399.1K
#پرسش_مخاطبین
سلام استاد
مطلبی داره دست به دست میشه که قرآن در سوره مدثر ، بیماری #کرونا و درمان اون رو پیش بینی کرده.
نظر شما چی هست؟
👇👇👇
🎤 پاسخ #استاد_عبادی از اساتید مهدویت کشور و پژوهشگر
https://eitaa.com/zandahlm1357
555.2K
#پرسش_مخاطبین
سلام استاد
ماه رجب تمام شد و #سفیانی خروج نکرد. آیا تا ماه رجب سال بعد امکان ظهور نیست؟
از یک طرف باید علائم حتمی اتفاق بیفتد
از یک طرف هم ما روایتی داریم که میگوید امام زمان نمی آید مگر ناگهانی .درسته؟!
خب اگر بخواهیم این هارا بهم متصل کنیم
یعنی باید اول علایم اتفاق بیفتد ولی پس از آن ناگهانی عمل ظهور (ان شاءالله) ، اتفاق میافتد ؟!
ولی باز از یک طرف تمام علائم مدت زمان داده شده
مثلا سفیانی 15 ماه است . اینها چطور قابل جمع هست؟
👇👇👇
🎤 پاسخ #استاد_عبادی از اساتید مهدویت کشور
https://eitaa.com/zandahlm1357
866.1K
#پرسش_مخاطبین
سلام استاد گرامی و تشکر از پاسخ های خوب شما
بی زحمت به این سوالات جواب بدین
چند سوال بین جوانان مطرح است، امیدوارم جواب بدید:
1- اسلام یک دین عربی است زیرا در عربستان بوده و ما فارس هستیم، پس چرا دینی را قبول کنیم که هم مبلغ آن دین و هم کشوش و هم کتاب (قرآن)عرب بوده؟
2- اسلام از اول که به وجود آمده فقط درگیر جنگ بوده و با ملتهای زیادی جنگ کرده و حتی به ایران هم لشکر کشی کرده و خیلیها را اسیر کرده و گفته باید دین اسلام را بپذیرید، خب دینی که فقط با ملتهای دیگر فقط جنگ کرده از طرفی هم به دیگران گفته باید مسلمان بشید یا جزیه بدید چه فایده ای دارد؟
3 دین ایرانیان از همان اول اسلام بوده چرا که پادشاهش(کورش) پیامبر بوده چرا باید به دین عربی را قبول کنیم
4- ایران در زمان پادشاهان و حتی پهلوی از لحاظ وسعت و اقتصاد و ... خیلی پیشرفته بوده و از زمانی که ایرانیان مسلمان شدند خیلی پس رفت کردیم.
👇👇👇
🎤 پاسخ #استاد_عبادی از اساتید مهدویت کشور و پژوهشگر
https://eitaa.com/zandahlm1357
✍
حضرت عیسی(ع) تصمیم داشت تا حضرت یحیی(ع) را زنده کند، اما ایشان گفت: تاب تحمل مجدد تلخی مرگ را ندارم. آیا مرگ برای پیامبران نیز تلخ و دشوار است؟
اولین مرحله از مراحل آخرت، مرگ و جان دادن است. چگونگی جان دادن انسانها به تناسب رفتارهایشان در دنیا متفاوت است؛ لذا در شرایطی ممکن است یک مؤمن نیز هنگام مرگ، دشواریهایی را تحمل کند تا کفاره کاستیهای او بوده و در قیامت، پاک محشور شود.[1] از رسول خدا(ص) پرسیده شد که ملک الموت چگونه جان مؤمن را میگیرد، آنحضرت فرمود: «همانا ملک الموت هنگام مرگ نزد مؤمن، مانند بنده ذلیل و بیمقدار در مقابل آقا و سرور خودش است، او و یارانش از آن مؤمن دور میایستند و به او نزدیک نمیشوند، تا اوّل با سلام به او، شروع میکند و او را به بهشت بشارت میدهد».[2]
با توجه به مقدمه بالا، آنچه در پرسش و درباره دشواری جان دادن یحیی بن زکریا(ع) آمده[3]برگرفته از روایتی است که به امام صادق(ع) منتسب شده است:
حضرت عیسی(ع) بر سر قبر یحیی بن زکریا آمد و قبلاً از خدا خواسته بود که وی را زنده کند. او را صدا زد. جواب داد و از قبر بیرون آمد. گفت: «از من چه میخواهی؟» فرمود: «میخواهم مونس من باشی، چنانکه در دنیا بودی». یحیی گفت: «ای عیسی! هنوز تلخی مرگ از کام من بیرون نرفته، میخواهی مرا به دنیا بازگردانی و دوباره به چنگال مرگ گرفتارم کنی؟» عیسی آزادش گذاشت و او به قبر برگشت.[4]
سند این حدیث چنین است: «علی بن محمد عَنْ بَعْضِ أَصْحابِنا عَنْ علی بن الْحَکَمِ عَنْ رَبیعِ بن محمَّد عَنْ عبدالله بن سُلیم العامری عن أَبی عبدالله(ع) قال...».
