هدایت شده از 𝗥𝗮𝘇 𝗮𝗸𝗵𝗮𝗿𝗶𝗻 𝗻𝗼𝘁𝗲👀🎹
@Cheshmehaysh
بچه ها اگه چنلم پایان زدم بیاین چنل دیلیم 👀💗
همسایه ها عضو بشید بهم بگین اد کنم فور حساب نشه مالک دید پاک بشه ❌
هدایت شده از 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺 𝗛𝗲𝗮𝘃𝗲𝗻🤍
هدایت شده از {نیمـہ اے از قلبم🩵}
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀 Part:3 فرید:عووووووو مبارکا باشههههه حامی: بابا برید بیرون الان همه عالم آدم میفهمنن
چه قشنگگ🥹
حامی جان دعوتش کن نگران نباش✨
هدایت شده از 𝐌𝐎𝐎𝐍 𝐈𝐍 𝐒𝐈𝐋𝐄𝐍𝐂𝐄˚₊‧ ༘⋆
همسایه اگه بد موقع بود بپاک یا جبرانی بده .
همسایه ها زیادن قوانین یادم نمیمونه .
هدایت شده از | Nσʋҽʅ |Rσԋααɱ|
ຖ໐งēl | r໐hคค๓ |
رماט رهام
________________________________
همه دور هم نشسته بودیم..
من دستمو بردم سمت ظرف پاستیل...
اومدم یه پاستیل بردارم که همون لحظه برج زهر مار هم برداشتش...
با حرص گفتم:
+جدی؟
برج زهر مار با پوزخند اعصاب خورد کنی گف:
حامی : هر کی زودتر!
منم بدون حرف، لیوان نوشابه برج زهر مارو برداشتم و یک جرعه خوردم!
با تعجب گف:
حامی: اون لیوان من بود!
شونه ای بالا انداختم...
+هر کی زودتر!
یهو صدای خندهی همه بلند شد.
آراد: شما دوتا یه روز بدون لجبازی همدیگه رو ببینین، همگی رو شام مهمون میکنم!(با خنده)
حامی و ماهلین:اون شروع کرد!
_________________________________
به قلم: پنآة✨
این فقط آغاز داستان بود... ادامهی «رُهام» منتظرته:
@Novel_rohaam