eitaa logo
مدرسه معارفی ذکریٰ
958 دنبال‌کننده
19 عکس
2 ویدیو
5 فایل
اگر از محتوای درس استاد سؤالی دارید، به شناسه زیر ارسال نمایید: @abiri14
مشاهده در ایتا
دانلود
حدیث عنوان بصری ۵.mp3
زمان: حجم: 8.3M
جلسه پنجم، حسینیه فخاری ♦️ حجة الاسلام و المسلمين کرمانشاهانی 🔹 خداوند همه رشدها را از باطن و درون شیء اعطا می کند. 🔹 ما هم مهمان باطن وجود خودمان هستیم. 🔹 علم از باطن می جوشد. 🔹 نزد معلم رفتن و مطالعه و فکر کردن، دعا برای دریافت علم از درون است. 🔹 همه فعالیتهای موجودات مادی گدایی از خداوند. 🔹 بذر علم در باطن انسان است. 🔹 موانع و شرایط رشد بذر علم در وجود انسان 🔹 حقیقت عبودیت و نسبت آن با انسان حقیقی مدرسه معارفی ذکریٰ: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
فرمول ارزش واقعی ما نزد خدا چیست؟ همهٔ ما با استعدادها و ظرفیت‌های متفاوتی به دنیا آمده‌ایم. یکی هوش سرشار دارد، دیگری توانایی جسمی بالا، و سومی ذوق هنری. اما آیا این تفاوت‌ها که خارج از اختیار ما بوده، ملاک ارزش ما نزد خداست؟ قطعاً خیر. مرحوم استاد علی صفایی حائری رحمه الله فرمولی دقیق و الهام‌بخش برای سنجش ارزش واقعی انسان ارائه می‌دهند: فرض کنید به یک نفر پنج تومان سرمایه بدهند و به دیگری یک میلیون تومان. اولی با تلاش خود، سرمایه‌اش را به ده تومان (دو برابر) می‌رساند و دومی سرمایه‌اش را به دو میلیون (دو برابر). نتیجهٔ کار این دو در پیشگاه الهی یکسان است. در این فرمول، «سرمایهٔ تکوینی» (همان ظرفیت‌ها و استعدادهای خدادادی) در مخرج کسر و «میزان تلاش و سعی» در صورت کسر قرار می‌گیرد. پاسخ این نسبت، میزان تقرب حقیقی انسان را مشخص می‌کند. خداوند از ما نخواسته که حتماً از همه بالاتر باشیم، بلکه خواسته که متناسب با همان سهمی که به ما داده، تلاش کنیم: «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» (نجم، ۳۹). بنابراین، افتخار به هوش و استعداد ذاتی که موهبتی الهی است، وجهی ندارد. آنچه مایهٔ ارزش و افتخار است، همت و تلاش در مسیر بندگی است. ملامت نیز تنها در جایی رواست که انسان با وجود برخورداری از ظرفیت، کوتاهی کرده باشد. کسانی که به سقف ظرفیت خود برسند، در زمرهٔ «مخلَصین» قرار می‌گیرند. حالا سؤال اینجاست: نسبت «سعی» تو به «سرمایهٔ وجودی»‌ات چقدر است؟! 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ آیا می‌دانید غذای حقیقیِ روح شما چیست؟ و چرا برخی با وجود تمام تلاش، همچنان در تاریکی سرگردان‌اند؟ در این جلسه، استاد با طرح این پرسش بنیادین که «غذای انسان چیست؟»، پرده از رازی تکوینی برمی‌دارند: همان‌گونه که بدن مادی برای زنده ماندن به نان و آب محتاج است، قلب و جان انسان نیز برای حیات خود نیازمند تغذیه است و غذای او چیزی جز «علم» نیست. بر اساس قاعده «اتحاد غذا و متغذی»، مرتبهٔ وجودی هر کس دقیقاً به اندازهٔ همان علمی است که دریافت می‌کند و جان او با آن متحد می‌شود. این علم، نوری است که با رفع حجاب‌ها میان بنده و حق‌تعالی در قلب می‌تابد و مؤمن را از ظلمات حیرت و سرگردانی به نور هدایت و صراط مستقیم رهنمون می‌سازد:
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۱۰: «وصل [رابطة الإيمان و العلم و العمل] و ذلك لأنّ الإيمان إنّما يكون بقدر العلم الذي به حياة القلب» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ آیا می‌دانی