الف) بررسی سندی:
1. علی بن محمد علان کلینی: یکی از مشایخ شیخ کلینی است که ثقه و مورد اعتماد است.[5]
2. بعض اصحابنا: کلینی در برخی از اسناد روایات؛ از این تعبیر استفاده کرده است،[6] که به ظاهر، افراد این عدّهها برای وی مشخّص بودهاند. اکثر این افراد از مشایخ اجازه کلینی هستند و چون کلینی در صحّت حدیث به اصالت، و درستی متن، توجّه بیشتری داشته تا به شخصیت راوی، معرّفی اسامی این افراد نزد وی تأثیری در صحّت و یا سقم روایت نداشته است.[7]
3. علی بن حکم انباری: شخص ثقه و بزرگواری است.[8]
4. ربیع بن محمد مُسلی: اگرچه کتابهای رجالی در مدح و ذم او بحثی را مطرح نکردهاند؛ اما از آنجایی که در اسناد کامل الزیارات است، طبق نظر برخی از علما توثیق میشود.[9]
5. عبدالله بن سلیم عامری: در کتابهای رجالی، او را از اصحاب امام صادق(ع) ذکر کردهاند؛[10] اما در مورد مدح و ذم او بحثی مطرح نکردهاند.
لذا روایت از حیث سند چندان مورد اعتماد نیست.
ب) بررسی محتوایی:
علاوه بر اشکال در سند این روایت، اشکالات محتوایی نیز بر این حدیث مطرح است که بیان میشود:
1. بر اساس قول مشهور، حضرت عیسی(ع) قبل از حضرت یحیی(ع) به آسمانها عروج کرده است. از همین رو برخی گفتهاند که این یحیی غیر از یحیی بن زکریا است که البته دلیلی بر آن وجود ندارد.
2. یکی از اشکالاتی که ممکن است به این روایت شود آن است که به هر حال اکنون که یحیی(ع) زنده شده و در حال پاسخ دادن به عیسی(ع) است، طبیعتاً باید مرگی در انتظارش باشد. چرا اکنون که باید دوباره طعم تلخ مرگ را بچشد، ادامه زندگی در دنیا را نمیپذیرد؟! البته علامه مجلسی به این اشکال پاسخ داده که مرگ زمانی تلخ میشود که شیرینی دنیا دوباره در کام انسان برود، اما قبل از آن، تحمل مرگ دشوار نیست و - با فرض پذیرش روایت - یحیی(ع) هنوز علاقه جدیدی به دنیا برایش به وجود نیامد تا مرگ برایش تلخ باشد.
3. البته احتمال دارد که این روایت از روی تقیه صادر شده باشد.
پس نمیتوان به این روایت در مورد اثبات دشواری مرگ برای پیامبران و صالحان استدلال کرد.
[1]. ر.ک: حالات مؤمن و کافر در هنگام مرگ»، 33521.
[2]. صدوق، محمّد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 135، فم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1413ق.
[3]. «زندگینامه و شخصیت حضرت یحیی(ع)، 66889»؛ «بررسی روایات مربوط به گریه آسمان و زمین در شهادت امام حسین(ع)، 42264».
[4]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 3، ص 260، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[5]. نجاشی، احمد بن على، رجال النجاشی، ص 260، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ ششم، 1365ش.
