هدایت شده از در آن نیامده ایام
📕 «انقلاب ما به ما چه داد؟»
#معرفی_کتاب #ریویو
«چرا شما هنوز سوارید و ما پیاده؟»
«پدرم را نه غم محمود که در انقلاب کشته شد، غم جهیز من ذلیل کرد.»
«الهی به روز سگ بیفتید! اما نه سگِ خانهٔ اشراف، که سگِ مریضِ محلههای فقیرنشین.
دلم چقدر از کینه پر است و چقدر با محبتم که باز هم دلم میلرزد و میترسم از اینکه نفرینتان کنم.»
ظاهراً وقتی انتشارات روزبهان امتیاز آثار بزرگسال #نادر_ابراهیمی را به انتشارات امیرکبیر میفروشد، امیرکبیر متوجه میشود روزبهان در تمام این سالها چندکتاب نادر را اساسا چاپ نمیکرده! یکی از آنها این کتاب است: «انقلاب ما به ما چه داد» یا «نامهٔ فاطمه»
چاپ اول کتاب برای تیرماه ۱۳۵۸ است! نمایشگاه امسال اولین حضور مجدد کتاب بود و من خوشبختانه با راهنمایی دوست فرهیختهام آقای محمد غفاری تهیهاش کردم و از خواندنش لذت بردم.
کتاب بینقص نیست، ولی سند است و ارزشمند. هم اینکه نویسندهٔ بزرگ سرزمینمان در چنان زمانی چنین متنی نوشته بسیار جالب توجه است، هم خود متنها و اندیشهها. البته رگهها و سایههای استیلای ادبیات و ذهنیت کمونیستی و سوسیالیستی (که آن روزگار در میان بخشی از فرهیختگان جوان جامعه بیرقیب بود) در ذهن و زبان هردو نویسنده (فاطمه و ابراهیمی) آشکار است، اما جدا از این چاشنی بلوک شرقیزدگی (مثلا اولین ناشر کتاب هم اسمش «نشر خلق» است!» و همچنین هیجانزدگی بخشی از متنها، اصل حرفهای هردو طرف در عین تاریخمندی فاقد تاریخ انقضاست و با امروز ما نیز در تناسب کامل است.
متن فاطمه بنا به ابتنایش بر عواطف، هیجانانگیزتر و جذابتر است و متن نادر ابراهیمی بنا به ابتنایش بر اندیشه و پختگی عمیقتر و منطقیتر. و البته هردو ارزشمند و خواندنی و مکمل هم، و هردو سندی از تاریخ انقلاب و تفکر ایرانی.
به نظرم گذشت این ۴۶ سال هردو نامه را قدرتمندتر و زندهتر کرده است. از طرفی بخشی از سوالهای فاطمه که در سال اول انقلاب شاید خام مینمود، از پس این سالها محقتر و دردمندانهتر شده است -مخصوصاً با گذشت روزگار دولتمردانی چون روحانی و مرحوم رفسنجانی بر این سرزمین- از سوی دیگر هم منطقِ پاسخ و نگرش ابراهیمی به عنوان یک نویسندهٔ اندیشمند و وطنپرست در این سالیان بیشتر بر شواهد و حقانیت خود افزوده.
نادر ابراهیمی در پاسخ به اعتراضات و سوال فاطمه که پس عدالت چه شد؟ نابخردانه یا فریبکارانه نگفت صبر کن تا چند سال دیگر عدالت هم درست شود و سهم شما را هم بدهند! بلکه گفت این سوال غلط است، انقلاب نه یک رویاست، نه یک روز است، نه یک سرپرست برای ضعیفان، گفت انقلاب یک عصر است و یک شیوه و یک شروع و من و تو باید هرروز در آن باشیم و با همین نگرش انقلابی عدالت نیز باید به دست خود ما محقق شود. نادر به فاطمه گفت مبادا بروی به ثروتمندان بگویی سهم ما را چرا نمیدهید؟ گفت برو و از ثروتمندان فاسد و دزد سهم خودت و بقیه را بگیر.
در جواب انقلاب ما به ما چه دادِ فاطمه هم نادر نگفت سهم و پول و خیابان و بیمارستان و مدرسه و برق و حتی حق رأی و...
