هدایت شده از روزهای مادرانه
از اونجایی که به روزهای درخواست فهرست خرید کتاب از نمایشگاه رسیدیم، میخوام چند نکته رو بگم که بعضیهاش هم تکراریه!
اول
نمایشگاه برای کتاب خریدن نیست؛ مگر این که بن مجانی داشته باشید و کتاب براتون مُفت دربیاد! نمیگم نرید؛ برید! با بچهها هم برید. براشون دو سه تا کتاب هم بخرید که دست پر برگردن، ولی با هدف "خریدن کتابهای طول سال" نرید. برید برای دیدن ناشرها، ورق زدن کتابهای جدید، معاشرت با دوستان اهل کتاب، نشستن توی چمنها و تماشای بروشورها و بالا و پایین کردن قیمتها و برانداز کردن ناشرها و... خلاصه حضور در یک گردهمایی کتابی. اما ده-پونزده درصد تخفیف، اون قدر نمیارزه که بخواین به خاطرش تا اونجا برین و کلی بار و بندیل حمل کنین و کارت بانکیتون رو خالی کنین و خسته و هلاک برگردین. چون اولا در طول سال از سامانه خرید از کتابفروشیها (بازار کتاب) احتمالا میتونین همون کتابها رو ارزونتر پیدا کنین. ثانیا ناشرها به صد بهانه در طول سال تخفیف میزنن که گاهی تا سی-چهل درصد هم میرسه و از تخفیف نمایشگاه خیلی بهتره. قبلا یه فهرست نوشتم از این که چه کتابهایی رو خوبه از نمایشگاه بخریم. اونو ببینید، و بقیهش رو رها کنید.
دوم
به فهرستهای کتابی که منتشر میشه صد در صد اعتماد نکنید. اجازه بدین از پشت صحنه براتون بگم: اکثر این فهرستها بر مبنای منافع اون شخص نوشته شده، نه منافع شما! خیلی از بلاگرهایی که فهرست کتاب منتشر میکنن و میگن از نمایشگاه اینها رو حتتتما بخر، بابت تبلیغ اون کتابها پول گرفتن (و در اغلب اوقات خودشون هم کتاب رو نخوندن!) بعضیها هم فهرست کتابهای همقطارها و دوستهای خودشون رو منتشر میکنن و به همدیگه نون قرض میدن! این کتاب اونو معرفی میکنه، اون کتاب اینو... خلاصه قربون هم میرن! شاید هم کتابهای خوبی بینش باشهها... ولی خب... میتونه هم نباشه! پس هیچ فهرستی وجود نداره که مبتنی بر نیاز شما طراحی شده باشه. فهرستها رو اگر خواستین نگاه بندازین، ولی تبدیلش نکنین به فهرست قطعی خرید خودتون.
سوم
در نمایشگاه من تعداد خیلی کمی کتاب رو میخرم، تعداد زیادی هم هدیه میگیرم (از قسمتهای خوب کار ما هم یکیش اینه!😌) اون کتابها رو میبرم خونه و گاهی چند ماه بعد فرصت میشه که بخونمشون. اون وقته که ممکنه بفهمم چه کتاب بدی بوده! این جور وقتها اگر بابتش پول داده باشم، غصه پولمو میخورم؛ اگر هم هدیه گرفته باشم، شرمنده میشم که مجبورم حقیقت رو بگم! (من ابدا با کسی رودربایستی ندارم، از همه رکتر هم با دوستهام!) بنابراین این که بعضیها میگن هرچی توی نمایشگاه برای خودت گرفتی به ما هم معرفی کن، کار عبث و بهدردنخوریه. چون من هم محتمله اشتباه کنم. کتاب هم که گرون!!😵💫 خداییش اشتباه هزینهش زیاده!
چهارم
عجله نکنید! مسابقه که نیست! اگر هیچی هم از نمایشگاه نخرید، چیزی از دست ندادید. صبر کنید نقد و نظر درباره کتابها منتشر بشه، بریدههاشون رو ببینید، بعد بخرید و بخونید. ما نه اون قدر پول داریم که همه کتابها رو بخریم، نه عمرمون به خوندن همه کتابها قد میده، نه روانمون رو از سر راه آوردیم که با کتاب بد به همش بریزیم! پس صبوری کنید و به جای این که زود کتابها رو بخونید، کتابهای خوب بخونید.
درباره نمایشگاه و کتاب باز هم حرف میزنیم...
#روزهای_مادرانه
#نمایشگاه_کتاب
#فهرست_کتاب
#کتاب_خوب_بخونیم
https://eitaa.com/motherlydays
به تازگی موفق شدم یکی از بزرگواران رو برای دیدن سریال دکتر هو ترغیب کنم!
