ܭَߊࡅ߭ܥࡐࡅ࡙ܨ ܣߊ
بسم اللّٰـہ رحمان رحیم ღܝویߊܝღ پارت صد و سی و سوم محمد با عطیه توی یهپاساژ ک
اینم از انگشتر آقا رسول ))
حتی اگه دقت کنید از خود مغازه نجف گالریه.))🤌
وزش باد شدید است و نخم محکم نیست!!
اشتباه است مرا دورتر از این کردن _))
https://eitaa.com/Admin_Gando
هدایت شده از ناشناس گاندویی هاا😎
⭕️قسمتی از پارت های آینده::
زیر لب گفت " کجا رفت این پسر ؟!"
که صدای ضعیفی که داشت ناله میکرد توجه ام رو جلب کرد.. صدا از پشت یه ماشین میومد .. سمت صدا رفتم .. که دیدم پخش روی زمین شده خون کل صورتش رو گرفته بود ... ترسیده گفتم: یا حسین .. چی شدی تو ؟؟!
بی جون تر از اونی بود که حرفی بزنه ..
“در ازدحام دنیا، تنها حرم تو مأمن این جان بیکس است.❤️🩹))
https://eitaa.com/Admin_Gando
خورشید به ماه گفت:
جایمان را عوض کنیم؟
ماه گفت:
آیا میتوانی طاقت بیاری برای کسایی که شب ها گریه میکنند؟
خورشید گفت:
آیا تو میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب میمانند؟ ..
..
https://eitaa.com/Admin_Gando
هدایت شده از ناشناس گاندویی هاا😎
من و بارونی که شدت گرفته .. کلی مداحی و حرف نزده ....