#بازنشر
♦️این متن را به مناسبت نیمه ی شعبان حتما بخوانید و همراه با فایل زیر آن منتشر بفرمایید♦️
بیچاره گی و فلاکت و بدبختی ما از آن جایی آغاز شد که دچار قرائتی از هستی شدیم که بالکل منفک از مدارهای غیبی است.
به عبارت دیگر با عالم دنیا مستقلا مواجه شدیم و از کارکرد عالم امر و غیب و تاثیر شگرف آن بر ماهیت دنیا و مولفه ی زندگی زمینی غافل گشتیم.
مجال این بحث اینجا نیست اما یادمان نرود که ابلیس دشمن قسم خورده ی چشم باطن انسان و مانع رسیدن او به فهم عمیق و بهره وری حقیقی اش از ساحت هستی است،فلذا باید علی الدوام متذکر باشیم که کلید اعظم گشایش انسان برای رسیدن به مقام ولایت اللهی حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء که باطن هستی و غیب اعظم آخرالزمان می باشد،دعا و دعا و دعا است.
♦️دعا حقیقتی است که امیرالمومنین علی علیه السلام درباره ی آن می فرماید: الدُّعاءُ أنفَذُ مِنَ السِّنانِ الحَديد(دعا در اثر کردن،کاری تر از نیزه ی آهنین و برنده است/اصول کافی).
پس شاید یا ما دعا نمی کنیم و یا شاید درست و از روی اضطرار رو به ساحت حق تعالی نمی بریم.
در روایت از امام صادق علیه السلام منقول است که فرمود: هَل تَعرِفونَ طولَ البَلاءِ مِن قِصَرِهِ؟ قُلنا: لا، قالَ: إذا الْهِمَ أحَدُكُمُ الدُّعاءَ عِندَ البَلاءِ فاعْلَموا أنَّ البَلاءَ قَصيرٌ
آيا طولانى بودن بلا را از كوتاه بودن آن باز مى شناسيد؟ عرض كرديم:خير. فرمود: هرگاه به يكى از شما در بلا و گرفتارى، دعا كردن الهام شد، بدانيد كه بلا كوتاه است (و به زودى رفع مى شود)/مکارم الاخلاق)
حال که به قلب تمامی گرفتاران و اسیران عالم الهام شده است که علاوه بر تمام تلاش ها باید در دریای دعا غرق شوند، مسئله اینجاست که آیا ما در دعا برای ظهور به اضطرار حقیقی افتاده ایم یا خیر؟
♦️بسیاری از ما ولعی که در خواندن ختم واقعه ای که دوشنبه ی اول ماه باشد را در خویش یافته ایم و دیده ایم که برای رسیدن به حوائج دنیوی مان چه پشتکاری از خویش نشان می دهیم.وای بر ما که می دانیم برای امر ظهور، چشم ازل و ابد به شیعیان این زمانه دوخته شده است تا ببیند چه می کنند و ما در دعا کردن مضطر نگشته باشیم.
♦️دعا حالتی قلبی است که باید در انسان به وجود آید تا به درگاه استجابت برسد و البته هنگامیکه تمام همت ما مشغول خویش و دنیای خیالی اطرافمان گشته باشد طبعا دیگر اضطراری برای ظهور در خویش نخواهیم یافت.
♦️راهکار چیست؟
خدا رحمت کند مرحوم ملاحسینقلی همدانی را که برای ترقیات عالیه معتقد به پرواز کردن نفس با دوبال ذکر و فکر بوده است.
فکری که مورد نظر ایشان بوده حاوی ظرائفی است که در این خطوط مجال صحبت از آن نیست و از اصول طریقه ی معرفت النفس است.
اما ایشان ذکر را تقسیم به ذکر لفظی و عملی می کرده اند.ذکر عملی را نیز تقسیم به چند امر نموده.اما در راس آن از مراقباتی سخن گفته است که مهم ترین آنان انجام واجبات و ترک محرمات است.
