eitaa logo
38 دنبال‌کننده
43 عکس
7 ویدیو
0 فایل
• نامه هارا می‌نویسم ، بایگانی میکنم... • Private
مشاهده در ایتا
دانلود
5 : 24 شهر خرس و تموم کردم ؟ نه ، اون من و تموم کرد .
Lair
لعنت به خودت و ماشینت درک .
قضیه از این قراره که تا خواستم بنویسم بعد اونهمه تنش و غم این آرامش حق درکه دیدم حتی این آرامش هم خودش تنش و غمه .
توانایی توصیفاتم از فضای بارونی و شب و تاریکی خورده به مشکل و حس میکنم یه لعنتیه مطلقم .
ممبر از کجا میاد ؟!
3 : 21 - ما در برابر شما ؟!
Lair
3 : 21 - ما در برابر شما ؟!
فصل اولش که زد لهم کرد ؛ وضعم آخر کتاب دیدن داره ...
سال قبل با جلد دو کتاب مدرسه مردگان رو به رو شدم ، کتابی که جلد اولش رو سه سال پیش خونده بودم و تک تک لحظات اون دوران برام زنده شد ؛ دورانی که با خوندن این کتاب هیجان تک تک سلولام و پر می‌کرد و هر صفحه برق بیشتری به چشمام می نداخت . در هر حال ؛ خواستم بگم خیلی وقت ها این کتاب ها هستن که باعث میشن یه دوره از زندگی و به خوبی به یاد بیاری ... من یادمه چطور با این کتاب زندگی کردم ، یادمه چطور با هربار دیدنش درونم زیر و رو میشد و چقدر تموم شدنش برام شکنجه بود . همه اینا یادمه ؛ و دارم به این فکر میکنم که اگر اون موقع این کتاب نبود ، حالا چی من و یاد اون روز ها می‌انداخت ؟!... اصلا اون روزای کوفتی بدون این کتاب ارزش به یاد آوردن داشت ؟! نه ، معلومه که نه ... کتاب ها همیشهْ بارقهٔ نوری بودن تو سیاهی مطلق زندگی من . در آخر هم اینکه نجات دهنده هرگز تو آینه نبود ، نجات دهنده همیشه کتاب بود و بس ... ‌
بمونه از Eminem : Hello darkness, my old friend
انسان بودن جالب نبود ، میرم گرگینه بودن و امتحان کنم .
Lair
قضیه از این قراره که تا خواستم بنویسم بعد اونهمه تنش و غم این آرامش حق درکه دیدم حتی این آرامش هم خو
مربی خفن تر از این مربی ندیدم من ، تک تک دیالوگا و رفتاراش باعث خندمه ...
موبایل سه در صد شارژ داره و من تا سر حد خاموش شدن ازش استفاده میکنم و نمی زنمش به شارژ ، در حالی که کل شب و کتاب خوندم و فیلم دیدم و تا ساعت پنج صبح بیدارم بودم و از این سمت ساعت ده یازده از خواب پاشدم ، بعد هم بی توجه به اینکه موبایل خاموشه بازم می خوام بخوابم و توجه نمی کنم که تو زندگی واقعی چی می‌گذره. د خب ، روالش همینه دیگه ، مگه نه ؟!...