بلکه به تلویح گفت آنچه انقلاب به ما داد خود تویی، انقلاب شجاعت، فهم عدالت و روحیه ستمستیزی، حقطلبی و مبارزه و عزت و تسلیمنشدن را قرار بود به ما بدهد که داد، که وقتی منِ نادر با دوستانثروتمندم بیایم برای نظافت محلهٔ فقیر شما، توی رفتگرزاده خودت را کوچک نکنی بلکه تشر هم بزنی به من که قصد ریا و تصنع نداشته باشم.
سخن از عدالت، همواره هم جذاب و خواندنی است، هم مهم و اندیشیدنی. اما راه رسیدن به عدالت نه از جادهٔ جذابش که از مسیر اندیشیدنش میگذرد.
امروز روز خمینی است و روزی که دوباره این سوال فاطمه مطرح میشود : انقلاب ما به ما چه داد؟ رسانهها روایتهای ضدایرانی پیشتر و بیشتر از هرکسی به این سوال پاسخهایی تکراری دادهاند آنهم با حذف «ما» از «انقلاب». اینکه یک اندیشهٔ ایرانی نیز -فارغ از درستی یا نادرستی همه گزارههایش- چه پاسخی به آن میدهد به خودی خود ارزشمند و آموختنیاست.
@FihMaFih
#معرفی_کتاب
#غدیر #امام_علی
به لطف خدا و با عنایت اهل بیت علیهم السلام، کتاب خوب دوست عزیزمون آقا سید حسین مهدوی چند وقته که چاپ شده و بحمدالله مورد استقبال قرار گرفته. تفاوتی که این کتاب با کتابهای دیگه داره، اینه که از نگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام که هنگام واقعه غدیر در سن کودکی بودن روایت شده. توصیه میکنم بخونید و لذت ببرید.
موقعی که کتاب داشت نوشته میشد، مسعود آذرباد که ویراستار داستانی کتاب بود، به من گفت میخوایم شعرهای حسان بن ثابت رو که برای امیرالمؤمنین علیهالسلام سروده، به فارسی برگردونیم؛ بیا و تو این کار رو انجام بده.
من هم طبیعتا دوست داشتم نقشی هرچند کوچک در دستگاه حضرت ایفا کنم. چند نسخه نوشتم و با رفت و برگشتهای متعدد به خروجی نهایی که مد نظرمون بود رسیدیم. یک چهارپاره تحویل دادم و چند بیت که به تنهایی در قالب "قطعه" قرار میگرفتن. بعد از اون تصمیم گرفتم سر و تهی به اون قطعه اضافه کنم تا تبدیل به غزل بشه.
نمیدونم در نسخه نهایی کتاب از این شعرها استفاده شده یا نه، ولی عجالتا اون غزل رو اینجا قرار میدم. برگ سبزی است تحفه درویش...
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
#معرفی_کتاب #غدیر #امام_علی به لطف خدا و با عنایت اهل بیت علیهم السلام، کتاب خوب دوست عزیزمون آقا س
🟢 تقدیم به ساحت قدسی حضرت امیرالمؤمنین، علی بی ابی طالب علیهالسلام
زمینِ مُرده، هوایی بهاره پیدا کرد
میان ظلمت شب، ماهپاره پیدا کرد
نه اهل خاک، که افلاک هم غلام تو اند
فلک ز تابش رویت ستاره پیدا کرد
خدا ولایت خود را چنان به تو بخشید
که میشود سندش را هماره پیدا کرد
حجازِ لحنِ تو را میشود ز هر آواز،
جمالِ کوفیات، از هر نگاره پیدا کرد
به دست تو، که عبادت از آن جوانه زده
رکوع، معنی خود را دوباره پیدا کرد
به یک رکوع، خدا، بهترین نمازگزار
و دست تنگ گدا، راه چاره پیدا کرد
چه تشنه ماند کسی که به جای برکهی خُم
سقیفهای، آن هم تکه پاره پیدا کرد!
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#غدیر #امام_علی #شعر_آیینی
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
از قرائت دعای هفتم و دعای بیست و هفتم صحیفه سجادیه غافل نشید.
همچنین توصیه حضرت آقا حفظهالله: سوره فتح، دعای چهاردهم صحیفه، دعای توسل
هدایت شده از فوتبالیون
بسم الله الرحمن الرحیم
مَهَراس
رهاشو از دل خاک و از آسمان مهراس
بهسمتت آمده دست خدا، ازآن مهراس
به هوش باش؛ «یَدُاللهِ فَوقَ اَیدیهِم»
دلا ز غیر خداوند در جهان مهراس
به حکم «نَجعَلَهُم وارثین» خدا با توست
آهای رعیت! از ظلموجور خان مهراس
خداست حاکم مطلق، به خلق باج مده!