♦️آنچه باقی است ذکر لفظی است که در این نوشته قصد بر تمرکز روی ذکر لفظی خاص برای خرق پرده های غیبت توسط تک به تک شیعیان است.
ما واماندگان و بیچارگان چاره ای نداریم که باور کنیم باید در دعا به الحاح و اصرار و اضطرار بیفتیم.
در کربلا دعوت کنندگان سید الشهداء سلام الله علیه او را به گودال قتلگاه کشاندند و در قرن چهاردهم امثال نویسنده امام زمانشان را با اعمال و غفلت در قعر سیاهچاله و زندان های آهنین محبوس کرده و دل خوش به آن بودیم که از موثران در امر فرج باشیم.
حاشا و کلا.
♦️پیشنهاد می کنم از روز نیمه ی شعبان تا صبح عید فطر و پس از آن هر هفته جمعه ها دعایی را بخوانیم که در آن شاهد اصرار و الحاح شگفت انگیز و کم سابقه ای از طرف خواننده ی دعا نسبت به امر ظهور می باشیم.
این دعا معروف به دعاء در زمان غیبت امام زمان علیه السلام و در ملحقات مفاتیح الجنان موجود و به متن زیر پیوست گشته است که نائب اول امام عصر عج آن را املاء فرموده و سید بن طاووس عنایت بسیاری به آن دارد.
♦️کافی است شما این دعا را یک مرتبه با دقت و با توجه به معنای آن بخوانید،سپس متوجه خواهید شد که ما در الحاح و اصرار و استقامت در امر دعا برای ظهور تا چه اندازه کوتاه قد و بی جربزه و حقیرانه برخورد کرده ایم.
این دعا برای خواننده خواص شگفت انگیزی دارد که موانست چهل روزه ی آن و یا تدوام بر آن پرده از راز سر به مهر آن برای اهلش بر خواهد داشت.
بعضی از اهل معنا این دعا را چهل روز می خواندند و با آن استاد حقیقی سلوکشان را می یافتند،ان شاءالله ما و شما آن را پی گیرانه بخوانیم و مراقبات عملی را ضمیمه ی آن گردانیم تا ان شاءالله به برکت این دعای سراسر شگفتی در این سال پرده از چهره ی مهدی فاطمه سلام الله علیهما کنار بزنیم که امر ظهور امام عصر عج در اختیار ماست.
♦️المکتوبات فی النجف الاشرف
@m_h_esfahani
ما نوجوان را به جزیرهای ناشناخته تبعید میکنیم!
این پوستر همایشی است متفاوت. نه درباره کودک و نوجوان، فقط برای نوجوان. فقط برای همین گروهِ گذار که همه از آن عبور میکنند چون دورانش به چشم بر هم زدنی میگذرد.
نحوه ارائه همایش به حال و هوای نوجوانی میآمد، سخنرانها جستارهایی شخصی یا برداشتهای تحلیلی_علمی را به صورت جذاب ، بیان کردند.
جلسه ای ۴ ساعته که هیچ بخشی از آن را نمیشد چرت زد .
میخواهم از نکتهای بگویم که یک ششم از همایش بود.آقای آراسته از نسبت نوجوان و دینداری صحبت کردند. نکاتی نقطهزن درباره باورهای اشتباهی که به پیشانی نوجوان میزنیم و دین گریزش میکنیم. طبق دادههای آماری ایشان از بین جمعیت نوجوانان، درصد کمی، زیر ۱۰_۱۵ درصد واقعا با دین و مذهب ضدیت دارند، بقیه را خودمان میتارانیم و هل می دهیم در جمعیت ضد مذهب.
آنقدر تکرار میکنیم که نوجوانان امروز
چنین و چناند و نه نماز میفهمند و نه روزه که آنها را روی دنده لجبازی انداخته تا آخر بگویند:آره! من همونم که تو میگی . نه نماز میخوانم و نه روزه میگیرم.
