نمیدونم چرا اینارو گفتم ، ولی از تحت کنترل بودن خسته شدم ، از اینکه مدام ترس از حرف مردم داشته باشم و محتاج تایید اونا باشم، البته که من به اینا اهمیت نمیدم ، ولی مجبورم میکنن که اهمیت بدم و من نمیخوام ، من از رسومات پیروی نمیکنم چون معتقدم اونا فقط زندان های آزادی هستن
هدایت شده از ⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیوت بود پسره ی مو زرد ؟ اصلا یادم نیست
فک کنم شخصیت اصلیش هم توماس بود ، آره این یادمه ، و ترزا و براندا ، دیگه یادم نیست