فعلا میرم نقاشیم رو تکمیل کنم ؛
بقیهء کتابم رو بخونم ؛
خودم رو برای کلاس آماده کنم
و به این فکر کنم که
چقدر کهنالگوها بحثجذابی دارن .
ویین
امروز میخواهم شخصیتیرو بررسی کنم که شخصیت ِ موردعلاقه و دوستداشتنی ِ برای منه ! شخصیتی که اگه از
امروز نوبت یکشخصیته که من همیشه
اون رو بهعنوان شخصیتی معرفی میکنم
که میتونه برای خیلیافراد الگو باشه :
کانگ سوهیون در سریال نامیب ( :
کانگسوهیون یکشخصیتترکیبی عه ..
و توی یک کهنالگو خلاصه نمیشه .
کهن الگویاصلی که میتونیم بهاین
شخصیتربط بدیم
کهن الگوی " قهرمانزخمخورده " است .
وقتی حرف از قهرمانمیشه یعنی
ما با یک پروتاگونیست طرفیم ..
این شخصیت ؛ شخصیتی ِ که دچار شکست ،
رنج یا ناحقی شده
و این درد درونی که داره
باعث رشد و قدرت دوبارهاش میشه .
ویژگیهای اینکهن الگو اینه که ؛
¹سقوط یا زخم اولیه، انگیزهای برای تغییر درش ایجاد میکنه .
²مسیرش پر از مبارزه است،نه فقط با دیگران بلکه با خودش .
³ضعف و شکست بخشی از هویت اونه ولی همین ضعف و شکست سکوی پرتابشه !
توی ساختار روایتی ...
ما در نقطهءآغازمون یکسقوط رو میبینیم ؛
سقوط ازیکجایگاه !
توی کانگسوهیون این شروع با اتهامنادرستی
که بهش توی پاندورا ربط داده شد اتفاق افتاد ..
چیزی که یکمحور توی روایتماست زخمهایی که اون شخصیت توی زندگیش خورده .. همونجور که گفتم زخم ها منبع قدرت افرادی هستن که صاحب این کهنالگوعن .
و اما اینکهن الگو کجاها استفاده میشه ؟
یا بهعبارتی چرا بهنظرمن کانگسوهیون یکشخصیتی که بعنوان الگو ازش یاد میکنم ؟
چون اندرز این کهنالگو اینه که بعد از هر شکستی
یک موفقیته و شکست سکوی پرتابته .
کانگسوهیون تمامعمرش بعد از آسیب پسرش درحال جنگیدن بود ..
و اینهم ویژگییک زخمخورده است !
ویین
امروز نوبت یکشخصیته که من همیشه اون رو بهعنوان شخصیتی معرفی میکنم که میتونه برای خیلیافراد ال
کهنالگوی ثانویه کانگسوهیون ؛
کهنالگوی مادر یا مراقبه !
کهنالگوی مراقب کسیکه خودش رو فدای رشد دیگران میکنه !
و بازم باید بگم این کهنالگوهم کهنالگویپروتاگونیستهاست ..
[ چهآدم ِخوبی 😂 ! ]
چجوری توی کانگسوهیون مشهوده ؟
کانگسوهیون فردی که علاوه بر مسیر حرفهای که
توی شغلش داره او بار خانوادهاش روهم بهدوش میکشه !
برای حمایت از پسرش و حفظ خانوادهاش
یکنقش فداکارانه داره ؛
به عنوان مثال ما دیدیم از همهچی زد
تا برای پسرش کارخونهبخره !
ویین
کهنالگوی ثانویه کانگسوهیون ؛ کهنالگوی مادر یا مراقبه ! کهنالگوی مراقب کسیکه خودش رو فدای رشد
کهن الگویی که تکمیل میکنه اینهارو کهنالگوی خالقه !
یک فرد ِخالق فردی که دلش میخواد
یک چیز نوآورانه و تازه بسازه !
یک ایده ، یک اثر هنری ، یک رویا براییکفرد ..
این کهنالگو گاهی اوقات دچار وسواس و کمالگراییعه !
اون یکتهیهکننده و مدیرعامله و کارش
ساختن چیزهایجدیده ! > .
اون دوباره به بخش روشن و معنادار
جینوو رنگمیده و اون رو احیا میکنه ..
ما کمالگراییامیبینیم توی سوهیون ..
کجا ؟
وقتی اعضایگروهش رو مجبور بهعملهای متعدد برای سلامتی میکنه که سریعتر بتونن به صحنهبرگردن .
ما توی اینکهنالگو دیگیک قهرمان و پروتاگونیست رو نداریم !
بلکه یکپروتاگونیست خاکستری داریم که صرفا همهجا خوبوعالی نیست !
کانگ سوهیون نه تنها یک قهرمان کلاسیک عه
بلکه یک قهرمان ترکیبیعه و یکالگویخوب برای نوشتن کارکتری که همقدرت داره و همضعف !
ویین
اگه شما هم شخصیتی رو دوستدارید باهم بررسی کنیم برام بگید .. اگه بشناسمش ؛ اینکار رو انجام میدیم
بازم اگهشخصیتی بود بگید ( :
امروز که وارد شدم ؛
بعد مدتها صدایواقعی لبخندبچههارو شنیدم ..
لبخنداشون خندهنبودااا .
فقط یکقوس کوچولو بود ولی صدای خوشحالی میداد .