خداست ضامن روزی، از آبونان مهراس!
بدان که «اِنَّمَعَالعُسرِیُسر» وعدهی اوست
بهار میرسد از راه، از خزان مهراس
به کربلا برس و با حسین بیعت کن
از ازدحام یزید و یزیدیان مهراس
به غیر فتح و شهادت نتیجهی آن نیست
در این مسیر پر از سود، از زیان مهراس
«عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز...
توراست معجزه در کف، ز ساحران مهراس.»
#مجتبی_خرسندی
#مرگ_بر_اسرائیل
#پایان_اسرائیل_نزدیک_است
@Mojtaba_khorsandi
هدایت شده از انجمن ادبی هزارداستان
بسم الله الرحمن الرحیم
انّا من المجرمین مُنتقمون
ملت شریف و بزرگ ایران اسلامی دوباره شاهد حملات متجاوزانه رژیم سفاک و خونخوار باند جنایکتار صهیونی در صبحگاه جمعه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴ به میهن عزیزمان ایران بود. این حملات بار دیگر ثابت کرد این باند جانی و خونریز در طول دوران ننگین خود، هیچ دستاوردی جز کشتار مظلومان و بیگناهان نداشته است.
باند جنایتکار صهیونی در حملات خود، خون پاک فرماندهان نظامی، دانشمندان متعهد و جمعی از مردم بیگناه را بر زمین ریخت.
ما نویسندگان انجمن ادبی هزارداستان، همچون دیگر آحاد مردم ایران، این حملات را که نقض آشکار حاکمیت ملی، امنیت مردم و خون انسانهای بیدفاع است، با شدیدترین الفاظ محکوم میکنیم. اعلام میداریم ما هم در کنار ملت ایران، از هر قوم و مذهب، در سایه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران و در کنار یکدیگر، در برابر تجاوز، ترور و فتنه ایستاده و از خون فرزندان وطن و عزت و امنیت این کشور دفاع خواهیم کرد.
انجمن ادبی هزارداستان ضمن ابراز همدردی با خانوادههای معظم شهدا و ملت سرافراز ایران، اعلام میکند در کنار دیگر اقشار جامعه در صف واحد دفاع از کشور، ملت و آرمانهای بلند اسلامی ایستاده و ذرهای از استقلال، آزادی و امنیت این خاک عزیز را در برابر هیچ متجاوزی واگذار نخواهد کرد.
این جنایت پلید و بزدلانه، نه تنها مایه اختلاف آحاد و اقشار مختلف ایرانی اسلامی نخواهد شد، بلکه آغاز وحدت و همبستگی بیشتر ملت ایران خواهد بود.
در پایان از تمام نویسندگان و هنرمندان عزیز دعوت میکنیم با تمام توان خود، در مسیر حمایت از جمهوری اسلامی ایران و مردمان شریف این آب و خاک، قدم بردارند و پاسخ کوبندهای به هرکسی که میخواهد عَلم فتنه و نفاق را بردارد بدهند.
و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون
اعضای انجمن ادبی هزارداستان
۲۳ خرداد ۱۴۰۴
انجمن ادبی هزارداستان
@LoAh_ir
💚 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
#غدیر
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از روزهای مادرانه
دیشب اهالی غزه ریخته بودن بیرون و خوشحالی میکردن. جنوب لبنان از روی پشتبومها به تماشای آسمون روشن تلابیب نشسته بودن. در عراق پرچم ایران رو توی خیابون میگردوندن. در یمن مردم عین تماشای فوتبال جمع شده بودن و به هدف خوردن موشکهای ایرانی رو تماشا میکردن. این عکس هم به ترتیب از بالا یمن، نیویورک و کشمیره. در پاریس و لندن هم تظاهراتی علیه تجاوز اسرائیل به ایران برگزار شد.
اینا رو گفتم که بگم...
ما تنها نیستیم.
آزادههای جهان با ما هستند.
خدا با ماست.
راه سخته، ولی ما قطعا پیروز خواهیم شد.
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
و [در انجام فرمان هایِ حق و در جهاد با دشمن] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.
