هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه؛
ˑ ִֶ 𓂃☁️
آیوایکا عزیزم، تو مثل "آشیتاکا" از انیمهی "شاهزادهی مونونوکه"، در دلِ رنج و تاریکی، دنبال نوری برای خودت و جهان میگردی. هر دو خسته، ولی تسلیمناپذیر، راهتون رو آروم و بیصدا ادامه میدید. 🌫️🌱
از طرف خاطرات خورشید و ماه
تقدیم به Cigarette after panic
فقط خدا میدونه چقدر دارم این تیکه های گوشت بی جون و حرکت میدم و سعی میکنم زنده نگه دارم خودمو..
نمیدانم چه احساسی دارم و نمیدانم چه میخواهم و نمیدانم چه میکنم. انگار دیگر واقعاً وجود ندارم و به کلافی از بیسرانجامی، به تودهای مه تبدیل شدهام.
هدایت شده از قهوهی دیازپام
خواب دیدم به شهرو خانه ای که در آن بزرگ شدم برگشته ام، برای همیشه.
از این کابوس که پریدم، فهمیدم "من هیچ وقت انسان کاملی نخواهم بود، قسمت هایی از من در خانه ای که بزرگ شدم، مرد."
همیشه میترسم کسانی رو که دوست دارم یه روز از دست بدم؛
اما باید از خودم بپرسم آیا کسیام هست بترسه از اینکه منو یه روز از دست بده!؟