[أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ]
...آگاه باشید! یقیناً یاری خدا نزدیک است...
_بقره/214_
هدایت شده از فاطمه عارفنژاد
بیش از خودم، باید به فکر دیگران باشم
با گربههای پارک حتی مهربان باشم
با مشتی ارزن، گوشهٔ ایوان برفآلود
دلگرمی گنجشککی بیآشیان باشم
وقت نیایش دم بگیرم با صدای باد
وقت سرایش با چکاوک همزبان باشم
شاید دلش دریاست… آخر از کجا معلوم؟
باید به سنگ و صخرهها هم خوشگمان باشم
مهمانپذیر ابرها شد روح دلتنگم
از لحظهای که نذر کردم آسمان باشم
حیف است وقتی میشود مثل تو زیبا بود
در چشم آیینه شبیه این و آن باشم
ظرف وجودم را به دریا عرضه خواهم کرد
ای وای اگر اندازهٔ یک استکان باشم
#فاطمه_عارفنژاد
@fatemeh_arefnejad
هدایت شده از حسن قره داغی
🌷به مناسبت سالگرد عروج #شهید_سیدمرتضی_آوینی
تو میآیی و میبینم شهیدان باز میآیند
و آوینی روایت میکند فتح نهایی را
✍ #سعید_حدادیان
🔸شهید آوینی:
«کارتان را برای خدا نکنید؛ برای خدا کار کنید! تفاوتش فقط همین اندازه است که ممکن است حسین علیه السلام در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا...»
✨به یاد سید شهیدان اهل قلم، #شهید_سیدمرتضی_آوینی که در ۲۰ فروردین ۷۲ در منطقه عملیاتی فکه، به یاران شهیدش پیوست.
🔹این شهید درباره فکه عبارتی دارد که به نظر میرسد پیشگویی ایشان از شهادتش بوده است. ایشان در آن عبارت گفته است: «مکه برای شما، فکه برای ما؛ بالی نمیخواهم، با همین پوتینهای کهنهام میتوانم به آسمان بروم».
فکه برايت نردبان آسمانها
يک جفت پوتين قديمی، بالهايت
✍ #فاطمه_عارف_نژاد
🌱نثار روح پُرفتوحش صـــلـــوات🌱
پ.ن: ٢٠ فروردین بهنام #روز_هنر_انقلاب_اسلامی نامگذاری شده است.
↳ @hosseinieh_net
«...چرا ناامیدان، دوست دارند که ناامیدیشان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچ گرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن می جنگیم، پاره پاره می کنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست؟
من هرگز نمی گویم در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد.
من می گویم: به امید بازگردیم، قبل از آنکه ناامیدی نابودمان کند...»
یک عاشقانه آرام
نادر ابراهیمی
“من دلم میخواهد
خانهای داشته باشم پُرِ دوست ،
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو … ؛
هر کسی میخواهد
وارد خانه ی پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند .
شرط وارد گشتن :
شست و شوی دلهاست
شرط آن ، داشتن یک دل بی رنگ و ریاست …
بر درش برگ گلی میکوبم
روی آن با قلم سبز بهار
مینویسم :
ای یار
خانهی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر :
"خانه دوست کجاست؟ "
_فریدون مشیری_
هدایت شده از فاطمه عارفنژاد
بمب اول… ستاره میلرزد
ترکشی میخورد به صورت ماه
بمب دوم… هجوم آتش و دود
آسمان آب میرود ناگاه
بمب سوم… مهیب، دیوانه
بارش سرب در شبِ خانه
بچهگنجشک مرده در لانه
روضهها باز، روضهها جانکاه
بمب پنجم… صدای لالایی…
خواب گهوارهها به تنهایی…
دفن کودک کنار بابایی…
قبرشان میشود زیارتگاه
بمب هفتم… نصیب تاک شده
بال پروانه چاکچاک شده
سرو، آنسوی باغ خاک شده
چه کسی میدهد به غنچه پناه؟
بمب هشتم… ضیافت فسفر
قایق آماده تا بگیرد گر
تورها از خیال ماهی پر
بغض کرده غروب لنگرگاه
بمب بیستویکم... هزارهٔ رنج
مرگ آسان و زندگی بغرنج
غرق خون است صفحهٔ شطرنج
غرق خاکسترند شام و پگاه
بمب شصتم… کسی خبر دارد؟
نور خورشیدها اثر دارد؟
کهکشانی بدون سر دارد
میدود در شبی عمیق و سیاه
بمب هشتادوپنج… نوبت کیست؟
مدرسه؟ مسجد اینطرفها نیست؟
دستها از کمک چرا خالیست؟
لنز عکاسها پر است از آه
بمب بعدی… هزار و چندم بود؟
روح دریا پر از تلاطم بود
شهر در انفجارها گم بود
و جهان همچنان نگاه و نگاه…
***
بمبها... بمبها… پر از اقرار:
زندگی زنده مانده در آوار
در شب تار روشناند انگار
چشم و دلها به نور «بسم الله»
آه ای سرزمین زیتونم!
ریشهٔ شاخههای همخونم!
صبر کن سختی زمستان را
میرسد آن بهار سبز از راه
#فاطمه_عارفنژاد
#فلسطین | #غزه
#در_رکاب_صبح
📷: فاطمه شبیر
@fatemeh_arefnejad