انجمنفیلسوفان ابلهستیز به جز هِگِل
سرزمینی که در آن خورشید تابان و رخشنده در اخرین ساعات حضورش در زمین لبخند میزند
سرزمینی که ستارگان پر فروغش هیچگاه خاموشی نمیگزینند
انگار همین دیروز بود که حس میکردم زیر پوستم چیزی غیر از نور نیست ، اگر بدنم را ببرند، نور می افشانم
با این حال اگر امروز در جاده زندگی بر زمین بیفتم ،
زانویم زخمی میشود و از ان خون میچکد