[6]. ر.ک: «منظور از مشیخه و عده من اصحابنا»، 49123.
[7]. ر.ک: «سیری در اسناد احادیث کافی»، فصلنامه فرهنگ کوثر، زمستان 1384، شماره 64.
[8]. طوسى، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول، ص 263، قم، مکتبة المحقق الطباطبائی، چاپ اول، 1420ق.
[9]. خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج1، ص 50، مرکز نشر آثار شیعه، قم، 1410ق.
[10]. نورى، حسین بن محمد تقى، خاتمة المستدرک، ج 8، ص 161، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق؛ معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 198.
✍
۱. آیا نگهداری سگ های خانگی یا زینتی از لحاظ شرعی حرام است؟
۲. فروش لباس سگ و متعلقاتش چه حکمی دارد؟ تجهیزات نگهداری سگ خانگی چطور؟
آیت الله خامنه ای:
یک: نگهداری سگ، غیر از سگ گله و شکاری و نگهبان مذموم است و اگر این کار تشبه به غیر مسلمانان باشد و باعث ترویج فرهنگ آنان گردد و یا باعث آزار و اذیت همسایگان گردد، حرام است.
دو: به طور کلی اینگونه امور اگر باعث ترویج عمل باطل محسوب می شود، جایز نیست.
آیت الله مکارم شیرازی:
یک: نگهداري سگ اگر به قصد استفاده مشروع و عقلايي مثل نگهباني باشد اشکالي ندارد ولي خريد و فروش و نگهداری سگ های زينتی و امثال آن جايز نيست.
دو: اگر فایده این وسایل منحصر در سگهای زینتی و خانگی باشد خرید و فروش آن اشکال دارد.
آیت الله سیستانی:
یک: خرید و فروش سگ جایز نیست مگر سگ شکار، ولی نگهداری آن اشکال ندارد؛ اگر چه نجس است و نماز خواندن در خانه ای که سگ در آن نگهداری می شود مکروه شمرده شده است.
دو: به خودی خود اشکال ندارد.
آیت الله شبیری زنجانی:
یک: نگه داشتن سگ گله و پاسبان و صید اشکال ندارد ولی بر اساس روایات متعدد نگهداری سگ در غیر این موارد،کراهت شدید دارد و از جمله صفات زشت محسوب می شود.
دو: فی نفسه مانعی ندارد.
آیت الله وحید خراسانی:
خريد و فروش سگِ غيرِ شكارى كه باطل است و بنابر احتياطِ واجب، حرام است.
یک: حرام نیست ولی مکروه است.
دو: حرام نیست.
آیت الله فاضل لنکرانی:
یک: سگ نجس العین است تمام بدن حتی ناخن ها و موهای سگ نجس است، نگهداری سگ بدون ضرورت کراهت دارد. البته اگر برای نگهبانی یا برای شکار باشد، با رعایت طهارت و نجاست اشکال ندارد.
دو: چنانچه غرض عقلایی بر آن مترتب باشد اشکالی ندارد.
منبع: استفتاء از سایت مراجع
https://eitaa.com/zandahlm1357
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چو سبزه سبز میگردد ز نوروز
به روز سیزدهم، آن روز پیروز
فزون بر سبزی دشت و چمنزار
به جان و دل بگردیم همچو گلزار
ان شاء الله شاد باشید
https://eitaa.com/zandahlm1357
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.......:
گره بر سبزه زن تا غم برآید
که فردا عشق تو از در درآید
به صحرای پر از گل آرزو کن
تمامِ آرزوهایت برآید …
سیزده بدر تو خونه و روز طبیعت مبارک.
https://eitaa.com/zandahlm1357
♦ ♦ ♦ ♦
#احسن_القصص
🌱حکایت خشت های طلا
#طمع
عيسی بن مريم عليه السلام دنبال حاجتی می رفت. سه نفر از يارانش همراه او بودند. سه خشت طلا ديدند كه در وسط راه افتاده است. عيسی عليه السلام به اصحابش گفت: اين طلاها مردم را می كشند؛ مبادا محبت آنها را به دل خود راه دهيد. آن گاه از آنجا گذشته و به راه خود ادامه دادند.