درراه برگشت سوار مترو شدم و مصداق عینی همین مطلب را داغ و دهان سوز دیدم. دو دختر نوجوان کنارم ایستاده بودند. لحن صدایشان و حرفهای آنها صداقت و یکرنگی نوجوانی داشت. پاک پاک، صاف صاف. می خندیدند و از پدر و مادرشان میگفتند.
اولی با قهقهه گفت:امسال روزه نمیگیرم!
آخه پارسال که روزه میگرفتم مامانم میگفت سگ رو بندازی توی اتاق تا شب بهش غذا ندی، اونم روزهاس!
هردو ریسه رفتند.
ادامه داد:منم بهش گفتم باشه، من سگ! دیگه روزهم نمیگیرم.
از آن دخترهای مهربان و دوستداشتنی بودند که دلم قنج میرفت با آنها حرف بزنم.
با خنده پرسیدم: چرا مادرت اینطور میگفت؟
گفت: چون روزه میگرفتم و نماز نمیخوانم. منم راحتش کردم!
دقیقا کلمات آقای آراسته توی ذهنم رژه رفت. پدر و مادرهای زیادی با خواستنهای زیاد، کمالگرایی، انتقاد و برچسبزنی، نوجوانی را که فقط در دورهی گذار هویتی و باورهای دینی است برای همیشه از دین و مناسک مذهبی دور میکنند.
مادری که به خودش اجازه میدهد به فرزندش و روزهی او که تلاش نصفه و نیمهای برای دینداری است اینطور توهین کند، چه توقعی دارد با تحقیر، از او یک بزرگسال مذهبی بسازد؟
https://eitaa.com/vazhband
قاب رفاقت
به این عکس زیاد نگاه کرده ام. یک قاب با شما دو دوست، دو ابر قهرمان که آخر قصه به هم رسیده اید.
هردو اینجا نشسته اید بدون تکلف روی خاک. نه دفتر و ساختمان پر تجملی دارید که به دل بیننده ترس بیاندازد و نه اخمی پررنگ که بزرگی تان را با آن نمایش دهید.
ولی تا دلتان بخواهد حضورتان ابلیس و دوستانش را به وحشت انداخت و خواب و راحت را از آنها گرفت.
شما مظهر "تعز من تشا " هستید. جایتان در جهان خالی است.
حسرت نبودن شما وامانده مان کرده است ولی چاره ای نیست چون روح بزرگ در کالبد کوچک دوام نمی آورد. به همین جهت خداوند پیراهن برازنده ی شهادت را به قامت شما دوخته است.
نبودن شما مشکل ماست. داغی است که سرد نمی شود. جاماندگان، حسرت نبودن شما را فراموش نمی کنند. این شهادت زخم سوزانی به دل ما انداخته که بهبود نمی یابد.
گمان می کنم مثل همین عکس در عالم بالا نشسته اید و دارید نگاه مان می کنید.
سیدحسن ؛
ما راه مان دور است. به تشییع در لبنان نمی رسیم . نیستیم که پاره های بدنت را برای آخرین بار روی دست و دل سوخته مان بگیریم و بدرقه ات کنیم تا به آسمان پرواز کنی.از همینجا می گویم؛
بروید به سلامت
ارجعی الی ربک راضیه مرضیه..
بروید به سلامت
که سرتان بالاست چون در زمین حق بازی کردید
بروید به سلامت
که پاداش شما نزدیکی به عرش اعلای خداوند است.
بروید به سلامت
که تولد و مرگ شما بازی دو سر برد بود.
و لطفا حالا که دستتان بازتر است، دعای همیشگی را از ما مستضعفین زمینی دریغ نکنید.
https://eitaa.com/vazhband
مروری بر رمان خونمردگی.docx
19K
مروری با عنوان؛
مرزباریک میان آنچه هست و دیده میشود.
❌مرور تا حدودی داستان را افشا میکند.
