هدایت شده از مدرسه مهارت آموزی مبنا
📚 همیشه سرمون توی کتابه!
📣 آغاز ثبتنام حلقه کتاب مبنا
ما تو حلقه کتاب مبنا، فقط کتاب نمیخونیم؛
بلکه با کتاب زندگی میکنیم!
یعنی:
مهمونیهامون #به_صرف_کتابه!
به جای اینکه دائم درگیر این باشیم که
حالا چی بپوشم؟
به این فکر میکنیم که
#حالا_چی_بخونم؟
و به جای اینکه
همش سرمون تو گوشی باشه!
#همیشه_سرمون_توی_کتابه!
همخوانی و نقد کتابهای:
📖 سباستین - اثر منصور ضابطیان
📖 زمین سوخته - اثر احمد محمود
📖 در جبهه غرب خبری نیست - اثر اریش ماریا رمارک
🔻 اطلاعات بیشتر دوره و ثبتنام حلقه کتاب:
http://B2n.ir/a92820
http://B2n.ir/a92820
#حلقه_کتاب
#همیشه_سرمون_توی_کتابه
| @mabnaschoole |
هدایت شده از گاه گدار
ما توی مبنا در دنیای عجیبی داریم زندگی میکنیم.
همین الان، توی همین دقیقهها که من دارم این کلمهها را مینویسم، همه ما نگران یک دوست و همکار عزیز هستیم.
همکاری که همشهری خیلی از ماها نیست و تا به حال چهرهاش را هم ندیدهایم.
دوست عزیزی که از پر کارترین ها در جمع ماست و حضورش و دقت بالایش در کار همیشه اسباب خیال راحتی است.
این دوست عزیز این روزها در بیمارستان است، سطح هوشیاریاش پایین است و توی مراقبتهای ویژه بستری است.
ما نگرانش هستیم، مثل خانوادهاش.
من البته به خدا خوشبینم و میدانم که لطفش همیشه پیش پای ما بندههاست اما این را هم میدانم که گرههای زیادی در زندگی هست که باز شدنش به واسطه دعاهای ماست.
برای این دوست ما دعا کنید.
با هر کلمه و جملهای که بین شما و خدا صمیمیتر است، برای این دوست ما دعا کنید.
ما نگرانش هستیم.
هدایت شده از حسام محمودی
یکی از زمانهای استجابت، دعای بعد از تموم کردن نمازهاست.
دوستان بیاین بعد از نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا براشون دعای توسل بخونیم.
قبلش هم حتما ۷ بار حمد شفا بخونیم.
ان شاءالله به حق جواد الائمه و امام رضا جان (علیهما السلام) هر چه زودتر شفا و صحت و عافیت نصیبشون بشه 🪴
ـــــــــــــ
اولینبار است که دیدَمَت. آن هم از پشت پنجرهٔ icu. دستم بهت نرسید. حتی صدای هقهقم را نشنیدی. صدای زیارت عاشورایی که مادرت خواست برایت بخوانیم. قرارمان نبود. دوست نداشتی با حالِ بد، ببینمَت. قرار بود حالت خوب شود و خبرم کنی. بیایم یک دل سیر بغلت کنم. به اندازهٔ همهٔ این سه سالی که فقط پیام بینمان ردوبدل شد. میخواستم پیام همکاران و هنرجوها را برایت بخوانم. همه حرفهایم را پشت پنجره گفتم. میدانم شنیدهای. راستی چقدر چهرهات معصوم بود. معصومتر از تکعکسی که برایم فرستاده بودی. کمسنتر از آنکه حالا روی تخت icu ببینمت. کوچکتر از آنکه حالا برای بودنت، برای خوب شدنت، برای ماندنت، پیش خدا دستوپا بزنم.
@zaatar
ــــــــــــــ
زیر پلکهایم، قدً یک بادام، آمده بالا. خودم را سفت در آغوش کشیدم. ما اینجا بعد از مصیبت، آغوشی برای گریه نداریم. هرجا باشیم، خودمان را نمیرسانیم به خانهٔ مصیبتزده. هرکداممان در یک شهریم. دلهایمان نزدیک و فاصلههایمان زیاد است.
اینجا دستی نیست که بنشیند روی شانههایمان. ما جمع نمیشویم. مجازی حرفهایمان را میزنیم. خبر را که میشنویم. استیکر گریه میفرستیم و بعد شانههایمان تندتند بالا پایین میشود. خاطرات رفیقمان را مرور میکنیم.
