یک آیه در روز
948) 📖 وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً
.
4️⃣ «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ»
در نهى از منكر بايد از عواطف انسانى هم بهره گرفت.
🤔 شما كه مدّتها با همسر خود روابط كامل داشته و كامياب شدهايد چرا اكنون مهريه او را به ناحقّ پس مىگيريد❗️
📚(تفسير نور، ج2، ص40)
@yekaye
یک آیه در روز
948) 📖 وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً
.
5️⃣ «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ»
هنگام ناراحتىهاى زندگى، به ياد لذّتهاى قبل باشيم.
(تفسير نور، ج2، ص40)
@yekaye
یک آیه در روز
948) 📖 وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً
.
6️⃣ «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ»
چرا تعبیر کرد «أفضی بعضکم إلی بعض» و نفرمود «أفضیتم الیهن» ویا نفرمود «أفضی الرجال إلی النساء»؟
🍃الف. شاید در مقابل نگرش کالایی به زن، میخواهد بر روابط عاطفی طرفینی تاکید کند:
💠مبارزه اسلام با نگاه کالایی به زن
در واقع،
اگر تعبیر به صورتی شبیه «أفضیتم الیهن» ویا «أفضی الرجال إلی النساء» میآمد چنین القا میشد که چون شما بودید که استفادهای از زنان کردهاید، پس حق ندارید پولی که بابت این استفاده دادهاید را پس بگیرید؛
اما با تعبیر «بعضکم إلی بعض» مساله را طرفینی کرد، یعنی هم شما خود را به آنان رساندید و هم آنان خود را به شما رساندند؛ یعنی إفضاء را مسالهای طرفینی معرفی کرد؛ و در واقعمیگوید وقتی که شما میخواهید به کسی ظلم کنید که این اندازه با هم درگیر روابط متقابل شدهاید؟!
✅ تبصره:
این تعبیر شاید از بهترین شواهدی است که نشان میدهد این سخن که ادبیات قرآن #ادبیات_مردسالارانه است، تهمتی بیش نیست.
در جایی که افراد به طور طبیعی عبارات را به گونه #مردسالارانه به کار میبرند، اسلام از تعبیر طرفینی استفاده میکند.
🍃ب. ...
@yekaye
یک آیه در روز
948) 📖 وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً
.
7️⃣ «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ»
واضح است که عبارت «چگونه آن را بازستانید در حالی که ...» از یک تعجب حکایت دارد. وجه این تعجب چیست؟
🍃الف. شما با هم همبستر بودهاید و چنان به هم نزدیک شدهاید که گویی یک نفر هستید؛ و این خیلی عجیب است که کسی به خودش یا قسمتی از وی به قسمت دیگری از خودش ظلم کند.
(الميزان، ج4، ص258)
🍃ب. او خودش را برای لذت و بهرهوری شما در اختیارتان قرار داده و یا این کار الفت و مودتی بین شما برقرار شده، چگونه سزاوار است که با کسی که این اندازه به هم الفت گرفتهاید چنان رفتار کاسبکارانه ظالمانهای در پیش گیرید؟!
(اقتباس از مفاتيح الغيب، ج10، ص16)
🍃ج. ...
@yekaye
یک آیه در روز
948) 📖 وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً
.