🌎https://eitaa.com/vazhband
خانهای رویایی در انتهای جاده انقلابی
کتاب را دو هفتهای است تمام کردم. ولی نمی دانستم از چه مسیری به محتوای کتاب وارد شوم. از آن دست آثاری است که به انسان، روابط بین فردی، هدف از زندگی، سبک زندگی و...میپردازد. در ظاهر همه چیز عادی است ولی فهم کتاب پیچیده و منظور اصلی ریچارد ییتس در عمق اثر پنهان است. او یک زندگی همهچیز تمام و عاشقانه را در دهه پنجاه آمریکا تصویر میکند و زوایای مخفی آن را پیش روی ما تشریح میکند.
عشق فرنک و اپریل و نحوه تعامل آنها به گذشتهشان مربوط است. کلید فهم آنچه در این زندگی روی میدهد، همین است.
در آثار معروف ادبیات، جزییات هیچکدام بیدلیل بیان نمیشوند، یکی از نمونههای خوب این گزاره جادهی انقلابی است. این جزئیات در رمزگشایی انتهای کتاب، وقتی به دنبال چرایی حادثه پایانی هستیم به کار میآید.
نسخه صوتی این کتاب را گوش دادهام. موسیقی انتخاب شده آن برگرفته از فیلم سینمایی اقتباس شده از کتاب است. لئوناردو دیکاپریو و کیت ویلست دو نقش اصلی آن را ایفا میکنند. فیلم را ندیدهام و نمیدانم تا چه حد به کتاب وفادار است ولی دیدن این دونفر کنار هم من را یاد فیلم معروف تایتانیک انداخت. در مقام مقایسه سطح جاده انقلابی از نظر پرداخت به اشخاص و عمق اثر بالاتر است ولی تایتانیک جذابیتهای عمومیتری نسبت به جاده انقلابی دارد.
سالهاست آرزوی سبک زندگی غربی گریبانمان را گرفته است. در روزگار ما برخی از مردم علاوه بر ظاهر، ساختارهای ذهنی،نحوه تفکر و باورهاشان را هم با آنطرفیها تنظیم میکنند و در این شرایط نزدیک شدن به یک زندگی تمام و کمال و دیدن انتهای راهی که طرفداران پر رو پاقرصی دارد، برای همهمان لازم است.
رفاه، تفریحات غربی، آرزوهای اتباع آمریکایی، روزمرگیها، کسالتها و پوچیهای آنها، روابط آزاد و خدایی که نعماتش هست ولی خودش خیر! در جاده انقلابی رخ مینماید.
رضایتی که معلوم نیست کجای زندگی گم شده است. آرزوها و رویاهای عقیم که با تصمیماتی عجولانه و خلقالساعه محقق میشوند. گریز از تلهی پوچی به واسطهی دلخوشی به آب و رنگ تازه، ماجراهایی است که در این خانههای ویلایی بزرگِ حاشیه شهرها میگذرد.
جامعهای از دیوانگان که هرکدام در آشفتگی خود سرگردانند و آرامشی چنان شکننده دارند که با تلنگری فرو می ریزند.در انتهای همه یکنواختی ها، آرامش، ثروت و سلامت باز هم ساکنین این خانهها در پی یافتن سعادت و خوشبختی هستند.
کتاب حادثهای بزرگ و ماجراجویانه ندارد. آنقدر که در میانه راه شک کردم سوژه مورد نظر ارزش روایت دارد یا نه. بالاخره ییتس ناامیدم نکرد و در پایان از خواندن کتاب راضی بودم.
شروع کتاب بی نظیر بود. نحوهی ورود نویسنده به جهان رمان با زاویه روایت جمع شروع شد:
"آنها چند روز بود تمرین میکردند"
یا
"خستگیشان را پشت لبخند پنهان میکردند"
جمعیتی که از طرف نویسنده یک هویت واحد دارند و در مسیر داستان به چند نفر از آنها به نمایندگی از جمع نزدیک میشویم.
جمعیتی که بالاخره با انقلابی درونی بنای آسایشی که در آن زندگی میکنند، ویران کرده و به زندگیِ شبیه مردگان ادامه میدهند.
امتیاز کتاب ۴ از ۵ و مناسب بزرگسالان است.
🌎https://eitaa.com/vazhband