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم 🔹 حقیقت دعا: فقر ذاتی موجودات به درگاه حق‌تعالی تمامی تکاپوهای عالم تکوین — حتی جهاد و اعتراض به ظلم — در باطن خود نوعی طلب تکوینی و فقر ذاتی به درگاه حق‌تعالی است. تفاوت ما با معترضانِ ناآگاه در این است که ما حقیقت این طلب را می‌شناسیم. علاوه بر این پیوندی با جریانات عالم برقرار می‌شود. این پیوند در زیارت عاشورا نیز جاری است؛ زائر از مرتبهٔ غیریت (مصیبتکم) به اتحاد روحی (مصیبتی) با اولیای الهی نائل می‌شود. فرمان مطلق امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْمًا وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنًا» مرز وجودی ما را در صف‌بندی عالم مشخص می‌سازد. 🔹 تلازم ایمان و علم: تشکیک‌پذیری تصدیق ایمانی ایمان از سنخ تصدیق منطقی نیست، بلکه حقیقتی تشکیکی و ذومراتب است. میزان ایمان هرکس به اندازهٔ علمی است که حیات قلب او را تأمین می‌کند: «الإیمان إنّما یکون بقدر العلم الذی به حیات القلب». 🔹 غذای انسان علم است: تحلیل قاعدهٔ اتحاد غذا و متغذی آیت‌الله حسن‌زاده آملی رحمه الله می‌فرمودند: «غذای انسان علم است». برای فهم این قاعده: ▫️ تبیین مقدماتی: گیاه از خاک، حیوان از گیاه یا گوشت، و انسانِ حیوان‌صفت از غذاهای مادی تغذیه می‌کند؛ اما غذای انسان بما هو انسان باید فراتر از مرتبهٔ حیوانی باشد و آن علم و معرفت است. ▫️ تبیین عالی (قاعدهٔ اتحاد غذا و متغذی): غذا پس از طی هضم‌های چهارگانه (دهانی، معدی، کبدی، سلولی) در هضم رابع جزء وجودی شخص می‌شود. از آنجا که حقیقت جان انسان از سنخ آگاهی و خودآگاهی حضوری است، غذای او نیز باید از سنخ علم باشد. پس مرتبهٔ ایمان و حیات هر شخص، منوط به مرتبهٔ علمی است که دریافت می‌کند. 🔹 علم به مثابه نور: رفع حجب میان بنده و حق علم حقیقی، نوری است که با زوال حجب ظلمانی میان بنده و حق‌تعالی در قلب حاصل می‌شود. هر علم حقیقی (ریاضیات، فیزیک، طب و...) اگر خود به حجاب تبدیل نشود، شهود جمال الهی تحت قاهریت «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» است. 🔹 ولایت خاصهٔ الهی و تحول ساحت‌های مؤمن آیهٔ «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» : ولایت خاصه یعنی تفویض کامل امور به حق‌تعالی — مانند آرامش کودک در دست مادر. مؤمن با پذیرش این ولایت، در سه ساحت (شناخت، عواطف و عمل) متحول می‌شود و حق‌تعالی او را از ظلمات به نور خارج می‌کند. این سیر استکمالی بی‌پایان است؛ هر مرتبهٔ ایمان در مقایسه با مرتبهٔ برتر، حکم ظلمت را دارد. شرط استمرار: شکر و حراست از معرفت که موجب ازدیاد وجودی سالک می‌شود: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ». 🔹 تشکیک مراتب حیات و حقیقت انسانیت ▫️ جماد: مرتبه‌ای ضعیف از واکنش به محیط. ▫️ نبات: تغذیه، رشد و تولید مثل. ▫️ حیوان: حس و حرکت ارادی (ولوج روح حیوانی). ▫️ انسان: با ولوج روح ایمانی («أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ») حیات جدیدی می‌یابد. در فرهنگ قرآن، غیرمؤمن در مرتبهٔ حیوانیت (میت) است و حیات حقیقی انسانی تنها با ادراک توحید آغاز می‌شود. 🔹 حرکت هدفمند مؤمن در میان توده‌ها «وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» : مؤمن با نور ایمان، صراط مستقیم را می‌پیماید؛ در حالی که توده‌ها مانند «همج رعاع» (پشه‌های سرگردان) در ظلمات کثرات به هر سو می‌دوند: «كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها». و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