#روزهای_مادرانه
#ما_پیروزیم
🇮🇷 نعمتهای کوچک و بزرگ خدا
روایت مشهوری از پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) نقل شده که از دو نعمت مغفول و مهم سخن میگوید: سلامتی و امنیت. حتی اگر انتساب این حدیث به ایشان مورد اشکال باشد، کسی در اصل مطلب تردیدی ندارد. همانگونه که ادبیات دینی ما در موقعیتهای گوناگون به پیروان خود یادآوری کرده، شکر نعمتهای خداوند از بزرگترین وظایف ماست. نماز هم که ستون دین و از مهمترین واجبات اسلام شمرده شده، در ذات خود، آیین شکرگزاری از خالق و معبود است. اما اگر از دیدن نعمتهای الهی در زندگی خود غافل شویم، شکر آن را نیز نمیتوانیم به جا بیاوریم.
فکر میکنم جملهای را که پدرم بیش از هر سخن دیگر از امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) نقل میکند، این جمله باشد که: جنگ نعمت است.
پدرم میگوید همان موقع ما نمیفهمیدیم منظور امام چیست. این همه ویرانی، تلفات مالی و جانی، تعطیلیها و توقف پیشرفت، غلبه ترس و اضطراب و نگرانی چطور میتواند نعمت باشد؟ بعد از پایان جنگ تازه متوجه شدیم نعمت بسیار بزرگی که از آن غافل بودیم، چه بود: اتحاد و همدلی مردم؛ موج بی پایان کمکهایی که همه نثار یکدیگر میکردند، احساس محبت و همدردی که همه نسبت به یکدیگر داشتند، و در یک کلام، یک خانواده بزرگ چندین میلیونی که به خاطر نعمت جنگ تشکیل شده بود.
به لطف خدا و با عنایت اهل بیت علیهم السلام و از برکت جمهوری اسلامی (که خود یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند است) نعمت امنیت امروز نعمتی نیست که از دست رفته باشد. همینکه زندگی در تمام شهرهای ایران جریان دارد، همینکه من به راحتی این متن را مینویسم و شما به راحتی آن را میخوانید، گواه بر وجود امنیت است.
اما حواسمان باشد که نعمتهای خداوند را در کنار هم ببینیم و از آنها غافل نشویم. همان سخن چهل سال پیش امام، امروز هم صادق است. این جنگ، تمام تلاشهای مذبوحانهای را که دشمنان #ایران سالها برای ایجاد گسلهای مختلف در میان مردم شریف و غیور آن داشتند، با حماقت خود آن دشمنان بر باد داد.
اکنون وظیفه ما چیست؟ چطور میتوانیم شکر این نعمت را به جا بیاوریم؟ شاید بزرگترین کاری که میتوانیم بکنیم، تکیه بر همین اتحاد و همدلی، و تلاش برای هرچه عمیقتر و پایدارتر کردن آن باشد. نگاههای قومیتی را کنار بگذاریم. مهربانی با همدیگر را بیشتر تمرین کنیم. جنبههای هویتی اتحاد ملی خود را برجسته کنیم و از هرچه بوی تفرقه و دوری از یکدیگر میدهد، اکیدا بپرهیزیم.
《و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او برادر شديد! و شما بر لبِ حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مىسازد؛ شايد پذيراى هدايت شويد.》 سوره آل عمران، آیه ۱۰۳
#یادداشت
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از کشکول ناظر
🖤 عاشقانهای به پیشواز محرم
به قلبِ از تپش افتادهام دمی برسان
به چشمهای پلاسیدهام نَمی برسان
بیا و پاک بکن گونههای خیسم را
به پلک خستهی مجروح، مرهمی برسان
چقدر دست به دست خیالها بدهم؟
به دست خالی من، دست همدمی برسان
میان انگشتانم بپیچ مویت را
از آن حدید جلاخورده خاتمی برسان
شب است و چنگ به کفر کسی دگر زدهام
ولی تو رشتهی ایمان محکمی برسان*
اگر نصیب دل سنگ من وصال نشد
به آخرین نفسم دستکم غمی برسان
ء
جنون سرخ مرا هیچکس نمیفهمد
به خونفشانی چشمم محرّمی برسان
🖋 #آرش_محبوب_زاده
* سعید بیابانکی:
شب است و با سر زلف تو عالمی دارم
ببین چه رشتهی ایمان محکمی دارم!
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive