eitaa logo
" زندگانی عالمان "
7.6هزار دنبال‌کننده
247 عکس
94 ویدیو
12 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف تعاملات خود، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مطالب ۴ روز اول هفته: @Movatteoon313 مدیریت و ۳ روز آخر هفته:‌ @MahdiAqayari "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 مانع تشرف؛ بداخلاقی در خانه 🍀 🔹 حضرت علامه (ره) نقل می‌فرمودند: به محضر آقای سید محمدحسن الهی (برادر بزرگوار علامه طباطبایی) که از شاگردان برجسته مرحوم آیت‌الله بودند، مکرر عرض می‌کردم: «وقتی خدمت استاد می‌رسید، از جانب من خواهش کنید که مرا هم در تشرف به خدمت حضرت بقیة‌الله (عج) شریک نمایید و برای من اجازه ملاقات بگیرید.» 🔸 روزی در شهر آمل، بعد از ظهر خواستم استراحت کنم اما بچه‌ها با داد و فریاد مانع شدند. من عصبانی شدم و با آن‌ها تندی و پرخاش کردم؛ ولی بلافاصله پشیمان شدم. عصر به بازار رفتم و مقداری شیرینی و میوه خریدم تا دلشان را به دست آورم، اما باز هم وجدانم آرام نمی‌گرفت و آشفته‌خاطر بودم. 🔹 مدتی بعد در سفری به تبریز با مرحوم سید محمدحسن الهی ملاقات کردم. پیش از آنکه حرفی بزنم، پرسیدم: «پیام مرا به استاد (آیت‌الله قاضی) رساندید؟» ایشان فرمودند: «نامه‌ای در این باره برایت نوشتم که نزد برادرم علامه طباطبایی است. وقتی پیام تو را به آقا عرض کردم، ایشان تأملی کردند و با ناراحتی فرمودند...» 🔸 استاد قاضی فرموده بودند: «ایشان چگونه می‌خواهند این راه را طی نمایند، با آن اخلاقی که نسبت به همسر و کودکان انجام داده و با آن‌ها دعوا کرده‌اند؟! با آن تندی چگونه می‌شود به این رتبه و مقام رسید؟!» آری؛ در این راه، دست‌اندازها و خطرهای زیادی هست و سالک باید همیشه مواظب تمام اعضا و جوارح خود باشد. 📚 فریادگر توحید، ص۱۴۱ به نقل از مردان علم در میدان عمل، ج۵، ص۳۷۷ "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
" زندگانی عالمان "
🍀 آقای قرائتی و پول با برکت 🍀 #حاج_آقای_قرائتی، صاحب «تفسیر نور»، چنین نقل کرد: 🔹 «وقتی کتاب تفسیر
🍀 آقای قرائتی و درخواست عمر بابرکت 🍀 🔹 حجت‌الاسلام والمسلمین برای ادامه تحصیل به عراق عزیمت می‌کنند. ایشان در ایام حضور در نجف اشرف، در کنار مزار مطهر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نذر می‌کنند که چهارده مرتبه قرآن کریم را ختم نمایند. 🔸 ایشان نیت می‌کنند که هر بار ثواب ختم قرآن را به روح مطهر یکی از چهارده معصوم (علیهم‌السلام) هدیه کنند تا خداوند متعال به برکت این کار، عمری با برکت به ایشان عنایت فرماید. 🔹 وی طبق نذر خود، چهارده بار قرآن را ختم کردند و خداوند نیز همان‌گونه که مشهود است، عمری سرشار از برکت و توفیق خدمت در مسیر قرآن به ایشان عطا فرمود. 📚 در محضر عالمان، ص۲۶۴ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
❇️ : 🍂 از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می‌کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می‌شود های بی‌جا و بی‌ فایده است. علاقه به معروفیت و شوق بر سر زبان‌ها افتادن، نشانه و کمبودهای فرد است. 📚 آیت بصیرت، ص۴۳. "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 نقل قضیه ای توسط آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) 🍀 🔺حضرت خراسانی در درس این جریان را نقل کردند: که حاج شیخ در مشهد بودند و زمانی بیمار می‌شوند و در بیمارستان حبیب بستری می‌شوند و مریضی ایشان مقداری طول می‌کشد، روزی دلتنگ می‌شود و خطاب به (ع) می‌گوید: من چهل سال نماز شبم را بالا سر شما خوانده‌ام آیا رواست که عیادتی از من ننمایید؟ 🔺 ناگهان حضرت در اطاق ظاهر می‌شوند و شاخه گلی به او می‌دهند و او خوب می‌شود و دستی که این شاخه گل را گرفته بود به بدن هر بیماری که می‌مالید می‌گرفت. 📚 العین الحُلوة، ص157 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
23.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 معرفی در مدح علیه السلام 🍀 شاعر: سید رضا موسوی هندی eitaa.com/sheraaneh " زندگانی عالمان " 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 پیامد تندی با شاگرد 🍀 🔹 طلبه‌ای از استاد خود سؤالی پرسید و استاد از این پرسش ناراحت شد. برای بار دوم سؤال کرد که: «آقا! من مطلب را نفهمیدم.» این‌بار استاد بیش از پیش به او تندی کرد. پس از پایان درس، طلبه نزد استاد آمد و با تواضع گفت: «من هرگز قصد جسارت به شما را نداشتم.» 🔸 اما استاد با لحنی تندتر گفت: «تو اصلاً به درد طلبگی نمی‌خوری؛ برو و از این مسیر منصرف شو!» آن طلبه دل‌شکسته به حجره بازگشت، به رفیقش که یک «سید» بود حرفی نزد و بدون خداحافظی به شهر خود در شمال رفت و منزوی شد و به کار دیگری مشغول گردید. 🔹 مدتی گذشت و آن استاد از دنیا رفت. رفیقِ سیدِ آن طلبه، شبی استاد را در خواب دید که در آتش می‌سوزد. استاد به او التماس کرد: «به دادم برس که بیچاره شدم! تنها راه نجاتم این است که آن طلبه مرا حلال کند.» ادامه دارد... 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
" زندگانی عالمان "
🍀 پیامد تندی با شاگرد 🍀 🔹 طلبه‌ای از استاد خود سؤالی پرسید و استاد از این پرسش ناراحت شد. برای بار
🔸 سید برای یافتن آن طلبه به علمای شمال نامه نوشت اما جستجویش بی‌فایده بود. در اوج ناامیدی، نامه‌ای به دستش رسید که آدرس طلبه در آن بود. سید سراسیمه نزد او رفت؛ طلبه گفت: «استاد دل مرا شکست و باعث شد من از عالم طلبگی خارج شوم.» 🔹 سید با اصرار و بیان گرفتاری استاد، از او طلب بخشش کرد تا سرانجام طلبه او را حلال نمود. پس از آن، سید دوباره در رؤیا دید که استاد در محضر پیامبر اکرم (ص) است و از آن عذاب دردناک نجات یافته است. 📚 در محضر عالمان، ص۲۶۶ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍀 پاسخگویی در پیشگاه خدا 🍀 🔹 حاج شیخ نوکری به نام کربلایی علی‌شاه (کبلعلی‌شاه) داشت. شبی زمستانی زنی برای کمک گرفتن به درب خانه حاج شیخ می‌آید و به کبلعلی‌شاه می‌گوید: «من شوهرم را از دست داده‌ام و چند بچه از او برایم مانده است، در خانه چیزی برای خوردن نداریم و زغال هم برای گرم کردن باقی نمانده است.» 🔸 کبلعلی‌شاه می‌گوید: «حالا برو فردا بیا تا فکری برایت بکنیم.» حاج شیخ عبدالکریم حائری این گفتگو را می‌شنود و نوکرش را صدا می‌زند و درباره ماجرا پرس‌وجو می‌کند؛ کبلعلی‌شاه هم جریان را می‌گوید. 🔹 حاج شیخ می‌گوید: «اگر این زن راست بگوید و ما او را دست‌خالی روانه‌اش کنیم و او و فرزندانش با شکم گرسنه در این سرمای زمستان سر بر بالین بگذارند، جواب خدا را چه خواهیم داد؟» 🔸 لذا دستور می‌دهد نان و غذا و زغال و لوازم مورد نیاز را به منزل آن خانم ببرند و تحویل آنان بدهند. 📚 سرگذشت و خاطرات آل‌طه، ص۱۶۶ "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 درخواست دوستی از علیه السلام 🍀 🔹 حاج هادی خان صنمی ابهری نقل کرده است: «در سفری که به مشرف شدم، چند روزی که در اشرف مشغول زیارت امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودم، کسی را نیافتم که با او بنشینم و درد دل کنم تا تسکین پیدا کنم. 🔸 روزی به مطهر رفتم و مدتی در حرم نشستم، اما خبری نشد. به خدمت حضرت عرض کردم: مولی جان! ما مهمان شماییم، چند روز است من در نجف می‌گردم کسی را نیافتم حاشا به کرم شما! 🔹 از حرم بیرون آمدم و بدون اختیار در بازار «» وارد شده و به سوی مدرسه مرحوم (رحمه‌الله‌علیه) سپار گردیدم و در صحن مدرسه روی سکویی که در مقابل حجره‌ای بود نشستم. ادامه دارد "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
" زندگانی عالمان "
🍀 درخواست دوستی از #امیرالمؤمنین علیه السلام 🍀 🔹 حاج هادی خان صنمی ابهری نقل کرده است: «در سفری که
🔸 ظهر شده، دلم از حجره مقابل واقع در طبقه بالای مدرسه، شیخی زیبا و با طراوت و زنده دل خارج شد و از همان‌جا به بام مدرسه رفت و اذان گفت و برگشت. همین که خواست داخل حجره شود چشمم به صورتش افتاد، دلم در اثر اذان دو گونه‌اش مثل دو پاره نور می‌درخشید. وی درون حجره‌اش رفت و در را بست.» 🔹 من شروع کردم به گریه و عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! پس از چند روز یک مرد یافتم، او هم به من اعتنائی نکرد. 🔸 فوراً شیخ در حجره را باز کرد و رو به من نمود و اشاره کرد: بیا بالا! از جا برخاستم و به طبقه فوقانی رفته و به حجره‌اش وارد شدم. هر دو یکدیگر را در آغوش گرفتیم و مدتی گریه کردیم. سپس به حال سکوت مدتی نشستیم و همدیگر را تماشا کردیم و بعد از هم جدا شدیم. 🔹 این شیخ روشن‌ضمیر که دارای ملکات فاضله نفسانی بوده، مرحوم ـ أعلی‌الله مقامه ـ بوده است. 📚 فریادگر توحید، ص۷۵ "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 کرامتی از میرزای قمی (ره) 🍀 آیت الله مصباح یزدی(ره): ▪️حضرت آيت‌الله بهجت (ره) درباره يكى از كرامت‌هاى مرحوم ميرزای قمی در زمان حيات او مى‌فرمود: شخصى كه مقابل مقبره مرحوم ميرزاى قمى اعلى الله مقامه دفن شده، از‌ اهالى بوده است. وى زمان حياتش با كاروانى از قفقاز كه در آن دوران، در قلمرو ايران بوده است، جهت انجام مراسم حج، عازم مكّه معظّمه مى‌شود. پس از زيارت خانه خدا و انجام مراسم حج، قدرى سوغات مى‌خرد و در هميانش مى‌گذارد و به جدّه مى‌رود و بر كشتى سوار مى‌شود تا به ايران بازگردد. از بدِ حادثه، هميان و سوغات و پول‌هاى داخل آن و ساير وسايلش در دريا مى‌افتد و او هرچه مى‌كوشد، موفّق نمى شود آن‌ها را از آب خارج سازد. ▪️به شدّت ناراحت و افسرده مى‌شود و چون دل پاك و باصفايى داشته است، خود را به مى‌رساند و به حرم حضرت على(عليه السلام) مى‌رود و پس از زيارت به حضرت عرض مى‌كند: من هميانم را از شما مى‌خواهم. شب در حالت خواب، حضرت به او مى‌فرمايد: «‌برو هميانت را از ميرزاى قمى بگير‌»... ...