حدیث عنوان بصری ۶.mp3
زمان: حجم: 12M
جلسه ششم، حسینیه فخاری ♦️ حجة الاسلام و المسلمين کرمانشاهانی 🔹 حقیقت عبودیت 🔹 مالک روح، بدن، فرزند، مال و آبروی عبد، خداوند است. 🔹 نقش عبودیت در رسیدن به علم حقیقی 🔹 علم حقیقی نوری از جانب خداوند است 🔹 با وجود تدابیر خدایی، نگرانی برای روزی بی جاست 🔹 انجام وظایف و نقشی که در هستی به عهده داریم، ضامن رسیدن روزی لازم برای رشد انسان است مدرسه معارفی ذکریٰ: @ZikraSchool
لینک دسترسی به آثار استاد: https://kermanshahani.ir/
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
حقیقت دعا یعنی چه؟ تمام عالم مشغول دعاست! آیا تا به حال فکر کرده‌اید که راه‌پیمایی‌های جهانی در گوشه‌ای از دنیا در حمایت از فلسطین، یا حتی جنگیدن یک مجاهد در میدان نبرد، چه ربطی به «دعا» دارد؟ شاید در نگاه اول هیچ! اما وقتی پرده را کنار بزنیم، می‌بینیم که تمام اینها یک حقیقت واحد است. 📌 حقیقت این است: هر جنبنده‌ای در عالم، تهی‌دستی خود را فریاد می‌زند. هیچ موجودی در جهان تکوین کاری انجام نمی‌دهد، مگر آنکه باطن آن کار، طلب و گدایی به درگاه حق‌تعالی باشد. آن مجاهد در میدان جنگ، فتح و پیروزی را از خدا می‌طلبد؛ آن معترض در خیابان، عدالت را فریاد می‌زند. فرق ما با آنها فقط در این است که ما می‌دانیم داریم دعا می‌کنیم و آنها نمی‌دانند. ✨ این طلب‌ها چون حقیقی‌اند، بی‌پاسخ نمی‌مانند. محال است طلبی حقیقی در عالم شکل بگیرد، اما پاسخش امری پوچ و بی‌حقیقت باشد. هرچند انسان‌ها گاهی در تشخیص مصداق اشتباه می‌کنند، اما اصلِ حرکتشان به سمت مقصد حقیقی است. با همین دعا، گره وجودی ما با جبههٔ حق برقرار می‌شود. 🕌 نمونهٔ زیبای این پیوند روحی در زیارت عاشورا دیده می‌شود. زائر در ابتدای زیارت، از مصیبت امام به عنوان اتفاقی برای دیگری یاد می‌کند: «مصیبتکم». اما در پایان زیارت، چنان با اولیای الهی متحد می‌شود که می‌گوید: «مصیبتی». این تحول عظیم — از غیریت تا اتحاد — ثمرهٔ همین دعا و پیوند روحی است. ⚔️ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مرز وجودی ما را در صف‌بندی عالم این‌گونه ترسیم کرده‌اند: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْمًا وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنًا» همیشه دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. مطلق و بی‌چون‌و‌چرا. بدون اینکه بپرسی مظلوم چه دین و مذهبی دارد! پس وقتی دعا می‌کنی، داری جایگاه وجودی خودت را در صف‌بندی عالم مشخص می‌کنی. این دعا هم به جبههٔ مظلومان نیرو می‌دهد و هم خودِ تو را متحول می‌کند. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
