#دائره_المعارف_بزرگ_اسلامی
#مدخل
#مدخل_غدیر
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
یادداشت💌✍
#دائره_المعارف_بزرگ_اسلامی #مدخل #مدخل_غدیر http://salehi60.blogfa.com/ ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــ
امیرالمومنین(ع) در ماجرای شورای شش نفره، در مناشدهای که با حاضران در آن شورا داشته، از مواردی که بر افضلیت خود به آن استناد کرده، واقعۀ غدیر خم بوده است. در جنگ جمل، در گفتگو میان امیرالمومنین(ع) و طلحه، ایشان روز غدیر را به او یادآوری کردهاند (مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص109).
عمار در ایام جنگ صفین، در گفتگویی با عمروبن عاص، به حدیث غدیر احتجاج کرده است (ابناعثم، الفتوح، ج3، ص77؛ نصربن مزاحم، وقعة الصفین، ص338).
علامه امینی، تمامی گزارشهای استناد به غدیر را جمعآوری کرده است (امینی، الغدیر، ج1، صص 159-213)؛ ایشان حتی در رحبه، عده ای از صحابه را جمع کرده و به حدیث غدیر مناشده کرده اند (Madelung, The succession to Muhammad, p 253).
لذا ادعای ماریا ماسی داکیک، که مدعی شده است حضرت علی(ع) به غدیر استناد نکردهاند، قابل قبول نیست (Maria Massi Dakake, "Ḡadīr Ḵomm", Encyclopedia Iranica, vol X, pp 246-249).
این متن بخشی از مدخل غدیر در دائره المعارف بزرگ اسلامی است که من و استادم توفیق داشتیم بنگاریم و ان شالله ابتدا زبان انگلیسی و بعد به زبان فارسی چاپ خواهد شد.
تدوین این دائرهالمعارف در اسفند ماه سال ۱۳۶۲ توسط سید کاظم موسوی بجنوردی و گروه اساتید،در تهران آغاز شده و تاکنون بیست و چهار جلد به زبان فارسی تا واژه رساله دلگشا و پنج جلد با عنوان اسلامیکا به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است.
پ.ن:امان از وقتی که کاری بخواهد بشود، انگار زمین و زمان دست به دست هم میدهند که بشود، درست چند وقت پیش بود که داشتم توبه نامه کتبی مینوشتم تا دیگر سراغ مدخل نویسی نروم...
الحمدلله علی کل حال
✍️نجمه صالحی
#یاعلی
#میلاد_امام_علی
#مدخل_غدیر
#مدخل_حمدان_بن_معافا
#دانشنامه_رضوی
#دائره_المعارف_بزرگ_اسلامی
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
❇️تصویر نگارگری داستان معروف عشق زال و رودابه در شاهنامه فردوسی که بنمایه فیلمنامه انیمیشن دختر گیسو کمند شرکت والت دیزنی Walt Disney شد...
⭕️بعضی نعمتها کنارمان هستند اما یا به چشم نمیآیند یا بیتفاوت از کنارشان عبور میکنیم، فرقی نمیکنداین نعمت، نعمت مادی باشد یا معنوی، قدرشناسی و شناخت ارزش هر چیز یا هر کسی مهم است...
📌کاش قدر داشته هایمان را بیشتر بدانیم.
#قدر_شناسی
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
و اما جمعه ...
داستان خلقت، داستان عجیبی است، خداوند در شش روز یا شش دوره یا شش هنگام، جهان خلقت(آسمانها و زمين و... ) را آفرید، در دو روز اول زمين و دنيای مادی آفريده شد و مواد مورد نياز حیات در دو روز بعدی و در نهايت در دو روز آخر آفرينش، آسمانها و حيات معنوی خلق شد؛ و خلاصه که در روز آخر ابر و باد و مه و خورشید و فلک گرد هم آمدند؛ گویی در روز جمعه، تمام آفرینش تکمیل شده است و جمعه شد روز اجتماع و چه روز مبارکی!
جمعه با این هدایای الهی مبارک شد بر ما و چه مبارکتر خواهد شد با رسیدن آخرین بهارش!!
ای بهار دلهای منتظر، روزها همچو دوندهای پرشتاب میدَوَند و دل از انتظار رویت رخسارت، به نفس نفس افتاده، نفسها تنگ تنگ شده، بیا آرامش وسکون جانمان باش!!
🍃اللهم عجل لولیک الفرج🍃
#جمعه
#امام_زمان
#یاصاحبنا
#یامهدی
#ماه_رجب
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
۲۶رجب بنابر نقلی ، سال روز رحلت مؤمنِ قریش، یار و پشتیبان رسول خدا «صلی الله علیه و آله » و پدر والا مقام أمیرالمؤمنین حضرت أبوطالب « سلام الله علیه» مظلومترین پدر تاریخ تسلیت!
#ماه_رجب
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
یادداشت💌✍
عمو،برادرزاده، عشق،ایمان از تیره بنی هاشم از قبایل قریش و 35سال پیش از تولد عصاره هستی متولد شد. د
نام اصلی ابوطالب«عبدمُناف» بود و چون نام اولین پسرش طالب بوده به «ابوطالب» مکنی شد.
عمو جان پیامبر صلی الله علیه وآله در روزگار غربت اسلام حامی دین شد و مظلومترین یاور رسول الله صلی الله علیه وآله؛ همو که چون پدر امیرالمومنین علیه السلام بود مورد هجمه دشمنان ایشان قرار گرفت و به کفر متهم شد.
اگر نبود حمایتهای این حامی بزرگ، شاید نور این دین نوپا، در همان ابتدا به خاموشی میگرایید.
پ.ن: یادداشت علمی ریپلای شده، سال گذشته در همایش ابوطالب (ع) شایسته تقدیر شد..
#ماه_رجب
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
مکه دگر برای بزرگیت کوچک است
فریاد کن رسول که دنیا برای توست
اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول
قران بخوان امین که همین آشنای توست
☘مبعث رسول خدا، آخرین نبی صلی الله علیه وآله تهنیت ☘
#عید_مبعث
#مبعث
#ماه_رجب
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
سلام بر سه لبخند
لبخند اول برای او بود، وعده الهی محقق شد، باید میخواند با نام پروردگارش، همو که خالق کل جهان بود، آغاز شده بود راه تبیین رسالتش.
لبخند دوم برای همراه این روزهایش بود در نزول نخستین وحی، بزرگمرد کوچک که در دامانش رشد کرد، همو که زین پس شب مبعث زیارتش افضل اعمال خواهد بود و زیارت تلنگری شد به صاحبان خرد و پیروان آخرین پیامبر الهی تا بدانند امامت و نبوت در کنار هم تکمیلکنندهی دین هستند.
تلنگری شد که یادتان باشد رسالت خاتم پیامبران(صلی الله علیه وآله) بدون ولایت جانشین بر حقّش امیرالمومنین(علیهالسلام)ناقص است؛ به فرموده خداوند در آیه 55 سوره ذاریات :"فذکّر فانّ الذّکری تنفع المومنین"
و اما لبخند سوم برای بهترین یاور زندگی رسول الله صلی الله علیه وآله بود، با شنیدن خبر آغاز رسالت همسر، گل لبخند بر لبان او، خدیجه سلام الله علیها، شکفت و شد اولین بانوی ایمان آورنده.
چه مبارک روزی شد این روز، برای دو یاور رسول الله صلی الله علیه وآله.
الــلــهم صــل عــلــے مــحــمــد و آل مــحــمــد و عــجــل فــرجــهم
#عید_مبعث
#ماه_رجب
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
.
باند سبز
✍فاطمه خانی حسینی
نفسهایم را عمیق میکشیدم تا با تمام وجودم در حال و هوای این لحظات و روزها غرق شوم. چشمانم به ظرفِ بلوری که برق میزد، خیره ماند. چقدر زیبا سیبهای بزرگی را که تمام دست را پر میکرد؛ در آغوش گرفته بود.
دستم را دراز کردم، کوچکترین سیب را برداشتم و نزدیک دهانم بردم. با دو دندان تیز جلوییام به دنیای ترش و دلچسب درونش هجوم بردم، دقیقا طعم همان را داشت. همان سیب سبز و آبداری که چند سال پیش یکی از دوستانم از سرزمین آرزوهایم آورده بود و طعمش، مهمان همیشگی دهانم شده بود.
چند وقتی میشدکه هر طعم سیب، بوی اسپند و آب گوارایی، روح من را به سرزمین آب و عطش پرواز میداد؛ سرزمینی که آرزوی دیدنش را در دل داشتم و عکسش را در دیوارههای قلبم مانند نقش انداختن تیشه بر سنگ، حک کرده بودم.
در فکر آرزوی زیارت بودم و دندانهایم را که از ترشی سیب کُند شده بود، روی هم فشار میدادم؛ صدایطبل و شیپور دستهٔ عزا، من را به سمت پنجره کشاند. دیدار حرکت منظم و زنجیرزدنهای هماهنگ دسته عزادار حسینی، اشک را به چشمانم هدیه داد.
ناگهان از راهروی مجتمع صدای ضعیفی به گوشم رسید؛ انگار در بین این صداهای بلند، گمشده بود؛ چه ناامیدانه کمک میطلبید! شایدبه دنبال گوش شنوایی میگشت؛ شایدآن گوش شنوا، گوش من باشد؟! انگار این همان حال و هوای کربلایی بود که من میخواستم، یاری رساندن هنگامی که فریاد رسی نیست. آهنگ نوای «هل من ناصر ینصرنی» را میشنیدم، دست یاری خواستن کسی سویم دراز شده بود و صدایم میزد علی بیا کمک!
خود را وسط راهرو دیدم، به صدا نزدیکتر شده بودم. دستم را به سمت در چوبی بردم تا بر آن بکوبم.
هُرم آتش و داغی چوب سوخته، یک آن، مرا به عقب راند ولی قدرتش به اندازهای نبود که داغی نیزههای عاشورا را از یاد ببرم.
دستگیره را در دست گرفتم و با شانهام ضربهٔ محکمی به در وارد کردم. شعلههای بلند و داغ آتش، مادر و دختری را که هر دو مادربزرگ بودند؛ نقش زمین کرده بود. کمکم فریاد کمک کمکشان، سکوت و سکوت شده بود.
دود غلیظ، اشک چشمانم را بیشتر میکرد؛ باید دل به آتش میزدم. به سمتشان رفتم؛ با هر زحمتی بود آنها را کشانکشان به بیرون خانه بردم. نیرویم دو برابر شده بود؛ قدرت پسر شهید این خانه را هم در بازوانم حس میکردم.
سر شانههایم آتشی کوچک نشسته بود و با پارچه لباسم بازی میکرد؛ به تدریج آتش، با تنم نیز همبازی شد و تمام وجودم را در آغوش گرفت.
تنم میسوخت، لااقل چیزی که احساس میکردم از تنم مانده؛ اما وضع چشمانم بدتر بود. مثل اینکه بسوزی و بخواهی بدوی و آتشت شعلهورتر شود.
من نمیدویدم، تکان نمیخوردم، اما با پلک زدنم بیشتر میسوختم و دلم میخواست ضجه بزنم؛ اما دهانی برای ناله نداشتم.
شاید ناله زدن مانند قطرهای روی دردم بریزد و از آن بکاهد. هرلحظه بیشتر و بیشتر میسوختم و آتشم شعلهورتر میشد. پوستم سوخته بود اما آتش از درونم برخاسته بود؛ گرما و عطش روز عاشورا را کاملا حس میکردم، قطرهای آب برای کویر تنم، حکم دریا را داشت.
چشمانم در دود و گرما بسته شد و در خنکای باد کولر بیمارستان، باز. تنم بیحس بود، دستانم رمق نداشت. آن لحظه فقط برای خداحافظی با دل مادرم و نگاه پدرم آمده بودم. دست راستم را که در بین باندها گم شده بود؛ بالا آوردم، فقط همین...
همیشه از صحبتهای هنگام خداحافظی خوشم نمیآمد، فکر میکنم حرفهایی که در طول مهمانی میزدیم خیلی مهمتر از کلام آخر است، مهمانی من در این دنیا تمام شده بود و حرفهایم نیز ...
تقدیم به شهید نوجوان علی لندی
🍃متن برگزیده جشنواره فردا
#دخترم
#آتش_نشان
#ایران_قوی
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@zemzemh60
🍃حلول ماه شعبان، ماه شادی آل الله تهنیت🍃
#ماه شعبان
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
یادداشت💌✍
راز اعجاز حسین (ع)، زمزمه قلب من است. ✍️نجمه صالحی سوم شعبان میلاد خامس اصحاب الکساء، پنجمین نفر از
🍃الحمدلله الذی خلق الحسین (ع)🍃
دقت کردید ماه شعبان ماه ولادت و شادی اهل بیت علیهم السلام شده و هیچ شهادت یا رحلتی از اهل بیت علیهمالسلام در روزهای شعبان ثبت نشده و برعکس ماه محرم، ماه احزان آل طه علیهم السلام شده، این یعنی نقطه کانونی شادمانی و حزن عالم یکی است، این یعنی عشق فقط یکی است و جان عالم خلقت یکی است که بهجت و حسرت و غم در گرو بود و نبود اوست
💗💗جان عالمین به جهان خوش آمدی💗💗
خداوندا به حرمت ائمه معصومین علیهمالسلام که در این ماه متولد شدند و به حرمت شادی دل آل الله علیهم السلام دل تک تک شیعیان را شاد کن.
اللهم آمین🤲
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60