8️⃣ «أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظاً»
مقصود از میثاق غلظی که زنان از شوهرشان گرفتهاند چیست؟
🍃الف. همان عهدی است که هنگام عقد از مرد گرفته میشود که رفتارش با زن بر اساس «نگه داشتن بر اساس عرف ویا رها کردن با نیکی» (بقره/229) باشد (حدیث2)
و واضح است که اگر او را مجبور به پس دادن مهریهاش کند به «رها کردن به نیکی» عمل نکرده است. (مفاتيح الغيب، ج10، ص16)
🍃ب. خود خطبه عقد است که با آن روابط جنسی بین زن و مرد مجاز میشود (حدیث 1 و 3 و 4)
🍃ج. این جمله عطف تفسیری جمله قبل است، یعنی همین که بین شما نزدیکی آنچنانی برقرار شد، این یعنی میثاق بسیار شدیدی بین شما بسته شد. (به نقل از مفاتيح الغيب، ج10، ص16؛ و بعید نیست حدیث2 موید این برداشت باشد)
🍃د. وابستگیای که با عقد ازدواج بین زن و مرد ایجاد میشود که از لوازم آن مهریهای است که تعیین میگردد و مرد خود را متعهد به ادای آن معرفی میکند. (الميزان، ج4، ص258)
در واقع، گفتهاند «مصاحبت بیست روز، انسان را شبیه خویشاوند میکند؛ چه رسد به پیوند زوجیت که ارتباطی بسیار شدیدتر بین طرفین ایجاد میکند. (به نقل از مفاتيح الغيب، ج10، ص16)
🍃ه. ...
@yekaye
یک آیه در روز
948) 📖 وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً
.
9️⃣ «وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً؛ وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظاً»
درباره وضعیت حکمی که در این دو آیه آمده و منسوخ بودن یا نبودن آن سه دیدگاه مطرح است:
🍃الف. این یک آیه محکم و غیرمنسوخ است؛ و اینکه مرد حق دارد در صورت خلع، (مقداری یا کل) مهریهاش را پس بگیرد، منافاتی با این دو آیه ندارد، زیرا مساله خلع در جایی است که نشوز از جانب زن رخ داده باشد؛ در حالی که این آیه ناظر به بهتان زدن به زن است. (نظر اکثر مفسران شیعه و سنی)
🍃ب. این آیه محکم و غیرمنسوخ است، ولی شامل خال خلع هم میشود و لذا حکم خلع را اسلام به رسمیت نمیشناسد و مرد تحت هیچ شرایطی حق ندارد مهریهای که داده، پس بگیرد. (بكير بن بكر بن عبد الله المزني، به نقل از مجمع البيان، ج3، ص42)
🍃ج. این دو آیه با آیه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ» (بقره/229) نسخ شده است. (حسن بصری، به نقل از مجمع البيان، ج3، ص42)
معنی این آیه این است: پس اگر بيم آن داشتيد كه آن دو [زن و شوره] حدود خدا را برپا ندارند [یعنی در صورتى كه يكديگر را نمىخواهند يا زن كراهت شديد دارد] حرجی بر آنها نيست در آنچه زن [براى رهايى خود مقداری یا همه مهریه را به عنوان] فديه دهد [تا مرد او را طلاق دهد])
@yekaye
949) 📖 وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلاً 📖
💢ترجمه
و ازدواج مکنید با آن زنانی که پدرانتان نکاح کردند جز آنچه قبلا گذشته است؛ همانا این کاری شنیع و هلاکتبار بوده است و بد راه و رسمی بود.
سوره نساء (4) آیه 22
1398/6/4
24 ذیالحجه 1440
@yekaye
🔹تَنْكِحُوا ؛ نَكَحَ
در بحث از آیه 3 همین سوره گذشت که
▪️ماده «نکح» هم برای «پیمان ازدواج» به کار میرود و هم برای «عمل نزدیکی کردن».
▫️برخی بر این باورند که اصل آن برای عمل نزدیکی کردن بوده، و به مناسبت برای ازدواج هم به کار رفته؛
▫️در مقابل برخی بر این باورند که این ماده در اصل به معنای عقد و پیمان ازدواج است؛ و نه نزدیکی کردن و بعدا به نحو استعاری برای جماع و نزدیکی به کار رفته است؛
بویژه که با توجه به وجود حیا در انسان تمامی اسمهای ناظر به جماع، ابتدا به نحو کنایی در خصوص این کار استفاده شده است؛
و شاهد قرآنی بر اینکه «نکاح» لزوما به معنای نزدیکی کردن نیست، این آیه شریفه است که «إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُن» (احزاب/۴۹) چرا که از نکاحی صحبت کرده که قبل از تماس به طلاق منجر شده است.