غذای انسان چیست؟ از نان و آب تا علم و معرفت همهٔ ما می‌دانیم بدنمان به غذا نیاز دارد. اما آیا تا به حال فکر کرده‌اید که روح و جان شما هم گرسنه می‌شود؟ و اگر بشود، غذایش چیست؟ 🌱 مرحوم آیت‌الله حسن‌زاده آملی رحمه الله قاعده‌ای داشتند که شاید اول عجیب به نظر برسد: «غذای انسان علم است». بیایید با هم عمق این سخن را بکاویم. اول، یک نگاه ساده: گیاه از خاک تغذیه می‌کند. حیوان دیگر نمی‌تواند مستقیم از خاک تغذیه کند؛ او باید گیاه یا گوشت بخورد. حالا اگر از انسان بپرسی غذایت چیست، شاید بگوید «کباب و خورشت». اما دقت کن! این‌ها در واقع غذای بخش حیوانی وجود توست. انسانِ واقعی، یک مرتبه بالاتر است. همان‌طور که حیوان فراتر از گیاه است، انسان هم فراتر از حیوان است. پس غذای او هم باید فراتر باشد؛ و آن «علم و معرفت» است. مولوی چه زیبا گفته: > جانور فربه شود از راه نوش / آدمی فربه شود از راه گوش گوش، نماد شنیدن و فهمیدن و علم‌آموختن است. اما تحلیل عمیق‌تر: راز هضم‌های چهارگانه قاعده‌ای فلسفی می‌گوید: «غذا و تغذیه‌کننده، در نهایت یکی می‌شوند». یعنی تو همان چیزی می‌شوی که می‌خوری. ببینیم این اتحاد چطور رخ می‌دهد: غذا برای اینکه واقعاً جزئی از بدن ما بشود، چهار مرحلهٔ هضم را طی می‌کند: ۱. هضم دهانی: جویدن و تجزیهٔ اولیه. ۲. هضم معدی: تجزیه با اسید معده. ۳. هضم کبدی: تبدیل به خون و ورود به جریان عمومی بدن. ۴. هضم سلولی (هضم رابع): این مرحلهٔ اصلی است! سلول‌های بدن، مواد غذایی را می‌گیرند و از آن، عینِ خودشان را می‌سازند. سلول چشم، چشم می‌سازد؛ سلول استخوان، استخوان؛ سلول پوست، پوست. اینجاست که غذا واقعاً «جزء وجود» شخص می‌شود. 🌟 حالا برگردیم به روح انسان: حقیقت روح شما چیست؟ روح شما از سنخ آگاهی و خودآگاهی است. شما هیچ‌وقت خودتان را گم نمی‌کنید، چه در خواب چه بیداری. وقتی حقیقتِ «خود» عینِ آگاهی باشد، غذای این «خود» هم باید از جنس آگاهی و علم باشد. پس هر علمی که به جانت وارد می‌شود، از هضم رابعِ روح تو می‌گذرد و تبدیل به مرتبهٔ وجودی خودت می‌شود. به همین سادگی و به همین عمیقی: مرتبهٔ انسانیّت تو، دقیقاً به اندازهٔ همان علمی است که جذبِ جانت شده است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
حدیث عنوان بصری ۷.mp3
زمان: حجم: 9.7M
جلسه هفتم، حسینیه فخاری ♦️ حجة الاسلام و المسلمين کرمانشاهانی 🔹 حقیقت عبودیت مالک نبودن است. 🔹 ره آورد نخستین:به آسانی انفاق کردن. 🔹 بخشیدن آنچه دوست داری و گذشتن از آن شرط وصول است. 🔹 کار خیر از مرحله اراده در قلب مورد توجه خداست؛ لزوم اخلاص. 🔹 انفاق رهایی از اسارت و تعلق است. 🔹 انفاق موجب برداشتن محدودیتهای وجودی ماست‌. 🔹 انفاق موجب استمرار جریان فیوضات و الطاف الهی در ماست. مدرسه معارفی ذکریٰ: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
اگر علم نور است، ریاضی و فیزیک چه ربطی به خدا دارند؟ شاید بارها شنیده‌اید که «علم نور است». اما واقعاً یعنی چه؟ و مگر ریاضیات و فیزیک و شیمی چه ارتباطی با خدا و ایمان دارند؟ 💡 در یک تعریف عمیق، علم حقیقی، نوری است که از رفع حجاب میان بنده و خدا در قلب می‌تابد. تا وقتی بین تو و حقیقت، پرده‌ای از جهل و غفلت فاصله انداخته، در تاریکی به سر می‌بری. لحظه‌ای که این پرده کنار می‌رود و گوشه‌ای از واقعیت را می‌بینی، نوری به دلت تابیده است. ✨ اینجاست که یک اصل مهم روشن می‌شود: هیچ علم حقیقی‌ای در عالم وجود ندارد، مگر آنکه ذاتاً به خداشناسی ختم شود. چرا؟ چون اگر توحید را باور داشته باشیم — یعنی همه چیز فقط از او و به سوی اوست — آن وقت هر کشفِ حقیقی، پرده‌برداری از یک جلوهٔ الهی است. اگر کسی بگوید علمی دارد که هیچ ربطی به خدا ندارد، یا آن علم واقعاً علم نیست (وهم است)، یا نتوانسته حقیقتِ علم خودش را درست بفهمد. 