يكی از آنان گفت: ای روح الله! كار ضروری برايم پيش آمده، اجازه بده كه برگردم. او برگشت و دو نفر ديگر نيز مانند رفيقشان عذر و بهانه آوردند و برگشتند و هر سه در كنار خشتهای طلا گرد آمدند. تصميم گرفتند طلاها را بين خودشان تقسيم نمايند.
دو نفرشان به ديگری گفتند: اكنون گرسنه هستيم. تو برو بخر. پس از آنكه غذا خورديم و حالمان بهتر شد، طلاها را تقسيم می كنيم. او هم رفت خوراكی خريد و در آن زهری ريخت تا آن دو رفيقش را بكشد و طلاها تنها برای او بماند.
آن دو نفر نيز با هم سازش كرده بودند كه هنگامی كه وی برگشت او را بكشند و سپس طلاها را تقسيم كنند. وقتی كه رفيقشان طعام را آورد، آن دو نفر برخاستند و او را كشتند. سپس مشغول خوردن غذا شدند. به محض اينكه آن طعام آلوده را خوردند، مسموم شدند.
حضرت عيسی عليه السلام هنگامی كه برگشت ديد، هر سه يارانش در كنار خشت های طلا مرده اند. با اذن پروردگار آنان را زنده كرد و فرمود: آيا نگفتم اين طلاها انسان را می كشند؟
📚 بحار ج 14، ص 280
📖 ♥️
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
https://eitaa.com/zandahlm1357
.......:
#حکایت
مردی به دهی سفر ڪرد … زنی ڪه #مجذوب سخنان او شده بود از مرد خواست تا #مهمان وی باشد. شخص پذیرفت و مهیای رفتن به #خانهی زن شد.
#ڪدخدای دهڪده #هراسان خود را به آن شخص رسانید و گفت : این زن، #هرزه است به خانهی او نروید ! مرد به ڪدخدا گفت : یڪی از دستانت را به من بده !!!
ڪدخدا #تعجب ڪرد و یڪی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه مرد گفت : حالا #ڪف بزن !!!
ڪدخدا بیشتر تعجب ڪرد و گفت: هیچ ڪس #نمیتواند با یک دست ڪف بزند ؟!!
مرد #لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این ڪه #مردان دهڪده نیز هرزه باشند.
https://eitaa.com/zandahlm1357
🌿 #داستان_کوتاه_آموزنده
#سوء_ظن #داستان_واقعی_پدر_شوهر_و_عروس
✍من نرگس هستم حدود یکساله با پدرام ازدواج کردم...
از همون ابتدا متوجه نگاه های مخفی پدر شوهرم به خودم میشدم...
پدر شوهرم از حق نگذریم از شوهرم جذابتر و خشگلتر مونده بود
👈یه وقتایی تعجب میکردم اما به روی خودم نمیاوردم...
یه روز پدرام برای ماموریت به عسلویه رفت...یکی زنگ در را زد آیفون را برداشتم دیدم پدر شوهرمه خیلی ترسیدم در را باز کردم و سریع کنار تلفن نشستم و به مادرم زنگ زدم تا خودش را ب منزلمان برساند
پدر شوهرم در خانه را باز کرد ووارد شد دو تا نون سنگک دستش بود و گفت چطوری دخترم امده ام باهات صبحانه بخورم
چه خبر و مشغول صحبت شد
از کارهایش سر در نمیاوردم...
گفتم من صبحانه خورده ام اگر میخواهید برای شما بیاورم...ناگهان دست در جیبش کرد و گفت این پول را بگیر تا زمانیکه شوهرت خونه نیست داشته باشی...کم و کسری هم داشتی به من زنگ بزن...نانها را روی میز آشپزخانه گذاشت خداحافظی کرد و رفت...