چنانکه آیه «وَ ابْتَلُوا الْيَتامی حَتَّی إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ» (نساء/۶) نیز صرف بلوغ جنسی نیست، بلکه بلوغ اجتماعیای است که شخص آمادگی ازدواج و تشکیل خانواده را پیدا میکند؛
و شاهد دیگری بر این مدعا هم که اصل نکاح ناظر به پیوند زناشویی، و نه عمل جنسی بوده، و کاربردش در عمل جنسی به نحو استعارهای بوده، آن است که علیرغم شباهت عمل جنسی در حیوانات با انسان، ظاهرا تعبیر «نکاح» فقط در مورد عمل انسان (و نه عمل بین خود حیوانات) به کار میرود.
▪️کاربرد این ماده به صورت ثلاثی مجرد (نَكَحَ يَنْكِحُ نِكاحاً) به معنای «ازدواج کردن» است که هم برای مرد «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساء» (نساء/۲۲) هم برای زن «حَتَّی تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ» (بقره/۲۳۰) و هم برای خود پیمان ازدواج «وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ» (بقره/۲۳۵) به کار میرود.
🔖جلسه 928 http://yekaye.ir/an-nesa-4-3/
@yekaye
🔹سَلَفَ
▪️ماده «سلف» در اصل بر تقدم و پیش گرفتن چیزی دلالت دارد، چنانکه تعبیر «سَلَف» به معنای «گذشتگان» است و بیع سَلَف، هم خرید و فروشی است که قیمت کالا مدتی پیش از دریافت جنس پرداخت میشود (پیشخرید) (معجم مقاييس اللغة، ج3، ص95-96)
▪️برخی توضیح دادهاند که این ماده در اصل صرفا به وقوع و تحقق چیزی در گذشته دلالت دارد، و
▪️تفاوتش با واژههای نزدیک به آن مانند «سبق» و «تقدم» و «مرور» و «مُضی» در همین است که
🔸در «سبق» (نقطه مقابل «لحوق») تقدم در حرکت یا عمل یا فکر مد نظر است؛
🔸در «تقدم» (نقطه مقابل «تأخر») جلو افتادن و مقدم بودن چیزی بر چیز دیگر؛
🔸در «مرور» عبور از نقطه معین؛ و
🔸 در «مُضی» گذر زمان و از زمان حال عبور کردن مد نظر است؛ اما
🔸در «سلف» نه بسق و لحوق، و نه تقدم و تاخر، و نه عبور از نقطهای معین، و نه جریان داشتن در گذشته و آینده، هیچیک لحاظ نشده، بلکه صرف وقوع امری در گذشته مورد نظر است: «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ» (بقره/275) ، «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ» (نساء/22) «أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ» (نساء/23) «عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ» (مائده/95) ، «يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَف» (انفال/38)
(التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج5، ص219)
▪️این ماده وقتی به باب افعال میرود، حالت متعدی به خود میگیرد، یعنی چیزی را در گذشته قرار دادن و اقدام به سپری کردن؛ چنانکه مقصود از آن در آیات «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ» (یونس/30) «كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ» (حاقه/24) اعمال نیک و بدی است که شخص آنها را انجام داده و از سر گذرانده است. (التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج5، ص220)
▪️خود کلمه «سَلَف» به معنای «متقدم» است، چنانکه در آیه «فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرينَ» (زحرف/56) یعنی آنان را متقدم [به عنوان انسانهایی که پیش از بقیه بودند] و مایه عبرت دیگران قرار دادیم. (مفردات ألفاظ القرآن، ص420)
📿ماده «سلف» و مشتقات آن 8 بار در قرآن کریم به کار رفته است.
@yekaye