🔬 پس ریاضیات، فیزیک، شیمی، روان‌شناسی، طب و حتی علوم غریبه چه می‌شوند؟ همهٔ این‌ها اگر واقعاً علم حقیقی باشند، دارند بخشی از نظام تکوین الهی را نشانت می‌دهند. داری با قوانینی آشنا می‌شوی که او در هستی قرار داده؛ پس در واقع داری جمال و حکمت خدا را تماشا می‌کنی. این آیهٔ شگفت‌انگیز، سایهٔ خود را بر تمام علوم حقیقی انداخته است: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» اوست اول و آخر و پیدا و پنهان. یعنی هرچه می‌بینی و می‌فهمی، اوست. ⚠️ اما یک خطر بزرگ وجود دارد! همین علوم اگر خودشان برایت حجاب بشوند، دیگر نور نیستند، ظلمت‌اند. یعنی اگر چنان غرق فرمول‌ها و کشفیات بشوی که یادت برود این‌ها همه نشانهٔ اویند، آن وقت همان چیزی که می‌توانست چشمت را باز کند، پردهٔ جدیدی جلوی چشمت می‌شود. پس نور بودنِ علم، دست خود توست. علمی که تو را به حیرت در برابر عظمت حق بکشاند، نور است. علمی که تو را در خود غرق کند و از دیدن حقیقت بازدارد، حجاب است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا»: راز آرامش مؤمن و سیر بی‌پایان او تا حالا شده از خودت بپرسی چرا بعضی‌ها در بدترین شرایط هم آرام‌اند، اما خیلی‌ها با وجود همهٔ امکانات، مضطرب و سرگردان؟ راز این آرامش در یک کلمه است: «ولایت» تصور کن کودکی در خیابانی شلوغ و پرمخاطره دست در دست مادرش قدم می‌زند. او با وجود همهٔ خطرها، کاملاً احساس امنیت می‌کند. اما اگر مادر چند قدم از او فاصله بگیرد و کودک دستش را رها ببیند، ناگهان وحشت تمام وجودش را می‌گیرد. این امنیت و این وحشت، هر دو از یک جا سرچشمه می‌گیرند: رابطه با «ولیّ». ✨ آیهٔ شریفه می‌فرماید: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» خدا «ولیّ» مؤمنان است. ولیّ یعنی کسی که همه‌کارهٔ توست و تو همهٔ امور خود را به او سپرده‌ای. این ولایت، مخصوص مؤمنان است؛ نه هر مسلمانی. مؤمن کسی است که گم‌شدهٔ خود را یافته است. تودهٔ مردم هر روز به دنبال معشوقی تازه می‌دوند، چند روزی دل می‌بندند، از نقصش مأیوس می‌شوند و سراغ سرابی دیگر می‌روند. اما مؤمن، ربّ خود را شناخته و دلش را فقط به او سپرده است. 🔄 با این ولایت، چه اتفاقی در درون مؤمن می‌افتد؟ وقتی مؤمن دل به ولایت خدا می‌سپارد، سه ساحت وجودش یکپارچه متحول می‌شود: ۱. شناختش: نگاهش به عالم توحیدی می‌شود. ۲. عواطفش: همهٔ دل‌بستگی‌هایش در خدا متمرکز می‌شود. ۳. عملش: رفتارش با رضایت حق تنظیم می‌شود. وقتی هر سه ساحت را تسلیم خدا کرد، خدا هم ولیّ و متولی همهٔ امور او می‌شود. آن وقت است که ملائکه بر او نازل می‌شوند و بشارتش می‌دهند: «أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا». 🌟 سیر بی‌پایان از ظلمت به نور اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. خدا دائماً مؤمن را از ظلمت به نور بیرون می‌آورد. یعنی چه؟ یعنی هر بار که نوری از علم و ایمان به تو می‌رسد، ایمان قبلی‌ات در مقایسه با این نور جدید، تاریکی به حساب می‌آید! درست مثل چراغی که شب‌ها اتاق را روشن می‌کند، اما در برابر نور خورشید، انگار خاموش است. این سیر صعودی، پایانی ندارد. خدا در هر مرحله، حجابی تازه از جلوی چشمت برمی‌دارد و خودش را بیشتر و واضح‌تر به تو نشان می‌دهد. 🗝️ اما شرطش چیست؟ شکر و حراست «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ». اگر قدر این معرفت را بدانی و آن را با عملت پاس بدار، خودِ وجودت را زیاد می‌کنیم. اما اگر بی‌تفاوت باشی، در همین مرتبه متوقف می‌مانی. از این‌رو هرچه بالاتر روی، مراقبت از احوالت ظریف‌تر و دقیق‌تر می‌شود. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