و من ...و من ماندم و هزاران فکر و گمان کثیف و بد نسبت به پدر شوهرم
از درگاه خداوند توبه کردم و خواستم که مرا ببخشد
از قرآن بپرس👇👇
✨يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيراً مِنَ الظَّنِ إِنَ بَعْضَ الظَّنِ إِثْمٌ
وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُ أَحَدُکُمْ أَنْ يَأْکُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ
وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ
💥ترجمه
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید،چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!(به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبهپذیر و مهربان است...
https://eitaa.com/zandahlm1357
✨﷽✨
#حکایت
✅زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
✍️يحييبنامّطويل كه از چهرههاي برجسته مكتب تشيّع بوده و ساليان زيادي از عمر خود را نزد حضرت سيّدالشهدا و امام زين العابدين(ع) گذرانده است نقل ميكند که روزي خدمت حضرت سيّدالشهدا(ع) مشرّف شدم و با حضرت در مورد مسائل ديني گفتگو ميكردم، ناگهان جواني كه در حال گريه و ناله بود به منزل حضرت آمد، به ايشان سلام كرد و گفت: مولاي من! لحظاتي پيش مادرم از دنيا رفت و من با مشكلي مواجه شدهام. حضرت فرمود: مشكلت را بازگو كن.
او گفت: مادرم ثروت فراواني داشت و اجازه تصرّف در مال را به من نميداد؛ و میگفت تا خودم چگونگي تصرف مالم را به تو بیان نکردهام، حق نداري از آن استفاده نمايي و تا آخر عمر در اين مورد صحبتي نكرد و هم اكنون دارفاني را وداع گفت. حال نميدانم چگونه از اين مال استفاده كنم. حضرت رو به من و آن جوان كرد و فرمود: با هم به منزل اين جوانِ مصیبت زده برويم. به همراه حضرت وارد منزل آن جوان شديم، جنازه اين مادر در وسط اتاق بود و پارچهاي بر روي آن كشيده شده بود. حضرت در گوشهای به پروردگار عرض كرد: خدايا! اين زن را لحظاتي زنده كن تا مشكل فرزند خود را حل كند.
ناگهان ديدم آن زن پارچه را از روي جسد خود برداشت و بر روي زمين نشست. ذكر شهادتين را بر زبان جاري كرد و بار ديگر به وحدانيت پروردگار و رسالت رسولخاتم(ص) اقرار نمود؛ سپس به اطراف خود نگاه كرد و متوجّه شد حضرت سيّدالشهدا(ع) در گوشهای ايستاده است. به حضرت عرض كرد: مولاي من! چرا وارد اتاق نميشويد! امام وارد اتاق شده و در گوشهاي نشستند و فرمودند: براي اموالت وصيّت كن، زيرا بايد به زودي به سراي باقي بازگردي.
آن زن خطاب به حضرت عرض كرد: مولاي من! يك سوّم از اموالم را به شما ميبخشم؛ زيرا ميدانم شما براي مصارف شخصي خود استفاده نميكنيد، بلكه اين اموال را براي پيشبرد اهداف اسلامي مصرف ميكنيد. از آن جايي كه فرزند ديگري ندارم، باقي اموال را به پسرم ميدهم؛ امّا براي استفاده از آن شرطي دارم. اگر فرزندم به شما علاقهمند است و مكتب شما را ميپذيرد، ميتواند از اموالم استفاده كند؛ امّا اگر با شما مخالفت كند، راضي نيستم در اموالم تصرف كند.
💥آن زن در ادامه به حضرت گفت: درخواستي از شما دارم. حضرت فرمود: چه درخواستي داری؟ آن زن عرضه داشت: بعد از مرگم، شما مرا به خاك سپرده و بر جنازهام نماز بخوانيد. بعد از اين گفتوگو آن زن به سراي باقي شتافت و حضرت به وصاياي اين زن عمل نمود.
📚برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان
https://eitaa.com/zandahlm1357
.......:
#سیزده_بدر
سیزده بدر ، سال دگر
کرونا نباشد در وطن
از عشق و مهر و عاطفه
قلبی نباشد بی اثر
خاموش و سرد و ناامید
هرگز نباشد یک نفر
هرگز نیفتد یک درخت
از ضربه ی سرد تبر
از جنگ و خونریزی ، زمین
خالی بماند سر به سر
هرگز نماند کودکی
بی سایه ی سبز پدر
تنها دلی که عاشق است
باشد به هر جا معتبر
از جان پاک عاشقان
باشد جدا شر و خطر
چشم انتظار هر آن که هست
آید عزیزش از سفر
بی غصه باشند مردمان
سال دگر سیزده بدر
https://eitaa.com/zandahlm1357
4_5967390963646072838.mp3
6.7M
ایران افتخار من
روز طبیعت مبارک
https://eitaa.com/zandahlm1357
4_5771715011009317292.mp3
6.75M
۱۳ بدر امسال همراه باشید با رادیو مرسی
و اصلا برید بیرون
برید در دامان طبیعت
زنگ بزنین همه بیان والا😉
#رادیو_مرسی
https://eitaa.com/zandahlm1357
#از_روسيه 🇷🇺
حاكميت روسيه حق حجاب در مدارس را تاييد كرد.
