eitaa logo
ܭَߊ‌ࡅ߭ܥ‌‌ࡐ‌ࡅ࡙ܨ ܣߊ
1.7هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
2.2هزار ویدیو
26 فایل
ب‍‌س‍‌م‍‌ ال‍‌ل‍‌ه‍‌ ال‍‌رح‍‌م‍‌ن‍‌ ال‍‌رح‍‌ی‍‌م❥ اینجا؟!یه چنل پر از فعالیت گاندویی 😎🍁. شروعمون←٠۳/۴/۱۱🌝✨ پایانمون←شهاادت🌚✨ کپی؟! از فیلم ها مشکلی نیسـت. کپی از رمان؟!خیر @hasti_1389_h
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا.
نامه‌ای در صندوق پست شما افتاده است! تمایل به خوانش دارید؟📮 سلامی معطر با رایحه‌ی رز‌های باغچه🤍 چشم‌هایتان را آزرده خاطر نمی‌کنم و ممنونم از پذیرفتن نامه🩵 به ضیافتِ کلمات دعوتید؛ جایی که هر قصه، جامی است پُر از شرابِ نابِ احساس🪭🍷. نقشه‌ای که پایین‌تر برایتان قرار داده‌ام شما را به دست‌نوشته‌های یک نوجوان که غَرق در سرزمین خیال و تخیل است می‌رساند . . .🕯📜 . "بوده چند روزی میهمان قلعه‌ی احوال و وهم این کاتبِ سرگذشت باشید و در این خلوتِ خیال‌انگیز، هم‌نفسِ قهرمانانِ داستان‌ها شوید . . .☁️🫧" .🫧🦩. نگارنده‌ی روایت‌ها و رقعه‌نویسِ روزگار به انتظار شماست🫧☁️ "اینجا مسافرِ زمان هستیم و تاریخ یکسان عمل نمی‌کند"⏳🕰. https://eitaa.com/joinchat/2836268072C24210e2b22 🔖به رَزم و بزمِ کلمات، خوش آمدید؛ جایی که هر سطر، جانی تازه می‌گیرد🖇. آرمانِ ما: راه گریزی برای دوری از روز‌های عبوس و غمناکِ زیستن🕯🌱 .
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا.
علیها مشکات خواننده مذهبی که دل میبنده به آیتک دختر بی‌بند باری که فرزند یکی از آقازده های معروف کشور 😔'🔥'🤌🏻؛ [بیاببین‌آیتک‌چطوری‌با‌،پسرمذهبۍ‌قصه‌رفتار‌ میکنه😭🤣👋🏻:)!] https://eitaa.com/joinchat/2836268072C24210e2b22
خب خب.. به این مناسبت..(یک کا شدن مون) فردا دو تا پارت میدم😉
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا.
گسترده ساعتی هیژا با جذب +100 و تضمین❤️‍🔥 : https://eitaa.com/joinchat/2606498505C1cec0cfc93
هدایت شده از دلآرامـ | DELARAM
زیارت حرم‌امام‌رضا‌{ع} دلبرخراسانی‌🥲✨🫀 به یاد‌چنل‌های: گاندویی‌ها، عشاق‌الرضا، زهرای‌علی، مهدخت، واهب، قطار128، ره‌روعشق، دختران‌حیدری، نجف‌گالری، ملجا، دلنشین، مانارم‌کالکشن، چنل‌علی‌قلیچ، حامیم‌استار، نیمچه‌عکاس‌مها، مهوا وتمامی عزیزانی که ازقلم‌افتادند🥲🤝🤍 انشاالله امام‌رضابطلبتون‌ 🤍 از طرف چنل : @CafeYadgiry فور کنید انشآلله که برسه به دستشون:)✨🎀
چطورین؟؟
پارت یکی ساعت پنج یکی ساعت ده
ب‍‌س‍‌م‍‌ ال‍‌ل‍‌ه‍‌ ال‍‌رح‍‌م‍‌ن‍‌ ال‍‌رح‍‌ی‍‌م ♡ܝ‌ܦ‌ߊ‌ܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊ‌ܥ‌‌ࡅ߳♡ ٠ احمد: خوب گوش کن امید بری تو اتاق دیگه نه من تو رو میشناسم نه تو من رو پس حق رفتن تو اون رو ندارییی امید: چشم بابا ولی اگه اطلاعات نده...بلایی سرش میارم که خودش بگه غلط کردم! بابا دلم می خواد بکشم.. احمد: تو حالا وایسا اگه نداد هر برایی دوست داری سرش بیار.. سروش: وقتی رسیدم خواستم پیاده بشم که رقیه بیرون بود! رقیه: تو خونه نشسته بودم که سروش زنگ زد و گفت می خواد بیاد سراغم... منم سریع حاضر شدم و چادرم رو پوشیدم و به بیرون رفتم.. یه حسی بهم میگفت بالاخره پیداش کردم.. ولی چرا الان؟؟ چرا الان که رسول تو کما هس؟؟ همون لحظه ماشین سروش رو دیدم.. از ماشین که پیاده شد سریع به سمتش رفتم.. سلااام😁 سروش: سلام.. رقیه جان انگار خیلی عجله داری 🤨 رقیه: سروششششش حق بده!بهم حق بده! بخدا... 🥺 سروش: باشه باشه اروم باش عزیزم... من که هیچی نگفتم.. حالا سوار شو تا بریم.... رقیه: فقط... رسول حالش خوبه؟؟ سروش: چی بگم؛)) هیچ تغیری نکرده!! رقیه: بغض راه گلوم رو گرفته بود... نمیشد دیگه حرف بزنم... بدون هیچ حرفی سوار ماشین شدم.... و به سمت بیمارستان حرکت کردیم.. سروش: وارد بیمارستان شدیم.. به سمت جایی که رسول بود رفتیم.. صحنه ای که دیدیم....🥺 •••••••••••••••••••••••••••• پ ن: چیشدههههه
هدایت شده از بیو کانال چک
https://eitaa.com/Admin_Gando/14710 اقا درسته که دیره ولی مبارک باشه یه کا شدنت رفیق🥲