مرده یا زنده؟ مراتب حیات از جماد تا «همج رعاع» شاید فکر کنید «مرگ» یعنی نبودِ حیات. اما در نگاه عمیق قرآنی و فلسفی، مرگِ مطلق وجود ندارد. هر موجودی به تناسب خودش زنده است؛ اما نکته اینجاست: همه چیز نسبت به مرتبهٔ بالاتر از خودش، مرده محسوب می‌شود! 🪨 مرتبهٔ اول: جماد حتی سنگ و خاک هم بی‌شعورِ محض نیستند. جماد نسبت به محیط اطرافش واکنش نشان می‌دهد: انقباض و انبساط، فعل و انفعالات شیمیایی و... این یعنی مرتبه‌ای ضعیف از «ادراک» و «حیات». اما وقتی جماد را با گیاه مقایسه می‌کنیم، می‌گوییم جماد مرده است. 🌱 مرتبهٔ دوم: نبات گیاه کجا و سنگ کجا! گیاه تغذیه می‌کند، رشد می‌کند، تولید مثل می‌کند، در زمستان می‌خوابد و بهار شکوفا می‌شود. این حیات نباتی، همان حیاتی است که جنین انسان هم در ابتدا فقط همین را دارد. اما گیاه با تمام شگفتی‌هایش، نسبت به حیوان مرده است. 🐄 مرتبهٔ سوم: حیوان حیوان «حس» و «حرکت ارادی» دارد. می‌بیند، می‌شنود، می‌ترسد، فرار می‌کند، شکار می‌کند. حتی برخی حیوانات از هوش بالایی برخوردارند و داده‌های محیط را پردازش می‌کنند. جنین انسان هم در چهار ماهگی، روح حیوانی در او دمیده می‌شود (ولوج روح) و از مرتبهٔ نباتی به حیوانی ارتقا می‌یابد. ✳️ اما مرتبهٔ چهارم: انسان انسانِ گرفتار در زندگی روزمره — خوردن، خوابیدن، کار کردن، ازدواج، سرگرمی و حتی هوش بالا — در حقیقت در همان مرتبهٔ حیوانی باقی مانده است. او حیوانی است باهوش‌تر از بقیه. قرآن کریم چنین انسانی را «میت» (مرده) می‌نامد: «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً» آیا کسی که مرده بود و ما زنده‌اش کردیم و به او نوری دادیم... با کسی که در تاریکی‌ها فرو رفته یکی است؟ ✨ حیات انسانی کِی آغاز می‌شود؟ وقتی روح ایمانی در انسان دمیده می‌شود: «أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ». درست مانند ولوج روح حیوانی در چهارماهگی جنین، اینجا هم یک «روح جدید» از جانب خدا به مؤمن افاضه می‌شود که حیاتی کاملاً متفاوت به او می‌بخشد. این روح، علم توحید را می‌فهمد. چیزی که هیچ حیوانی — حتی باهوش‌ترینشان — توان درکش را ندارد. 🦟 «همج رعاع»: پشه‌های سرگردان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تودهٔ مردمِ بدون این نور را «همج رعاع» می‌نامند؛ یعنی پشه‌های ریز و سرگردانی که هر لحظه به سمتی می‌جهند. امروز دنبال پول، فردا دنبال شهرت، پس‌فردا دنبال لذت... اما هیچ‌وقت به مقصد نمی‌رسند: «كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها» اما مؤمنِ دارای نور، صراط مستقیم را می‌بیند و هدفمند در میان همین توده‌ها گام برمی‌دارد: «يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ». ❓حالا از خود بپرسیم: من واقعاً در کدام مرتبه‌ام؟ 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool