eitaa logo
| لحظه‌ها |
129 دنبال‌کننده
13 عکس
13 ویدیو
1 فایل
﷽ . . لحظه‌های زینب.
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
یاعلی 💚 @Zeinabkhakbaz
هدایت شده از ادبیات قم
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زینب خاکباز مقدم در هشتاد و ششمین محفل شعر مهروماه. 🔹این محفل ادبی به میزبانی سیدمحمدجواد شرافت در ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۴ با حضور و شعرخوانی شاعران قم برگزار شد. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🔻 حـــوزه هـنـــــری استــــان قــــــــم 🔗 وبسایت | ایتا | بله |‌اینستا ‌@artqom.ir 🔺🔺
| لحظه‌ها |
زینب خاکباز مقدم در هشتاد و ششمین محفل شعر مهروماه. 🔹این محفل ادبی به میزبانی سیدمحمدجواد شرافت در
حروف اسم مرا یک نفس معطر کن مرا صدا بزن و زنده کن، کبوتر کن کدام تکه‌ی من؟ از دل کدامین کوه؟ چه وقت پر بکشد؟ ساعتی مقرر کن* تنم؟ به سمت تو بی‌سر دویده چند قدم سرم؟ به پای تو افتاده‌ است؛ لب تر کن مرا به راه بیاور که زودتر برسم مسیرِ عاقبتم را خودت مقدر کن دو بال کوچک من در تمام زندگی‌ام فقط به شوق تو پرپر زده‌ست، باور کن! * سپس بر هر كوهی پاره‌ای از آن‌ها را بگذار، آن‌گاه آن‌ها را فراخوان‌، [خواهی دید] كه شتابان به سوی تو می‌آیند.  بقرة  - ٢۶٠ @Zeinabkhakbaz
هدایت شده از مداحی آنلاین
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ناراحت نشوید و متاثر نشوید و محزون نباشید که حاکم حقیقی این کشور حجت‌بن‌الحسن‌العسکری‌المهدی‌است. ♨️ @Maddahionlin 👈
هدایت شده از KHAMENEI.IR
24.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💻 ایران سراسر زنده از نام محمد(ص) شد... 🎤 شعرخوانی خانم فائزه امجدیان در دیدار صبح امروز اقشار مختلف مردم با رهبر انقلاب در سالروز مبعث پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از شعر هیأت
علیه‌السلام 🔹آغاز گفت‌وگو🔹 چکید قطرهٔ اشکی که های و هویم بود چقدر حرف شکسته که در گلویم بود حواس من به هیاهوی زائران حرم نگاه من به خطوطی که روبه‌رویم بود نوشته بود «فَاِنّی قَریب» روی ضریح و این نشانهٔ پایانِ جستجویم بود.. دلم دعا شد و پر زد که مستجاب شود دلم رسید همان‌جا که آرزویم بود سلامِ لحظهٔ آخر در آستانهٔ در سلام، نقطهٔ آغاز گفت‌وگویم بود 📝 @ShereHeyat
. 🌱وَ بیُمنِه رُزِق الوَری در این بی صدایی صدایت اذان است صدای تو موسیقی آسمان است و در روزمرگی ترین لحظه هایم همان اتفاق خوش ناگهان است صدا مرهم سرفه های بیابان و دریاترین آبی بی کران است صدای تو عطر است نان محلی ست که داغ است و در بقچه های زنان است صدای تو گرم است چای زغالیست و در خلوت ناله های شبان است صدای تو گرمای دستان باباست در این سوز و سرما برایم امان است و تشویق درس کلاس ریاضی ست هزارآفرین پای مشق یکان است صدایت دبیر خوش اخلاق دینی ست که میخندد و با همه مهربان است بلیطی است از قم به مشهد صدایت که در کوپه میچرخد و میزبان است سحر پای سجاده ام مینشیند و آمین ترین دست‌های زمان است صدای تو رج میزند قالی ام را که اسلیمی اش آبی جمکران است @tahere_sadat_maleki .
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ... 📚 شکوای سبز / سید مهدی شجاعی @Zeinabkhakbaz
﷽ يَاأَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا... خبر می‌تواند به کام تو باشد در این روزگار التیام تو باشد دو خط نامه باشد به سویت بیاید دو خط نامه‌ای که به نامِ تو باشد خبر عطر پیراهن آشنایی‌ست سحر می‌رسد التیام تو باشد به چشمت جهان آیه آیه امید است اگر آسمان هم‌کلام تو باشد رساتر بخوان آیه‌های نبأ را خبر می‌تواند امام تو باشد دعا کن بیاید؛ دعا مستجاب است اگر اشک‌های مدام تو باشد سَلامٌ عَلَى آلِ یس که دادی خبر می‌تواند سلام تو باشد @Zeinabkhakbaz
💌 و فرمود: إنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكُم، و لاناسينَ لِذِكرِكُم... ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و شما را فراموش نمى‌كنيم 🕊 از اشک‌ها، از خنده‌ها، از ما خبر داری هر لحظه از اندوه آدم‌ها خبر داری از کاسه‌های خالی از باران نخلستان از تشنگی، از قحطی خرما خبر داری می‌روید از خاک یمن هر شب عقیقی سرخ از کودکان زخمی صنعا خبر داری شاید در آغوش تو حالا کودکی تنها با گریه می‌پرسد: که از بابا خبر داری؟ شهری گرسنه در کنار کوهی از الماس از دزد معدن‌های اِفریقا خبر داری شاید نماز صبح گاهی در فلسطینی از رازهای سوره‌ی اسرا خبر داری دیوارهایش را نوازش می‌کند دستت از غصه‌های مسجدالاقصی خبر داری از مرگ گندم‌زار زیر چکمه‌ی دشمن از جنگ، از سوغات امریکا خبر داری تنها نه از ما شیعه‌ها، از آه آن هندو وقتی توسل کرد بر بودا خبر داری شاید تو را نشناسد اما درد دل کرده شاید نمی‌بیند تو را، اما خبر داری یکشنبه‌ها ناقوس با شوق تو می‌خواند از معبدی متروکه و تنها خبر داری هر صبح گنجشکان شکایت می‌کنند از ما از شکوه‌ی گنجشک‌ها حتی خبر داری تنها دلیل دلخوشی‌های منی وقتی می‌دانم از حالم همین حالا خبر داری شمشیر صیقل می‌دهی در خیمه‌ات یعنی آری خبر داری تو از فردا خبر داری از شوق تو، شعرم ردیفی تازه می‌خواهد آن صبح زیبا ذوالفقارت را که برداری... 🦋 @Amjadiyan_Faezeh
| لحظه‌ها |
💌 و فرمود: إنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكُم، و لاناسينَ لِذِكرِكُم... ما در رعايت حال شما كوتاهى
پارسال همین روزها بود که به شما فکر می‌کردم. به این‌که براتون فرقی نداره آدم کجا باشه، چه شکلی باشه، به چه مذهب و دینی باشه، شما بابای همه هستین، شما هوای همه رو دارین... به این فکر می‌کردم که هر آدمی یه روزی، یه جایی یهو کم می‌آره، یهو می‌فهمه هیچ‌کاری از دستش بر نمی‌آد، نه از دست خودش نه از دست آدمای دور و برش حتی اگه ته تهِ قدرت و بزرگی باشن. اون‌جاست که دلش می‌خواد یکی باشه که بهش تکیه کنه، یکی که هواشو داشته‌ باشه و شما هستین، شما هستین جایی که حتی اگر آدم‌ها خودشون خبر نداشته باشن فطرت‌شون شما رو صدا می‌زنه.. تولدتون مبارک بابای همه.. زینب. پی‌نوشت: پارسال همین روزها بود که شعر فائزه رو شنیدم، انگار همهٔ فکرام شعر شده بودن..