به نظر ميرسه تغيير قانون أساسي روسيه با توجه به تغيير سبك زندگي مردم و نيازهاي جديد تنظيم ميشود.
https://eitaa.com/zandahlm1357
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپ_مفهومی #حجاب
دختر:لباس پوشیدن من به خودم ربط داره!!🔥
⚫️من نمیتونم هرطور که شما دوست دارید لباس بپوشم😡
👈ببینید عاقبت این تفکر به کجا می انجامد
https://eitaa.com/zandahlm1357
از #انگلیس🏴
📌حجاب در اتاق عمل
🔸عرضه روسری یک بار مصرف برای اولین بار در انگلیس:
"فرح روزلان" که یک بانوی پزشک مسلمان است، گفت که این ابداع در نتیجه نیاز به یافتن راهکاری برای تطابق بین «پوشش مطابق با باور دینی» و «اشتیاق» برای حضور در اتاق عمل به وجود آمده است.
https://eitaa.com/zandahlm1357
مداحی آنلاین - حجاب گناه - آیت الله جوادی آملی .mp3
2.54M
♨️حجاب گناه
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎤آیت الله #جواد_آملی
📡حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید.
https://eitaa.com/zandahlm1357
من و کارولین و بحثهای عمیق! در فرانسه
🌼قسمت اول
کرولین دوست فرانسویام که یک سالی از آشنایی ما با هم میگذرد مرا به صرف چای به خانهاش دعوت کرد.
با یک گلدان گُل کادوپیچ به خانهاش رفتم.
خانهای بیاندازه ساده و کم وسایل.
یک لحظه خانههای ایرانی جلوی چشمم آمد...
خانههای زوجهای زیادی را به یاد آوردم؛
خانههایی بسیار بزرگتر از نیاز یک زوج و با وسایلی بسیار بیشتر از احتیاج آنها.
حالا در خانهی یک زوج فرانسوی بودم که ساده و کم وسایل بودن خانهاش متحیرم کرده بود.
یک میز ناهار خوری با چند صندلی تمام فلزی تاشو، از آنها که سالها پیش در ایام کنکور استفاده میشد.
خیلی ساده. خیلی ساده... بیشترین چیزی که داشتند کتاب بود. یک قفسه بزرگ دیواری پر از کتاب...
همین طور که با هیجان به در و دیوار نگاه میکردم، چشمم به میزی افتاد که عکسهای متنوعی روی آن بود، کنارم آمد و توضیح داد که اینها را از ژاپن آورده و تعریف کرد که بعد از یک دوره سخت کاری با همسرش یک ماه به ژاپن سفر کردهاند.
ابراز خوشحالی کردم و با تعجب گفتم: یک ماه! خندید و گفت: آره کل ژاپن را با دوچرخه، دیدن کردیم.
گفتم: با دوچرخه؟! یک ماه! خرج و مخارج را چه می کردید؟؟
گفت: رفت و آمدمان که با دوچرخه بود، هزینه نداشت. پول هتل نداریم که ما! شبها در پارکها و هرجایی که میشد میخوابیدیم و صبح دوباره حرکت!
با چشمان گرد شده و تحیر گفتم: باورم نمیشه!
با خنده و تعجب گفت: چرا؟؟
هوا خوب بود و هرجا میشد چادرمون رو برپا میکردیم و تمام!
یکی از شناختهای جالبم درخصوص مردم سایرکشورها اهمیت دادنشان به سفر کردن است. با حداقل امکانات و هزینه سفر می کنند و هدف برایشان اصل سفر و تجربه فرهنگها و دیدن کشورهاست نه خوش گذشتن و تفریح صرف.
