eitaa logo
شبهات دانشجو
2.1هزار دنبال‌کننده
974 عکس
715 ویدیو
17 فایل
صفحه ای رسمی پاسخ ناب به شبهات دانشجویی 👌 جهت ارائه انتقادات ،پیشنهادات و راه ارتباطی با مدیریت کانال ↘️↘️ @Ali_akbarzade_313
مشاهده در ایتا
دانلود
17.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یابن الحسن روحی و ارواحنا فداک عجل علی ظهورک 🌹🙏 ✅غروب جمعه ها به یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم🙏 📣پاسخ ناب به شبهات دانشجویی 👇👌 ╭ l✍️ 🇮🇷 بامن‌بيا ╰┈➤@x_shobhe313
جواب اجمالی شبهه:👌👇👇 امیرالمومنین امام علي- عليه السلام - با ارزيابي اوضاع، عقيده داشت كه براي خلافت آن حضرت دير شده است و مفاسد زمان عثمان چنان وضعي پيش آورده كه مردم تحمل عدل او را نمي‌كنند و عدة زيادي از خواص نيز كه آلوده شده‌اند، مانع برپايي حكومت مي‌شدند. بنا براين اصلاحات مورد نظر امام پيش نمي‌رود كه در عمل نيز هم همين‌طور شد. ✅جواب تفصیلی 👇👇👌 پس از كشته شدن عثمان، مهاجرين و انصار و كساني كه عليه عثمان قيام كرده بودند، به عدالت امام علي- عليه السلام - روآوردند. نقل شده[1] اصحاب پيامبر- صلي الله عليه وآله - و تمام طبقات مردم به خانة امام علي - عليه السلام - هجوم آوردند و اطراف خانه او را احاطه كرده و مي‌گفتند : يا اباالحسن عثمان كشته شد و ما به پيشوا نيازمنديم و امروز هيچ فردي را شايسته‌تر از تو نمي‌دانيم، تو پيش‌قدم‌‌ترين مردم در اسلام و نزديك‌ترين افراد به پيامبر خدا هستي، اميرمؤمنان در حالي كه از مردم كناره‌گيري كرده بود در جواب آنان فرمود: (لا حاجة لي في امركم فمن اخترتم رضيت به) من نيازي به شما و حكومت شما ندارم هر كه را اختيار كرديد من به او رضايت مي‌دهم[2]. حضرت علي - عليه السلام - از پذيرفتن دعوت آنان امتناع فرمود و علت آن را بازگو كرد تا مردم افكار باطل را در خيال خود نپرورانند و متوجه شوند كه امام آينده‌اي پراضطراب را با چشم بصيرت و واقع‌بين خود مي‌بيند. . امام ـ عليه السلام ـ مي‌داند كه انحراف‌هاي زمان عثمان در اعماق فكر مردم ريشه دوانده و عده‌‌اي به آن منوال خو‌گرفته‌اند و سران جمعيت به خصوص فرمانداران عثمان و خاندان بني اميه كه بيت المال را غارت كرده‌اند براي رسيدن به هواهاي نفساني خود و حفظ منافع نا مشروع خويش به زودي در مقابل او قيام مي‌كنند و عده‌اي با آنان هم‌دست مي‌شوند و در راه حكومت‌ مشكلاتي ايجاد مي‌كنند. مردمي كه به روش عثمان عادت كرده‌اند توانايي تحمل عدل حضرت را ندارند امیرالمومنین عليه السلام وضع حكومت خود را براي آنان به طور فشرده و اختصار بيان فرمود و با امتناع نخستين خود روحيه مردم را براي پذيرش حكومت عدل كامل‌ آماده نمود و به مردم اعلام كرد در صورتي حكومت را قبول مي كند كه مفاسد زمان عثمان را ريشه‌كن نمايد و كسي حق اعتراض و ملامت نداشته باشد. مردم از هر طرف براي بيعت به جانب او هجوم مي‌آوردند. ولي باز امام - ع - از پذيرفتن حكومت بدون قيد و شرط امتناع نمود و فرمود: تا صبح فردا به شما مهلت مي‌دهم برويد فكر كنيد، اگر حاضريد در مقابل حكومت من تسليم باشيد و اعمال خلفا‌ء گذشته را به رخ من نكشيد و از من تقليد و پيروي كنيد و زبان اعتراض نداشته باشيد، با اين شرط در مسجد (مركز عمومي مسلمانان) اجتماع كنيد وگرنه هر كه را مي‌خواهيد انتخاب كنيد، هدف علي - عليه السلام - از اين شرط، اين بود كه هر مال كه بي‌جا در زمان عثمان به خانه‌هاي مردم رفته برگردد و كسي حق اعتراض نداشته باشد. بنا به نقلي[5] هنگامي كه طلحه و زبير براي بيعت آمدند اميرمومنان فرمود: اگردوست داريد با من بيعت كنيد وگرنه من با شما بيعت كنم . ولي آنان گفتند :ما با شما بيعت مي‌كنيم آنگا ه با حضرت بيعت كردند، به هر حال طوري با آن حضرت بيعت شد كه با هيچ يك از خلفاء اين گونه بيعت عمومي و همگاني انجام نگرفته بود. امیرالمومنین ع براي استحكام پايه‌هاي حكومت خود، مردم را كاملاً آزاد گذاشت و به آنان وقت فكر كردن داد و سپس در مركز عمومي براي بيعت حاضر شد تا راه عذرها را به روي تمام مردم ببندد. مردم نيز با آزادي كامل و سرور و شادماني فوق العاده‌اي به حكومت او روي آوردند . به طوري كه حتي يكي از دشمنان حضرت درباره‌ي بيعت علي - عليه السلام - مي‌گويد: (مسلمانان آن طور كه به خلافت علي عليه السلام رو آوردند درباره‌ي خلافت عثمان اطمينان خاطر نداشتند، حكومت علي با رضايت و سرور دلها و اطمينان قلبها و اميدواري مردم و آيند‌ه‌ا‌ي درخشان مواجه گرديد ولي مردم وقتي با عثمان بيعت مي‌كردند با ترس و كدورت و اضطراب و ترديد با وي بيعت كردند و درباره‌ي وي هماهنگي نداشتند..[6]) در پايان ،حضرت از باب انجام وظيفه و اداي تكليف خلافت را قبول كرد ، چنان‌كه خودشان فرمودند: «لولا حضور الحاضر و قيام الحجه بوجود الناصر...» وسير حوادث نيز نشان داد كه تحليل اوليه حضرت درست بوده است. ------------------ منابع :👇👇 [1] . تاريخ طبري، ج6، ص3068 چاپ اروپا. [2] ابن اثير، الكامل ، ج 3، ص199، چاپ بيروت. 3 . محمد عبده ، شرح نهج البلاغه ، ج 1، ص 181 چاپ دمشق. 1 . محمد عبده، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 181 و 182، چاپ دمشق. [3] . نهج البلاغه ، ج 1، ص35و36. [4] . تاريخ طبري،ج 6 ، ص 3067. [5] . تاربخ طبري ،ج6، ص 3069. [6] . طه‌حسين ، الفتنه الكبري، ج 2 ، ص 112. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
جواب کامل شبهه ✅👌👌👇👇 شناخت راجع به اصل مسئله "امامت"، با شناخت "امامان علیهم السلام" متفاوت است و معمولاً مردم در سطح قابل قبولی، با "ولایت و امامت" آشنا هستند؛ وگرنه تشیع باقی نمی‌ماند! هر چند که بیش از شناخت، باور دارند، چنان که از توحید نیز چیز زیادی نمی‌دانیم، اما از آن مقدار شناختی که برای باور، اعتقاد و ایمان لازم باشد، برخوردار هستیم. اما "شناخت امامان علیهم السلام" نیز دو بخش دارد:👇👇 یکی مقام،جایگاه،شأن و منزلت امام است (یعنی همان ولایت و امامت شناسی، در مورد امامی خاص)-امام رضا علیه السلام فرمودند: اگر تمامی دانشمندان، ادیبان و ...جمع شوند،حتی یکی ازشئون امام را نمی‌توانند کامل بشناسند و در مورد آن، آنطورکه بایدسخن بگویند،اما دیگری شناخت شخص امام، چون حضرت علی یا امام هادی یا سایرامامان علیهم السلام می‌باشد که به آن "شناخت شناسنامه‌ای" گفته می‌شود، یعنی علم و اطلاع راجع به اصل و نسب، تاریخ تولد، تاریخچه‌ای از زندگی [و سیره]، تعداد فرزندان، و نیز چگونگی و تاریخ شهادت، محل تولد و محل دفن! البته چنین شناختی، برای کفاریا هر کسی که مطالعات تاریخی نماید نیز میسر می‌باشد. لذا مهم، شناخت شخص امام، به ولایت و امامت ایشان است؛ وگرنه معاویه لعنة الله علیه نیز امیرالمؤمنین علیه السلام را می‌شناخت و خوب هم می‌شناخت. چند عامل مؤثر در میزان شناخت:👇🌹 الف – تبلیغات: تبلیغات، به شکل "عام و فراگیر" و نیز "خاص و تخصصی‌"اش، از عوامل بسیار مهم در میزان و چگونگی شناخت می‌باشد. شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام را می‌شناسند، چون اولین جانشین رسول خدا صلوات الله علیه و آله و بالتبع امام اول شیعیان است؛ لذا از روز غدیر خم تا به امروز، مسئله ولایت و امامت ایشان، مورد مطالعه، تحقیق، کتابت، بحث و گفتگو قرار گرفته است. توجه به خطبه غدیر خم به لحاظ علمی و بزرگداشت عید غدیر به لحاظ تاریخی و حفظ شعائر، همه سبب شناخت بیشتر شده است و البته همزمانی ضرب و شهادت با شب‌های قدر نیز بر این شناخت و پیوند افزوده است. شیعیان، امام حسن و امام جسین علیهما السلام را خوب می‌شناسند، و البته امام حسین علیه السلام را بیشتر. اگر به سبب‌های این عمومیت شناخت توجه کنید، معلوم می‌شود که علت نخست این است که این دو بزرگوار، نوه‌های عزیز پیامبر و فرزندان علی و فاطمه علیهم السلام بوده‌اند، و علت دیگرش، نقش ریشه‌ای معاویه لعنة الله علیه در دشمنی و اسلام‌زدایی و خصومت با این سه امام بزرگوار می‌باشد و سپس، ماجرای اسف بار، و البته آموزنده و حیات‌بخش کربلا و عاشورا. بدیهی است که وقتی یک ایران و سپس سرتاسر جهان اسلام [تشیع]، سیاه‌پوش می‌شود، از علما و دانشمندان گرفته تا عوام و حتی بی‌سوادترین و ضعیف‌ترین اقشار جامعه، حتی برخی از مسیحیان و ...، با شرکت در مراسم و مجالس، کربلا، عاشورا و نهضت حسینی علیه السلام را زنده نگه می‌دارند ...؛ معلوم است که توجه و شناخت نیز بیشتر می‌شود. مردم ما [در ایران]، امام رضا علیه السلام را بیشتر از پدر بزرگوار ایشان، امام کاظم علیه السلام می‌شناسند؛ چرا که ایشان به خاطر فشار مردم، به ایران آورده [تبعید] شدند و مردم او را "سلطان الهی" خود دانسته‌اند و حرم شریف‌شان نیز در ایران است. اما قطعاً برای شیعیان عراق، کاظمین، یا کویت و اردن چنین نمی‌باشد. دو )نیاز و رجوع:توده‌ی مردم که "عوام الناس" می‌باشند [که حتی ممکن است یک استاد دانشگاه نیز جزو عوام باشد]، بیشترین شناخت را از راه "نیاز و رجوع" خودشان به دست می‌آورند،نه از تعقل، تفکر،مطالعه، تحقیق و ...حتی خداوند متعال را نیز بیشتر اینگونه می‌شناسند! لذا سریعاً نیز در معرض شبهات قرار می‌گیرند و تا با مشکلی مواجه شده و دعایی می‌کنند، معترض می‌شوند که «پس چرا خدا دعای مرا مستجاب نکرد»! اختناق و فشار وارده برشیعه، سبب گردید که آنها حتی به فرزندان بیاموزند که حتی به هنگام بلند شدن از زمین "یا علی" بگویند. در ماه مبارک رمضان، به یاد کریم اهل بیت، امام حسن علیه السلام، نان خیرات کنند، در شب‌های قدر ازمقامات و مظلومیت‌های مولایشان بگویند و در دهه‌ی محرم و اربعین، با برپایی عزاداری‌ها و تظاهرات‌های شکوهمند،به ایشان و باب الحوائج متوسل گردند.برای رفع مشکلات خودشان به"باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام" توسل کنند و برای برخورداری از خانه و کاشانه، به "امام جواد علیه السلام"متوسل شوند؛و درضمن افتخار نمایند که از منتظران ظهور حضرت امام مهدی علیه السلام می‌باشند که مشکلات را برطرف نموده و جهان را اصلاح خواهد نمود. بنابراین،مردم به تناسب "نیاز و بالتبع رجوع"، یک امام را بیشتر می‌شناسند؛ و البته اشکالی هم ندارد، خیلی هم خوب است، اما این مقدار خیلی کم است و مبتنی بر توجه به "خود"می‌باشد. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشنـــهاد تمـــــ😍ــــاشا مراســم جشــن عیداللّه اکــبر ، غدیــر خـــم 📍نمازخانه پردیس شهید رجایی ارومیه ۱۴۰۲/۰۴/۱۱ 📣با ما در پاسخ به شبهات دانشجویی همه ای شبهاتتو رفع کن ↙️↙️↙️↙️ ╭ l✍️ 🇮🇷 بامن‌بيا ✅ ╰┈➤🆔 @x_shobhe313
9.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جریان زبان ناقوس از حضرت امیرالمومنین(ع): پیشــــــ😍ـــــــنهاد تماشاااا❤️🌹👌 ࿐჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ࿐ 📣با ما در پاسخ به شبهات دانشجویی همه ای شبهاتتو رفع کن ↙️↙️↙️↙️ ╭ l✍️ 🇮🇷 بامن‌بيا ✅ ╰┈➤🆔 @x_shobhe313
✅✅جواب کامل شبهه 👇👇👌👌 ابلاغ جانشيني حضرت علي يكي از دشوارترين و مهم ترين مأموريت هاي الهي بر دوش پيامبر گرامي اسلام بود. اهميت اين پيام به خوبي از آية 67 مائده كه در اينباره است پيداست 👈 👈: "يَـََّأَيُّهَا الرَّسُول ُ بَلِّغ ْ مَآ أُنزِل َ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّم ْ تَفْعَل ْ فَمَا بَلَّغْت َ رِسَالَتَه ُو وَاللَّه ُ يَعْصِمُكَ مِن َ النَّاس ِ إِن َّ اللَّه َ لاَ يَهْدِي الْقَوْم َ الْكَـَفِرِين َ ;(مائده ،67) اي پيامبر! آنچه از سوي خدا بر تو نازل شده است ، كاملاً ]به مردم [ برسان و اگر نرساني رسالت او را انجام نداده اي ..." پيامبراكرم با بهره برداري از اصول روان شناسي ، مردم را براي توجه كامل به پيام مهم آسماني خويش آماده كرد و با جداسازي اين واقعة مهم از مراسم حج و مستقل نمودن آن ، اهميت آن را به خوبي نمايان ساخت . مردم پس از پايان يافتن مراسم حج و در راه مراجعت به وطن ، با مسئله غيرعادي و مهم روبه رو شدند. 👈 توقف در هواي گرم🥵 منطقة غديرخم كه در چند كيلومتري جحفه است ، و بازگشتن آن ها كه جلوتر رفته بودند و رسيدن آن ها كه در عقب كاروان مي آمدند، همه از اهميت مسئله خبر مي داد. پيامبرگرامي اسلام با ايجاد چنين مقدماتي جريان امامت علي را باز گفت و خطبة غرايي خواند. البته اين تنها بخشي از حكمت هاي انتخاب جايگاه غديرخم براي اعلان جانشيني حضرت بود. پس از پايان مراسم غديرخم ، مردم كه جمعيت آن ها بسيار زياد بود، متفرق شدند و هر يك به سوي كاشانة خويش رفتند و بلافاصله پراكنده شدن پس از مراسم ، فرصت هر گونه تحركي را از منافقان گرفت ; چرا كه با هيچ نقشه اي ديگر نمي توانستند ذهن مردم را مشوب كنند و به بيراهه بكشند، هرچند از نظر اقدام عملي موفق شدند به خواسته هاي شوم خود برسند، ولي نتوانستند حقيقت را بپوشانند، لذا مي بينيم در گذر تاريخ ، جريان غدير خم از صد و ده صحابي كه در جمع صدهزار نفري غدير خم حاضر بودند، روايت شده است .(ر.ك : فروغ ابديت ، آيت الله جعفر سبحاني ، ج 2، ص 477، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي ، ج هفتم ، قم ، 1371.) اين خود مي تواند حكمت ديگري براي انتخاب مكان غدير خم به شمار آيد. مرحوم علامه اميني واقعه غدير را به تفصيل در يازده جلد باز گفته است . 👌👌❤️👈👈 ايشان در كتاب گرانسنگ الغدير😍 حديث غدير خم را از صد و ده صحابي ، هشتاد وچهار تابعي (كساني كه صحابه پيامبر(ص) را ديده اند) و سيصد و شصت دانشمند و مؤلف معروف اسلامي (شيعه و سني ) نقل كرده است . 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
جواب کامل شبهه 👇👇👌 👈👈مساله خوددارى حضرت على(ع) از بيعت، فريادهاى حضرت فاطمه(س) و حوادثى كه بر ايشان رفت و استنادهايى كه حضرت على(ع) بارها و بارها به اين مساله داشته‌‏اند، خطبه شقشقيه حضرت على(ع) كه در نهج البلاغه آمده است، احتجاجات ديگر ائمه(ع) براى مطلب و يارى خواستن حضرت على(ع) از انصار به همراهى حضرت فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) به مدت چهل شب و... همه گواه روشنى بر صدق اين مساله است. افزون بر اين، آن قدر در جريان سقيفه اختلافات و كشمكش‌‏ها رخ داده است كه استدلال به عدم مخالفت نشانگر عدم آگاهى تاريخى اشكال كننده است. و جالب اين است كه خليفه دوم بارها و بارها اعلام كرد كه خلافت ابوبكر ناگهانى انجام شد . براى آگاهى بيشتر در اين باره رجوع كنيد: 1- نقش عايشه در تاريخ اسلام، علامه عسگرى 2- اسرار سقيفه، محمد رضا مظفر ترجمه: محمد جواد حجتى كرمانى 3- مظلومى گمشده در سقيفه، شهيد دكتر سيد رضا پاك‏نژاد 4- تجلى فضيلت جلد 2، سيد ابوالفضل ميرلوحى ترجمه: حسين شفيعى 5- پند تاريخ جلد 2 (از سقيفه تا نينوا)، موسى خسروى 6- خلفا راشدين، محمد على خليلى 7- طرحهاى رسالت پيرامون خلافت، احمد مطهرى 8- عبد الله سبا جلد 1، علامه عسگرى 9- احتجاج طبرسى جلد 1، احمد بن على طبرسى ترجمه: حسن مصطفوى 10- پيشوايى از نظر اسلام جعفر سبحانى 11- رهبرى امت، جعفر سبحانى 12- چرا هدايت را پذيرفتم، رحمت الله كردستانى 13- زندگينامه امير المؤمنين(ع)، هاشم معروف الحسنى ترجمه: على شيخ الاسلامى 14- انقلاب بزرگ دكتر طه حسين (سنى مذهب) ترجمه: جعفر شهيدى 15- حكومت الهى، ولايت و زعامت، سيد مصطفى آيت اللهى 16- امامت و خلافت، امير فرشاد علائى 17- خلافت و ولايت در قرآن، حسينيه ارشاد 18- امام على بن ابيطالب(ع)، عبد الفتاح عبد المقصود (سنى مذهب) ترجمه: سيد محمود طالقانى 19- قهرمان غدير، خير الله اسماعيلى قهرمانى 20- صفحه‏اى از تاريخ سياسى اسلام، خليل غربى ترجمه: عليرضا خسروانى. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
✅✅جواب کامل شبهه👌👌👇👇 👈👈شواهد تاريخي نشان مي دهد كه پس از شهادت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و توطئه ي منافقان در سقيفه بني ساعده براي غصب مقام خلافت جامعه به سويي سوق داده شده بود كه باوجود نصوص بي شمار پيرامون خلافت و جانشيني اميرالمؤمنين (عليه السلام)، مردم به بيعت با خليفه‌ي اول تن دادند و پيمان و بيعت با علي بن ابي‌طالب (عليه السلام) در روز غدير را به فراموشي سپردند⤵️⤵️⤵️⤵️⤵️ تا جايي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در وضعيتي به اميرالمؤمنين (عليه السلام) پيش از رحلتشان فرمودند: يا علي اگر ياراني يافتي كه با دشمنانت بجنگي حق خود را طلب كن وگرنه خانه نشيني اختيار كن، چراكه من در روز غدير خم از مردم عهد و پيمان گرفته‌ام كه تو وصي و خليفه‌ي من و صاحب اختيار آنان بعد از من هستي. مَثل تو مثل بيت الله الحرام است كه مردم بايد سراغ تو بيايند و تو نبايد سراغ مردم بروي. و چنان گذشت اوضاع و احوال جامعه كه شرایط اقدام نظامي محقق نشد چنانچه در بيان خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) آمده است كه اگر چهل نفر يار با معرفت مي‌يافتم هرگز دست از مبارزه بر نمي‌داشتم. اما دريغ و درد كه بي وفايان آن روزگار حتي پيكر پيامبر خويش را بي غسل و كفن رها كرده و به بيعت با باطل دست دادند. و ماجراي سقيفه سر آغاز تمامي تيره روزيها و كژروي‌هايي شد كه پس از پيامبر در امت اسلام پديدار گشت از امام صادق (عليه السلام) سوال شد كه چه چيزي اميرالمؤمنين (عليه السلام) را بازداشت از اينكه مردم را به سوي خويش بخواند و براي رو ررويي با دشمنان، شمشير از نيام بر كشد؟ امام (عليه السلام) فرمودند: از آن ترسيد كه مبادا مردم مرتد شوند و ديگر شهادت ندهند كه محمد (صلي الله عليه و آله) رسول خداست همچنين امام باقر (عليه السلام) در بيان اقدام اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمودند: اگر علي (عليه السلام) عموم مردم را به پيروي از خود فرامي‌خواند آنان وظيفه داشتند دعوت او را اجابت كنند، بر اثر سر پيچي از امامي كه اطاعتش واجب است، كافر مي‌شدند؛ اما آن جناب بهتر آن ديد كه مردم آن گمراهي عدم شناخت و فرمانبري او باقي بمانند تا آنكه از اسلام برگردند و بلكي بي دين شوند. اما با اين وصف كه امام علي (عليه السلام) ياراني را نيافتند تا ايشان را ياري كنند، خود با بيعت با جور تن ندادند و سكوت اختيار نكردند. همواره در طول تاريخ مغرضان و معاندان اهل‌بيت (عليه السلام) سعي داشته اند كه 25 سال خانه نشيني اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در قالب سكوت ايشان و رضايت و مشاركت ايشان در امور خلفاء جلوه دهند تا به اين وسيله به باطل رنگ و لعاب حق بزنند. اميرالمؤمنين عليه السلام در مقابل اين تجاوز غاصبانه مسئوليت خويش را چنين ايفا كردند: پس از فراقت از مراسم تدفين پيامبر گرامي اسلام كه تنها يار دلنشين ايشان بود بنا به سفارش خود پيامبر صلي الله عليه و آله به جمع آوري قرآن پرداختند در مدت سه روز اين مهم انجام گرفت و بديسان آيات شريفه و گرانقدر قرآن كه اينجا و آنجا پراكنده بود در يك مجلد و يكجا به دست مبارك ايشان نوشته شد. اميرالمؤمنين عليه السلام مي دانستند كه اگر در چنين شرايطي دست به شمشير برند نهال نو پاي اسلام كه ثمره ي 23 سال تلاش پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بوده است از جا كنده مي شود. از جمله در همان ايام نخست پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله شبانه با اهل كساء (حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين) به درب خانه مهاجرين و انصار مي رفتند و بر آنان اتمام مي نمودند از جمله از زبان ايشان مي شنويم كه مي فرمودند: «فاطمه را با خود بردم.دست حسن و حسين را گرفتم آنان را نسبت به حقانيت خويش سوگند دادم و ايشان نيز به آن اعتراف كردند . ايشان را به يا ري طلبيدم اما جز چهار نفر دعوت مرا اجابت نكرد آن چهار نفر عبارت ب.دند از سلمان ابوذر مقداد و زبير.» در بررسي هاي به عمل آمده در كتب معتبر و منابع شيعه و حتي اهل سنت از اقدامات حضرت علي عليه السلام در مقابل غاصبين خلافت زياد نقل شده است چنانچه حتي خود مفسرين اهل تسنن از جمله ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ي خود خطبه هايي از حضرت را نقل مي كند كه بيانگر اين حقيقت است كه ايشان در مقابل خلفاي سكوت نكردند و با ايشان بيعت ننمودند. از جمله در خطبه ي شقشقيه كه مورد اتفاق همه ي مسلمانان مي باشد كه حضرت چگونه به احقاق حق خويش و افشاگري اصحاب سقيفه پرداخته اند. منبع: اقتباس و تلخيص از الغدير، ج 1، ص 163 تا 166؛ فرائد السمطين، باب 78، سمط اوّل. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
✅✅پاسخ کامل به شبهه👌👌👇👇 چند پاسخ در جواب این شبهه می توان ارائه کرد:↘️↘️↘️↘️↘️ 1. در پاسخ به شبهه باید گفت تشریع این حکم نه تنها موجب ظلم و اجحاف در حق دختران نیست، بلکه تدبیر حکیمانه و هوشمندانه است که زمینۀ خیرات و برکات فراوانی در زندگی دختران شده است؛ چرا که عموماً پدر به علت علاقه شدید به فرزندش مصالح دختر خود را مدنظر قرار می دهد، در واقع این نوع اعمال مدیریت و ولایت موجب شده است تعداد کثیری از دختران از طمع و هوس بازی نظر بازان و شهوت بازان در امان باشند، چرا که این ولایت و سرپرستی همچون فیلتر بسیار خوبی بوده که مانع نفوذ ویروس های شیطانی و مخرب شده است، این در حالی است که اگر این نظارت و مدیریت از زندگی دختران برچیده می شد، به طور قطع و یقین لطمات و آسیب های پیش روی آن ها قابل حد و شمارش نبود. شاید این چنین اشکال وارد شود که برخی از والدین با سوء مدیریت خود برخی از فرصت های خوب را از دخترانشان سلب کرده که در جواب می گویم؛ آن چه در این مسئله باید به آن توجه داشت این است که، سوء تدبیر برخی افراد را نباید به کل جامعه والدین سرایت داد، در ثانی عدم ولایت و مدیریت برخی افراد موجب کنار گذاشتن یک قانون خوب نیست. 2. این حکم اسلامی ویژه دخترانی است که دوشیزه بوده و سابقۀ ازدواج قبلی نداشته اند، بنابراین اگر دختری قبلاً ازدواج کرده و با همسرش رابطه زناشویی داشته برای ازدواج بعدی خود نیازمند به اجازه پدر یا جد پدری نیست، چه بسا علت آن که دختری که قبلاً ازدواج کرده نیازمند اجازه پدر در ازدواج بعدی نیست، تجربه و بلوغ فرهنگی، اجتماعی، فکری، و مدیریتی باشد که در ادامه زندگی برای او تحصیل شده است. 3. این اجازه به معنای امکان اجبار دختر توسط پدر به ازدواج با فرد خاصی نیست؛ زیرا رضایت دختر از شروط لازم برای ازدواج بوده و بدون آن عقد صحیح نیست. به این ترتیب اگر دختری بدون رضایت به عقد ازدواج پسری در آید این ازدواج صحیح نبوده و آن ها زن و شوهر یکدیگر به شمار نمی آیند. 4. با این وجود در میان برخی از فقها در مورد لزوم اذن پدر در ازدواج دختر باکره ای که به سن رشد رسیده و به اندازه کافی از قدرت تشخیص برخوردار است و از طرفی ولی او نیز از کفایت لازم برخوردار نیست اختلاف نظر وجود دارد.[1] منبع : [1] حقوق زنان، برابری یا نابرابری، زهرا آیت اللهی، دفتر نشر معارف، قم، 1395 ش، ص 194. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
✅✅پاسخ کامل شبهه 👌👌👇👇 اولاً: اطلاق صیغه جمع بر مفرد یا بر تثنیه (دو نفر) تازگى ندارد، و در ادبیات عرب و قرآن موارد زیادى از آن را مى‌توان دید. در توضیح آن باید گفت که: بسیار می‌شود که به هنگام بیان یک قانون، با تنظیم یک عهدنامه، حکم به صورت کلى و به صیغه جمع آورده مى‌شود، و مثلاً در عهدنامه چنین مى‌نویسند که مسئول اجراى آن امضاگنندکان عهدنامه و فرزندان آن‌ها هستند، در حالى که ممکن است یکى از دو طرف تنها یک یا دو فرزند داشته باشد، این موضوع هیچ گونه منافاتى با تنظیم قانون و با عهدنامه به صورت جمع ندارد. خلاصه این که ما دو مرحله داریم: یکى مرحله قرارداد، دیگرى مرحله اجرا. در مرحله قرارداد گاهى الفاظ به صورت جمع ذکر مى‌شود تا بر همه مصادیق تطبیق گردند، ولى در مرحله اجرا ممکن است مصداق، منحصر به یک فرد باشد و این انحصار در مصداق منافاتى با کلى بودن مسئله ندارد. به عبارت دیگر پیغمبر(ص) موظف بود طبق قراردادى که با مسیحیان نجران بسته بود همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام کسانى که به منزله او بودند را به همراه خود به مباهله ببرد، ولى اینها مصداقى جزء دو فرزند و یک زن یک مرد نداشت. ثانیاً: مقصود نهایى از این نفرین این بود که یکى از دو طرف با همه نفراتش از صغیر و کبیر و مرد و زن براى همیشه هلاک گردد، مفسرین هم اتفاق دارند و روایات هم معتقدند، تاریخ هم مؤید است که رسول اکرم(ص)، وقتى براى مباهله حاضر مى‌شدند احدى به جز على، فاطمه، حسن و حسین را با خود نیاورد؛ پس از ناحیه آن جناب کسى حضور نداشت مگر دو نفر، دو فرزند و یک زن و با آوردن اینان رسول اکرم(ص) امر پروردگارش را امتثال نمودند. ثالثاً: مراد از لفظ آیه چیزى است، و مصداقى که حکم آیه به حسب خارج منطبق بر آن است چیزى دیگر، و این بار اول نیست که خداوند حکم یا وعده را که بر حسب خارج بر یک نفر منطبق است به طور دسته جمعى حکایت مى‌کند، مثلاً: درباره شخص واحدى که گفته بود خدا فقیر است و من توانگرم، به صورت دسته جمعى فرموده: «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیم‏؛ خدا که همواره به عدل قیام دارد گواهى مى‏‌دهد که جز او هیچ معبودى نیست و فرشتگان [او] و دانشوران [نیز گواهى مى‏‌دهند که‏] جز او که توانا و حکیم است هیچ معبودى نیست». در پاسخ شخص واحدى که پرسیده بود چه چیزى را انفاق کنیم؟ به صورت دسته‌جمعى فرمود: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ اْلآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ» و از این قبیل آیات بسیارى وجود دارد که به لفظ جمع نازل شده است در حالى که مصداق خارجى آن به حسب شأن نزول فرد معینى است. در نهایت هم اینکه برخى از اهل سنت سعى کرده‌اند بگویند که ابوبکر نیز جزء این افراد بوده است🤯😳😳🤦‍♂ پاسخ: با توجه به اسناد تاریخى و روایاتى که از هر دو گروه شیعه و سنى نقل شده است که تنها مرد حاضر در این مباهله به همراه پیامبر اکرم،(صل الله علیه و آله) امیرالمومنین على(علیه السلام) بوده است، چنین ادعاها و روایاتى کاذب و جعلى است. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
✅✅پاسخ کامل شبهه👌👌👇👇 نکته اول: این همه تخریب و هجمه در خصوص قانون ارث در آیین مقدس اسلام در حالی به آن دامن زده می شود که قبل از ظهور اسلام یا به زن ارث نمی دادند، سهم قطعی نداشت، ولی آیین مقدس اسلام نه تنها این حقّ را برای جامعه زنان به رسمیت شناخت، بلکه برای آن قانون وضع کرده و همگان را ملزم به رعایت آن حق نمود: (لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا تَرَک الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا تَرَک الْوالِدان وَ الْأَقرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کثُرَ نَصیباً مَفْرُوضاً([16]؛ «برای مردان، از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می گذارند، سهمی است؛ و برای زنان نیز، از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان می گذارند، سهمی؛ خواه آن مال، کم باشد یا زیاد؛ این سهمی است تعیین شده و پرداختنی.» این آیه در حقیقت گام دیگری برای مبارزه با عادات و رسوم غلطی است که زنان و کودکان را از حقّ مسلم خود محروم می ساخت، و بنا بر این مکمل بحث هایی است که در آیات سابق گذشت، زیرا اعراب با رسم غلط و ظالمانه ای که داشتند زنان و فرزندان خردسال را از حقّ ارث محروم می ساختند، آیه روی این قانون غلط خط بطلان کشیده و گفت: " مردان سهمی از اموالی که پدر و مادر و نزدیکان بجای می گذارند دارند و زنان هم سهمی خواه کم باشد یا زیاد" بنا بر این هیچ یک حق ندارد که سهم دیگری را غصب کند.[17] نکته دوم: این چنین نیست که همواره ارث زن نصف مردان باشد، از این رو در برخی موارد زن بیش از مرد یا مساوی با او ارث می برد، در ادامه به برخی از این موارد اشاره می کنیم. یک). هنگامی که فردی بمیرد و دارای یک دختر و یک پدر باشد. در این صورت دختر میت 2/1(یک دوم) یا همان نصف از اموال را ارث می برد در حالی که به پدر میت 6/1(یک ششم) تعلق می یابد. دو). اگر زن در نسبت از مرد به میت نزدیک تر باشد از اموال میت ارث می برد و حال آن که مرد اصلا ارث نمی برد. مثلا میت فقط یک دختر و یک برادر داشته باشد که در این صورت همه اموال به دختر می رسد و برادر هیچ ارثی نمی برد. نکته سوم: محققان حکمت تعلق دو برابر سهم الارث مردان بر زنان را این چنین توجیه کرده اند که نفقه زن یعنی هزینه مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، همسر، از زمان عقد تا پایان عمر و هم چنین نفقه فرزندان از آغاز تولد تا سن خودکفایی، بر عهده مرد گذاشته شده است و مردان نسبت به اعضای خانواده خویش دارای وظایف اقتصادی هستند، و سالیان طولانی می بایست بخش مهمی از اموال خود را صرف همسر و فرزندان نمایند، علاوه بر آن پسران با ازدواج موظف به پرداخت مهریه می شوند، بنابراین ارادۀ الهی بر این امر تعلق گرفته تا این که به گونه ای کمبود دریافتی مرد و بار سنگین اقتصادی او جبران شود.[18] منابع: [16] نساء / 7. [17] تفسیر نمونه، مکارم شیراز ی و جمعی از نویسندگان، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1371 ش، ج 3، ص 274. [18] حقوق زنان برابری یا نابرابری، زهرا آیت اللهی، ص 357 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313
ادامه جواب شبهه بالا👆👆 11- امام علی حلال مشکلات علمی آگاهان از تاریخ اسلام در عصر خلفا مى دانند که على(علیه السلام) همواره پناهگاه علمى امت بود، تا آن جا که بارها خلیفه دوّم این جمله را تکرار کرد: «لَوْلَا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ». و در تعبیر دیگرى گفت: «اَللَّهُمَّ لَا تُبْقِنِی لِمُعْضَلَةٍ لَیْسَ لَهَا إبْنُ أَبِیطَالِبٍ»؛ (خداوندا! مرا زنده مگذار هرگاه مشکلى پیش آید و على[علیه السلام] براى حل آن نباشد). و در تعبیر دیگر: «لَا اَبْقَانِیَ اللهُ بِأَرْضٍ لَسْتَ فِیهَا یَا أَبَا الْحَسَنِ»(43)؛ (اى أبو الحسن! خداوند مرا در سرزمینى که تو در آن نیستى زنده مگذارد). این مطلب به اندازه اى واضح بود که به گفته «ذهبى» در «التفسیر و المفسّرون» این جمله به صورت ضرب المثلى در میان مردم درآمد که هر کجا در مطلبى در مى ماندند و شخص مورد نظر براى حل نبود مى گفتند: «قَضِیَّةٌ وَ لَا أَبَا حَسَنٍ لَهَا»(44)؛ (این حادثه اى است که ابو الحسن براى حل آن نبود).(45) پی نوشت ها (منابع ): 1 . مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۲۳۲؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۶۵٫ 2. احقاق الحقّ، ج ۴، ص ۲٫ 3 . مائده (۵)، آیه ۵۵٫ 4 . در المنثور، ج ۲، ص ۲۳۹ و… 5 . شوری (۴۲)، آیه ۲۳٫ 6. احیاء المیت بفضائل اهل البیت(ع)، ص ۲۳۹؛ در المنثور، ج ۶، ص ۷؛ جامع البیان، ج ۲۵، ص ۱۴؛ مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۴۴۴؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۹۹ و… 7 . احزاب (۳۳)، آیه ۳۳٫ 8 . صحیح مسلم، ج ۲، ص ۳۳۱٫ 9 . بقره (۲)، آیه ۲۰۷٫ 10 . المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۴٫ 11 . شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۶۲٫ 12 . مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۳۴۸٫ 13 . تاریخ الامم و الملوک، ج ۲، ص ۹۹ـ۱۰۱٫ 14 . مسند احمد، ج ۱، ص ۱۸۵٫ 15 . صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۰٫ 16 . سنن ترمذی، ج ۵، ص ۵۹۶٫ 17 . المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۵۰٫ 18 . المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴ و… . 19 . الامام علی بن ابی طالب، ص ۴۳٫ ۲۳ . فی رحاب علی،؟؟؟ 20 . المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۵۵۰، ح ۶۰۴۴٫ 21 . مشهد الإمام علی(ع) فی النجف، ص ۶٫ 22 . المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۸۳؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۲۰۹ و تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۱۱٫ 23 . عبقریة الامام علی(ع)، ص ۴۳٫ 24 . علیّ امام الأئمة، ص ۹٫ 25 . عبقریة الامام علی، ص ۴۳٫ 26 . مسند احمد، ج ۵، ص ۶۶۲، ح ۱۹۷۹۶؛ کنز العمال، ج ۱۱، ص ۶۰۵، ح ۲۳۹۲۴ و… . 27 . شرح ابن ابی الحدید، ج ۳، ص ۲۶۰٫ 28 . علی امام الأئمة، ص ۱۰۷٫ 29 . تذکرة الخواص، ص ۴۶٫ 30 . عبقریة الامام علی، ص ۲۹٫ 31 . سجع الحمام فی حکم الامام، ص ۱۸٫ 32 . عبقریة الامام علی، ص ۱۵٫ 33 . مناقب خوارزمی، ص ۴۰٫ 34 . صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۳۷٫ 35 . المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۲۷٫ 36 . مسند احمد، ج ۵، ص ۲۶؛ مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۰۱٫ 37 . تاریخ ابن عساکر، ج ۵، ص ۶۲؛ اسد الغابة، ج ۴، ص ۲۲٫ 38 . تاریخ ابن عساکر، ج ۳، ص ۳۶؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۱۱۳ و طبقات ابن سعد، ج ۲، ص ۱۰۲٫ 39 . مسند احمد، ج ۱، ص ۳۲۸ و… 40 . عبقریة الامام علی، ص ۱۹۵٫ 41 . شرح ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۱۷٫ 42 . مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۳۶۶؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۸۴؛ کنز العمال، ج ۶، ص ۴۰۷؛ تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۳۰۲ و… 43. مرحوم «علامه امینى» (الغدیر، همان، ج 3، ص 142). 44. التفسیر و المفسّرون، همان، ج 1، ص 89. 45. پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)‏، مکارم شیرازى، ، ج 5، ص 613. 📎 📎 📎 ✅کپی با ذکر منبع بلامانع است👇👇👇 @x_shobhe313