eitaa logo
اشعار آیینی محمد عابدی
410 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
126 ویدیو
24 فایل
به اصرار هنردوستان و عاشقان ادبیات، برخی از اشعار آیینی اینجانب محمد عابدی در کانال زیر قرار گرفت تا مورد استفاده عزیزان قرار گیرد. 🔰ارتباط با ادمین @Kara_holding
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🤦🏻🙏🏻 تقدیم به ............... فرستادند را تا به دمید امّید تا که بخشد به چه دارد در سر و دل یک نبی، جز شور آگاهی که سررسیده تا نگردد آدمی گمراه همان که در «» بود و مشتاقِ رسیدن بر ، و با لبی خندان، جهان را ترک می گویند ولی از رفتن آنها نصیب ماست تنها آه ، روشنی‌بخش شبند و ما کویری ها فقط دلخوش به عکس ماهشان هستیم بین چاه ، رودخانه ست و نگاه ، که آخر می کند خود را رها از دست این سینه خود را سپر کرده برای حق و با خود می کند را همدل و همراه قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
برای و که قلبشان در است موشک ها .............. موشک ها شلیک می شوند . . . . . . آدم ها ششلیک می شوند . . . . . . و من شریک می شوم با غم درختانی که از این داغ می سوزند اما کسی آنها را خاموش نمی کند! قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
برخی اشعار آیینی با 👇🏻 تیرها در چله آمد تا به خاک افتاد ماه ابر، درید و بعد از آن، باران گرفت آغوشِ مولا مقتل چندین نفر بوده خون علی، تازه ست بر یوسف قصه یوسف و گرگ است و برادرها خواب آمدم «شعر» کنم را و نشد به لطف دوک نخ ریسی، عبا و می دوخت برای زینبش چادر نمازی قد دنیا داشت چقدر .............. چقدر لِه شده ای تو!؟ چقدر سنگینی!؟ چه کرده اند با تو!؟ حسین می بینی!؟ چقدر روزنه دارد تن و سرت ای ماه!؟ کجاست !؟ ای که چون عرق چینی حسین آنکه به خون غلتید و غارت شد اگرچه تا ابد... آن سبز است! بگو کجاست ، حسین من حسین من!؟ چرا به قتلگاه رفته ساربان، دو مرتبه!؟ تو رفت در آن معرکه... تا من در گوشه ای از «جامه دران» شعر بخوانم دختری جیغی کشید و روی پایش راه رفت بین زائرها سر دعوا شده عاشقان در مدح او از تن می درند با گریز روضه ای، گاهی نجف، کرب و بلاست 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15