌محور توی روایت‌ماست زخم‌هایی که اون شخصیت توی زندگیش خورده .. همونجور که گفتم زخم ها منبع قدرت افرادی هستن که صاحب این کهن‌الگوعن . و اما این‌کهن الگو کجاها استفاده می‌شه ؟ یا به‌عبارتی چرا به‌نظرمن کانگ‌سوهیون یک‌شخصیتی که بعنوان الگو ازش یاد می‌کنم ؟ چون اندرز این کهن‌الگو اینه که بعد از هر شکستی یک موفقیته و شکست سکوی پرتابته . کانگ‌سوهیون تمام‌عمرش بعد از آسیب پسرش درحال جنگیدن بود .. و این‌هم ویژگی‌یک زخم‌خورده است !
وی‌ین
امروز نوبت یک‌شخصیته که من همیشه اون رو به‌عنوان شخصیتی معرفی می‌کنم که می‌تونه برای خیلی‌افراد ال
کهن‌الگوی ثانویه کانگ‌سوهیون ؛ کهن‌الگوی مادر یا مراقبه ! کهن‌الگوی مراقب کسی‌که خودش رو فدای رشد دیگران می‌کنه ! و بازم باید بگم این کهن‌الگو‌هم کهن‌الگوی‌پروتاگونیست‌هاست .. [ چه‌آدم ِخوبی 😂 ! ] چجوری توی کانگ‌سوهیون مشهوده ؟ کانگ‌سوهیون فردی که علاوه بر مسیر حرفه‌ای که توی شغلش داره او بار خانواده‌اش روهم به‌دوش می‌کشه ! برای حمایت از پسرش و حفظ خانواده‌اش یک‌نقش فداکارانه داره ؛ به عنوان مثال ما‌ دیدیم از همه‌چی زد تا برای پسرش کارخونه‌بخره !
وی‌ین
کهن‌الگوی ثانویه کانگ‌سوهیون ؛ کهن‌الگوی مادر یا مراقبه ! کهن‌الگوی مراقب کسی‌که خودش رو فدای رشد
کهن الگویی که تکمیل می‌کنه این‌هارو کهن‌الگوی خالقه ! یک فرد ِخالق فردی که دلش می‌خواد یک چیز نوآورانه و تازه بسازه ! یک ایده ، یک اثر هنری ، یک رویا برای‌یک‌فرد .. این کهن‌الگو گاهی اوقات دچار وسواس و کمال‌گرایی‌عه ! اون یک‌تهیه‌کننده و مدیرعامله و کارش ساختن چیزهای‌جدیده ! > . اون دوباره به بخش روشن و معنادار جین‌وو رنگ‌می‌ده و اون رو احیا می‌کنه .. ما کمالگرایی‌امی‌بینیم توی سوهیون .. کجا ؟ وقتی اعضای‌گروهش رو مجبور به‌عمل‌های متعدد برای سلامتی می‌کنه که سریعتر بتونن به صحنه‌برگردن . ما توی این‌کهن‌الگو دیگ‌یک قهرمان‌ و پروتاگونیست رو نداریم ! بلکه یک‌پروتا‌گونیست خاکستری داریم که صرفا همه‌جا خوب‌و‌عالی نیست ! کانگ سوهیون نه تنها یک قهرمان کلاسیک‌ عه بلکه یک قهرمان ترکیبی‌عه و یک‌الگوی‌خوب برای نوشتن کارکتری که هم‌قدرت داره و هم‌ضعف !