این دنیا ، دنیای کاملا جدید و متفاوتیه ، پس ما باید به دنبال مسیر های جدید و متفاوت باشیم ، اما یه عده یا از ترسشون یا از فقدان خودمختاری و نقص هویتی ، اجازه میدن دیگران براشون تصمیم بگیرن که باید با زندگیشون چی کار کنن ، و این دیگران میتونه هر چیزی باشه ، مثلا رسانه ها یا نمونه بارزش خانواده و به نقلی بزرگان خاندان( من از همشون متنفرم )
اما جای تأسف داره که ما هیچ وقت یا حداقل بیشتر مواقع به دلیل نداشتن خودمختاری یا تکامل ذهنی ، متوجه نمیشیم که تحت کنترلیم
نمیدونم چرا اینارو گفتم ، ولی از تحت کنترل بودن خسته شدم ، از اینکه مدام ترس از حرف مردم داشته باشم و محتاج تایید اونا باشم، البته که من به اینا اهمیت نمیدم ، ولی مجبورم میکنن که اهمیت بدم و من نمیخوام ، من از رسومات پیروی نمیکنم چون معتقدم اونا فقط زندان های آزادی هستن
هدایت شده از ⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیوت بود پسره ی مو زرد ؟ اصلا یادم نیست
فک کنم شخصیت اصلیش هم توماس بود ، آره این یادمه ، و ترزا و براندا ، دیگه یادم نیست