از نیمههای شب، سر روی بالشتی میگذاریم که دو طرفش نم دارد. خواب به چشممان نمیآید. گریه، چرا. ما بزرگتری نداریم بگوید وقتش سرآمده بود، بس کنید، راحت شد. خودمان باید تکوتنها بزنیم توی سرمان و خیال کنیم راحت شدی. فکر کنیم به خواستهات رسیدی و رفتی پیش مارال. خواهری که پنج سال دوریاش را تحمل کردی و میگفتی هرشب میآید توی خوابهایت. دیگر کنار هم هستید فاطمه. لابد دست انداختهاید روی شانه هم. صدای خندهتان همه جا را پر کرده. دیگر لازم نیست راهبهراه مسکن تزریق کنی. عفونتِ بدنت خوابیده. راحت نفس میکشی. دیگر نگران نیستی هنرجوهایت چه فکری میکنند که صوت نمیدهی. نیاز نیست توی جلسات بگویی من بعد از جلسه نکاتم را مینویسم. دیگر آرامی، آرام. ما هم توی همین گروه استادیاری خاطراتت را مرور میکنیم. حالا بزرگترمان هم آمده. صوتش را پلی میکنیم و تا میگوید إنا لله و إنا الیه راجعون، باز شانههایمان بالا پایین میشود و بادامِ زیر چشممان، بزرگتر.
@zaatar
هدایت شده از [ هُرنو ]
وصیت.mp3
10.78M
میان به ما تسلیت میگن...
قبول داری که منطق نداره؟
ما خودمون باید بریم به پدر و مادرت تسلیت بگیم...
من درک نمیکنم که چه شده. صبح سیداحمد نوشت که مصطفا من خیلی دعا کردم... گفتم سید من اصلا نمیفهمم چهمون شده؟ من آدم گریهکنی نیستم. توی جمع سخت گریه میکنم. توی روضه باید همهٔ عضلههای صورتمو فشرده کنم تا پلکهام نمناک بشه.
من درک نمیکنم که چرا تا سرمو میچرخونم، اشکم درمیاد؟
من درک ندارم.
چجوری تونستی اینجوری جیگرمونو بسوزونی خواهر من؟!
پانوشت: نوشته بودی که ترس، برای آنهایی است که منتظر ندارند. من از اسمع افهم گفتنهای تلقینخوانِ فردا میترسم. برای خودم میترسم. لطفا فردا منتظرمون باش. آدمهایی که تا حالا ندیده بودیشون دارن میان. منتظرمون باش که نترسیم. اگه دیدی داریم گریه میکنیم، واسه تو نیست. واسه خاطر خودِ مچالهشدهمونه...
این مداحی رو چندبار گوش داده باشم خوبه؟
#افهمت؟
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
به یاد خواهرمان #میثاق_رحمانی، جهت شرکت در ختم قرآن، صلوات، فاتحه، ذکر لا اله الا الله و... از طریق پیوند زیر، اقدام کنید.
👇
https://iporse.ir/6251613
بخوانیم تا برایمان بخوانند...
نماز لیلة الدفن: میثاق بنت مهدی
ــــــــــــــ
پیامبراکرم(ص) درباره ثواب خواندن نماز لیلةالدفن فرمودهاند: «بر میت ساعتی سختتر از شب اول قبر نمیگذرد. پس بر اموات خود رحم کنید و برایشان صدقه بدهید و اگر نتوانستید، دو رکعت نماز برای فرد درگذشته بخوانید. پس همان لحظه حق تعالی هزار فرشته به سوی قبر او میفرستد که با هر فرشته، جامهای و حلّهای است و تنگی قبر، او را تا روز نفخ صور وسعت میدهد و به نمازگزار به عدد آنچه آفتاب بر آن طلوع میکند، حسنه عطا میکند و او را چهل درجه بالا میبرد.»
▪️طریقه خواندن نماز
در رکعت اول بعد از سوره حمد، یک مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد، ده مرتبه سوره قدر خوانده شود و بعد از سلام نماز بگوید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمدٍ وَ آلِ مُحمدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبرِ فلان بن فلان».
به جای فلان بن فلان، نام میت و پدرش را ببرد. (میثاق بنت مهدی)
@zaatar
هدایت شده از الف|نون
15.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽
___________
لبخندِ امروزِ ما کنار اشکهای دیروز، امیدِ امروزمان کنار ناامیدیِ دیروز، شاکلهی مبنا را تشکیل میدهد؛ و مگر زندگی جز این است؟ ما در مبنا زندگی میکنیم. دیروز جسم یکی از ما پَر کشید و امروز متنِ یکیمان در پویشی رسانهای جایزه اولِ کشور را بُرد. دیروز را به هم تسلیت گفتیم و امروز را تبریک. و امید همچنان بین ما هست.
🌸🌱
بالای لوح تقدیرِ دوستمان نوشتهاند:
"دنیای فردا دنیای فلسطین است."
دستهایی که برای فلسطین قلم میزنند بوسیدنیاند. |@sayeh_sayeh|
__________
@AlefNoon59