eitaa logo
قهوه‌ی دیازپام
70 دنبال‌کننده
425 عکس
155 ویدیو
8 فایل
We sat next to our panics and smoked .. https://daigo.ir/secret/91807623896
مشاهده در ایتا
دانلود
مدتیه که نمیخندم، غمگین هم نشدم .. فقط میشینم و خیره میشم به چیز هایی که میگذره. فکر کنم این دریچه اخر احساسات باشه.. موسیقی به رگ های خونت نفوذ میکنه . تنها چیزی که درونت در جریانه نیکوتین قهوه و سیگاره .
بارون فقط برای کسایی قشنگه که خونه اشون سقف داره.
تاحالا به زیر سیگاریت دقت کردی؟ وقتی پر میشه، تا وقتی خودت با دستای خودت سیگارایی که توش خاموش کردی و خالی نکنی، خالی نمیشه. موضوع اصلا سیگار نیست.
حقیقت همینه، که همه چی می‌گذره. اون شبی که فکر می‌کردیم تموم غم عالم رو سرمون خراب شده، اون روزی که پیش خودمون گفتیم دیگه بهتر از این نمیشه، همه‌شون گذشتن؛ اما چیزی که بعد از این گذشتن ازمون باقی می‌مونه مهمه، آیا اصلا چیزی از ما وجود داره برای ادامه دادن؟ یا همه‌‌ش توی تموم اون روزا و شبا، تیکه به تیکه جا مونده؟
به کی دارم میدم بازخواست؟.. نمیدونم شاید بد بودم اینه کارماش؟.. نمیدونم انگیزه هام تو سرم بازداشت نمیمونن؟ یه روز میام بیرون از این باتلاق؟.. نمیدونم
من از همه متنفر شدم؛ درست در زمانی که بیشتر از همیشه نیاز داشتم دوست داشته باشم و دوست داشته بشم.
اسمشو نمیشه گذاشت مالیخولیا.. میشه گفت مرحله‌ی جنگ با ناخودآگاه ؛ یک جور دَوَرانِ سر . حقیقت این که وارد مرحله‌ی جدیدی شدم . توی این جنگ تازه با خودم ، ممکنه عصبی‌تر بشم ، لجبازتر ، ممکنه اشتهام یا عجیب زیاد بشه یا عجیب کم . یا عجیب وزن اضافه کنم یا عجیب‌تر کم . مودی بودنم ممکنه به لحظه برسه حتی ! اما خب ، باید عبور رو جدی بگیرم . پیچیده کردنش فقط بیشتر از همه به خودم صدمه می‌زنه .