به مناسبت این پیروزمندی غرورآفرین، میتونید دوباره مطلب دو قسمتی که قبلا درمورد این سریال نوشته بودم بخونید:
https://eitaa.com/virtual_pilgrim_archive/48
https://eitaa.com/virtual_pilgrim_archive/50
#سریال #دکتر_هو
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
🟡 قربون کبوترای حرمت امام رضا... #دهه_کرامت دستای بچگیمو واسه شما توی گندم زدم، درآوردم پهن شد زیر
🟡 #امام_رضا #دهه_کرامت
پست #چهارشنبه_های_رضوی این هفته یه مقدار متفاوته! 😊
اخیرا یکی از دوستان یه هوش مصنوعی بهم معرفی کرده بود که شعر میگیره و آهنگ تحویل میده!
طبیعتا من هم به عنوان شاعر، دوست داشتم ببینم شعرهای مختلفم وقتی ملودی میگیرن و خونده میشن چطورن.
ایشون "مصنوعی" بود؛ ولی "هوش" چندان بالایی نداشت و خیلی از کلمات و جملات رو خراب میکرد.
خیلی شعرها رو بیخیال شدم ولی یه دونه چون واسه خودم خیلی ارزشمندتر بود، به خاطرش کلی با هوش مصنوعی سر و کله زدم و هی خروجی داد و هی اصلاح کردم تا نهایتا نسخههایی با کمترین غلط در خوانش بهم تحویل داد. این دو نسخه خدمت شما:
هدایت شده از کشکول ناظر
🟡 اللهم صلّ على علي بن موسى الرضا المرتضى
#دهه_کرامت
شکوه مشرقیات مطلع تغزل نابم
خوشم که نام تو زینت شده برای کتابم
بهشتهای زمین آیههای رافت حقاند
ولی رئوفتر از نام تو نشد که بیابم
مرا بس است همین گنج در زمان گدایی
اگر به گوهر اشکی رسد ز شاه جوابم
هزار مرتبه در دل سلام دادهام از دور
هزار مرتبه باریده است چشم پرآبم
از این دو حال برون نیستم که یا وسط صحن
و یا برای رسیدن به طوس در تب و تابم
به من، چه خوب نشان داده است بچهی آهو
که در نهایت بیچارگی کجا بشتابم
غم عذاب ندارم چرا که روز قیامت
به دست عالِم آل محمد است حسابم
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_آیینی #غزل_رضوی #امام_رضا
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🤷🏻♂ #بی_مناسبت
شاید واسهتون عجیب باشه اما هنوز یه عده نادون بیعقل پیدا میشن که خزعبلاتی از قبیل "فرقی نمیکنه کی رئیس جمهور باشه" و "همهشون مثل همن" و "چیزی دست رئیس جمهور نیست" رو میگن و باور میکنن!
البته خب خود خدا هم قربونش برم هزار و چهارصد سال پیش گفته بود "اکثرهم لایعقلون"، ما خیلی به حرفش گوش ندادیم!
#ناترازی_انرژی🤓
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از وحید یامین پور
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج آقا سر مزار حاج قاسم چه دعایی کردید؟
هدایت شده از کشکول ناظر
🖤 اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد
و مماتي ممات محمد و آل محمد 🖤
به شکوفهها، به باران،
برسان سلام ما را...
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از در آن نیامده ایام
🔻ورود به دوزخ، از دروازه بهشت
ظاهراً وقتی کسی شهید میشود به اندازه وسعت وجودیاش دری به آسمان و فردوس گشوده میشود، برای دیگر مردمان
اما باطنا شهید کسی است که پیش و پس از شهادت، دروازه بهشت است برای بهشتیان
و دروازه دوزخ است برای دوزخیان
مردم بنا به نسبتی که با شهید برقرار میکنند، با حق نسبت برقرار میکنند. شهید، میزان، سنجه و شاهد آزمون حق است برای تمام بشر
این است که شهادت نصیب فرد جاهطلب و قدرتطلب نمیشود. شهادت نصیب آنکه دنبال خود و منافع خود و کینههای شخصی خود است نمیشود. آنهم چنین شهادتی با این حجم از غربت، آنهم چنین زیستن و شهادتی که مورد عنایت خاص حضرت رضا علیه السلام بود و کور بودند کسانی که ندیدند
انسان باید از خود بیرون بیاید. از عقدههای خود، از منافع خود و از کینههای خود. آدم باید بزرگ شود و باشد و از دفاع دائمی از گذشتهٔ خود و اشتباهات خود بیرون بیاید، که چشمش باز شود و حق را و زیبایی را ببیند و به جای خود، مدافع حق و زیبایی شود. هرچه این مرحله دشوار باشد، به حقیقت رسیدن و زیبابودن هزاربار دشوارتر است. رییسی (و امیرعبداللهیان و آل هاشم و...) هم حقبین بودند و هم بهحقرسیده، هم زیباییشناس بودند و هم زیبا، که به شهادت و چنین شهادت عظیمی رسیدند
امثال من در بهترین حالت مرگمان در استخر است. خوبهایمان تازه. اگر وقت گناه، وقت دروغ، مال مردمخوری، حسادت، توطئه و... دریچهٔ ابدیتمان باز نشود
در ماههایی که گذشت چقدر توپخانههای اصلاحطلبان به جامعه و بهویژه به رییسجمهورِ همحزب خود فشار آوردند که مراسم بزرگی برای یادمان این شهیدان برگزار نشود، که قدر و ارزش زحمات این شهیدان نادیده بماند و یاد و عظمت و مظلومیت این شهیدان در چشم مردم کم شود. و رییسجمهور ما آقای پزشکیان قطعا نور ایمان در قلبش وجود داشت که تسلیم این فشارهای اهریمنی نشد و در شأن شهیدان پرواز اردیبهشت آن سخنان زیبا را گفت
نیز هرکه با ستودن این حقیقت و این شهادت، گواهی به روشنایی حق داد و با تمسک به این نور راهی برای خود به عالم الوهیت پیدا کرد
اما شگفتا نمردیم و در همین وادی شیاطین انس را دیدیم، در ماجرای شهادت و مظلومیت رییسی؛ از روز اول تا امروز. چنانکه سفارتخانههای شیطان را، وقتی روزنامههای اصلاحاتی و بعضی شخصیتهای اصلاحات و اعتدال و کارگزار و زهرمار و... عین سخن دشمن ایران را وقت مذاکره تکرار میکردند؛ ترامپ دیوخو میگفت مذاکره مستقیم و اینها وطنفروشانه همین را دم میگرفتند
کسی که نسبت به شهیدی مظلوم بیتفاوت است، خودش را از زیبایی و کمال محروم کرده، اما کسی که به پیکر شهید لگد میزند یا خود شیطان است یا در تصرف شیاطین. و البته فرقی ندارند با این جماعت، آنانکه بیرحمانه و وقیحانه از پیکر شهیدان ارتزاق میکنند. فلان مسئول اصولگرای ترک فعل کردهای که در چلهٔ خدمت به جای آنکه جبران مافات کند مردم را به خدمت فرامیخواند، فرقی با فلان مجری عقبافتاده ندارد که در اوج روزهای سوگ مردم ایران گفت من در خیابان رفتم و هیچکس ناراحت نبود! فلان سیاستمدار انقلابی یا اصولگرا یا عدالتخواه یا کوفتگرایی که تا وقتی رئیسی و امیرعبداللهیان زنده بودند کینهکششان بود و علیهشان لشگرکشی خیابانی یا توییتری میکرد و بعد از شهادتشان دم انتخابات جریان خود را «راه رئیسی» نامید فرقی ندارد با فلان رماننویس سرمایهسالار که روزی در سوگ آقای هاشمی در تلویزیون سخنرانی میکرد و این روزها گفت بزرگداشت سالگرد شهادت رئیس جمهور کشور یعنی لجبازی با مردم کشور!
اگر تاریخ این جریانات مختلف سیاسی و سیاستباز را مرور کنیم، میبینیم یک کمدی سیاه و یک تراژدی خندهدار در عالم ایشان (و تمام اهل جاه و اهل دنیا در هر حزب و جریانی) وجود دارد: اینها عموما با کسانی رقابت میکنند و میخواهند آیندۀ قدرت را از کسانی بربایند که این کسان اصلا ساکن این عالم و آیندهاش نیستند! با کسانی وارد رقابت بازی میشوند که اصلا در این بازی ثبتنام نکردهاند! شهادت را خدا برای آنان مقدر کرده و پیش از آنکه جنگ اصلی اهل دنیا با این اهل خدا آغاز شود، خدا نزد خود میخواندشان. چقدر با حاج قاسم جنگیدند و علیهش تبلیغ کردند (هم اصلاحطلبان هم عدالتخواهان) که نکند زمانی او بخواهد نامزد ریاستجمهوری بشود، و چه شگفت بود که او همان زمان در پاسخ نگرانیهای دنیایی آنان و برای راحتی خیالشان گفت من تنها نامزد شهادت شدهام! چقدر هم با رئیسی و امیرعبداللهیان و رجایی و باهنر و دیگرانی که راهیِ مسیر آسمان بودند دشمنی کردند برای فرداهای نیامده. برای فرداهای هیچ و هرگز. چقدر وقت دنیای خود را تلف کردند!
شهید آیینه است خداوند را، و دروازه است ما را؛ تا قلب ما این دروازه را به کجا باز کند: دوزخ دون یا بهشت برین؟
و تلخا و شگفتا آنکه از این زیبا دروازه بهشتی
به عمقِ جحیمِ جهنم بجهد!
@FihMaFih