چای آورد و گفت بریم در اتاق مهمان بخوریم.
با خودم گفتم: خب، پس اینجا فضای شخصیشان بوده و آنجا حتما شیکتر است.
وارد اتاق که شدم دوباره غافلگیر شدم...
ادامه دارد...
🌸مشاهدات، تجارب و یادداشتهای یک دانشجوی ایرانی 🇮🇷 در فرانسه
https://eitaa.com/zandahlm1357
من و کارولین و بحثهای عمیق! در فرانسه
🌼قسمت دوم
اتاق کوچکتر از حد انتظارم بود. شاید فضای کافی برای یک فرش شش متری هم نداشت.
و یک مبل راحتی رنگ و رو پریده که بعید میدانم ما در ایران آنجا را به عنوان اتاق مهمان در نظر بگیریم.
یک کمد دیواری پر از کتاب و یک نمایشگر رایانه در دل آن. و مقابلش هم یک صندلی بدون پشتی، مثل آن صندلیهای گرد پایه بلند در رستوران. صفحه کلید رایانه، رنگ و روی سفیدی اش را از دست داده بود و جای انگشتان برای تایپ سیاه شده بود...
نشستم و چای را آورد.
تازه از ایران برگشته بودم. پرسید سفر خوش گذشت؟
گفتم: خیلی... و هر زمان برمیگردم تا چند روز حالم گرفته است... احساس کردم با کمی تعجب نگاهم کرد. آخه عموما اینجا افراد از کشور خودشان بد می گویند...
در حین چای خوردن گفتم: راستی دوست داری تصاویر ایران را ببینی؟ ابراز علاقه کرد...
من هم شروع کردم تصاویر را نشان دادن.
با هر تصویر هیجان نشان میداد و منم با شوق توضیح میدادم.
گفت: واقعا باید به ایران هم سفر کنیم!
خیلی خاص و متفاوت است.
گفتم: غیر این نیست و باید تجربه کنی.
گفت: حالا واقعا امن هست؟ به همسرم در محل کارش گفه اند: به ایران سفر نکند؛ ایران جزء کشورهای خطرناک و ناامن است!
دست گذاشته بود رو نقطه حساس!
توام با ناراحتی خندیدیم! نمی دانم دقیقا چه می شود!
گفتم: امان از این تبلیغات سیاه. من نمی دانم چه مشکلی با ایران دارند آخه! بابا هر توریستی به ایران می آید به به و چه چه از زبانش نمی افتد، من نمی دانم اینها چرا دوست دارند کشور عزیزم را این طور نمایش دهند.
از این همه جدی شدنم و بهم ریختگی ام متحیر نگاهم می کرد.
گفتم: آخه دل پر دردی دارم!
بعد گفتم: این طوری نمیشه بیا با هم چند مستند که خود توریست هایی که به ایران آمده اند و ساخته اند را در یوتیوب ببینیم.
مستند کوتاه اما جذاب "به ایران نرو" را برایش گذاشتم. قبلا از این مستند گفته بودم. سازنده، به شکل معکوس از جملات استفاده می کند که نشان دهد چقدر در خصوص ایران دروغ می گویند. می دید و بلند می خندید! خیلی خوشش آمده بود از مستند. گفت: نه! ما باید ایران را تجربه کنیم...
گفتم: اصلا بیا با هم برویم؛ اصلا مهمان ما، فکر هتل هم نباش! چشمانش برق می زد. و هی می گفت: شما خیلی مهربونید...
بعد هم خب اینا که تعارف ندارن! گفت: بیا تنظیم کنیم تابستان با هم بلیط بگیریم و بریم. منم بالبخند از صمیم قلب گفتم: حتما! چی از این بهتر...
اما یه دفعه یه مکثی کرد و اشاره کرد به روسریم؛ گفت: ولی این یک مشکل را دارد؛ زنان مجبورند...
و اینجوری شد که بحث های جدی ما شروع شد.😊
ادامه دارد...
#فرانسه
@ninfrance
https://www.aparat.com/v/Rd2mQ/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87_Don%26%23039%3Bt_go_to_Iran_%28%D8%A8%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%29
https://eitaa.com/zandahlm1357