❖ نقد بیعقلی محض؛ چطور به دنیایی رسیدیم که رفتارهای ترامپ در آن عادی به نظر میرسد؟
❃ از یک لحاظ، دوره اول ریاستجمهوری ترامپ با دوره دوم آن تفاوتی فاحش دارد: آنچه در دوره اول شوکهکننده به نظر میرسید، حالا به قاعده تبدیل شده. وقتی ترامپ تازه در سال ۲۰۱۶ رئیسجمهور شده بود، کسی باور نمیکرد یک سیاستمدار، اینقدر راحت دروغ بگوید. در همان دوره بود که مفاهیمی مثل «پساحقیقت» رواج یافت. اما در دوره دوم، گویی دیگر همهچیز ممکن است. ترامپ امروز مینویسد: «بسیار بعید» است آتشبس با ایران را تمدید کند، فردا بیانیه میدهد که تا مدتی نامعلوم آتشبس را تمدید کرده است.
❃ ویلیام دیویس در یادداشت جدیدش در گاردین، تلاش کرده است وضعیتِ دوره دوم ترامپ را تحلیل کند. او مینویسد: در سالهای پس از ۲۰۱۶، ترامپ حملهای گسترده را علیه رسانههای حرفهای آغاز کرد که بسیاری اوقات بااتهامزنیهای واهی همراه بود. رسانههای حامی ترامپ نیز این روند را تقویت کردند و انتقادها و هشدارهای عقلانی نیز نتوانستند با تأثیر این حملات مقابله کنند. اما اکنون، پس از گذشت یک دهه، مسأله صرفاً تحریف حقیقت نیست؛ زیرا بسیاری معتقدند که سیاست وارد مرحلهای شده که در آن «بیعقلی محض» فرمانروایی میکند.
❃ دوره دوم ترامپ مملو از مثالهای «بیعقلی محض» در سطوح مختلف قدرت است: آوردن چهرهای مثل ایلان ماسک در جلسات هیئت دولت را در نظر بگیرید، تا پافشاریهای احمقانه بر سیاستی مثل جنگهای تعرفهای که نهتنها سود مشخصی نداشت، بلکه بسیار زیانبار بود. حتی در حوزههایی مانند بهداشت عمومی، زمام امور به دست کسی سپرده شد که یکی از بدنامترین مخالفان واکسیناسیون به شمار میرفت. این روند نشان میدهد که بیعقلی دیگر صرفاً حرفی نیست که در دهان مردم بچرخد، بلکه به ساختارهای رسمی تصمیمگیری در آمریکا نفوذ کرده است.
❃ در مواجهه با این وضعیت سرسامآور معمولاً دو سبک توضیح ارائه میشود: گروهی تلاش میکنند چنین رفتارهای ظاهراً بیمنطقی را در قالب نظریههای پیچیده توضیح دهند؛ برای مثال میگویند جنگ تعرفهها در واقع نمایشی پیچده است برای برهمزدن نظم جهانی پیشین و مقابله با رقبای آمریکا. گویی پشت هر اقدام دیوانهوار ترامپ طرحی پنهانی وجود دارد که در نهایت آن را عقلانی جلوه میدهد. اما این رویکرد خطرناک است، زیرا بیعقلی را، بهاشتباه، عقلانی میکند و به این ترتیب، به تداوم آن یاری میرساند.
❃ از طرف دیگر، برخی نیز همهچیز را به خصوصیات فردی یا روانی ترامپ و اطرافیان او تقلیل میدهند و سراغ شخصیتشناسی یا روانشناسی میروند. آنها میگویند اگر ترامپ به رقبایش برچسبها واتهامهای ناروا میزند، یا پشت سر هم دروغ میگوید، دلیلش شخصیتِ خودشیفته اوست. یا اگر وزیر دفاع او، پیت هگست، تصمیمات نظامی اشتباه و پرهزینه میگیرد، بهدلیل ناکامیهای او در دوران خدمت نظامی خودش است. هر دوی این نگاهها ناکافیاند، زیرا مسأله اصلی، یعنی «ساختارهای اجتماعی» را نادیده میگیرند.
❃ بیعقلی را نباید صرفاً به افراد نسبت داد، مخصوصاً وقتی در ابعادی چنین عظیم خودش را نشان میدهد. آندره اسپایسر و متس آلوِسون در کتاب «پارادکس بیعقلی» آن را ویژگیای از سیستمهای اجتماعی میدانند که میتواند گاهی اوقات کارکردی باشد. اما بیعقلی دولت ترامپ بیشتر به حملهای آگاهانه به نهادهای تولید دانش -مثل دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی- شباهت دارد. برای فهم بیعقلیِ امروز شاید آرنت بیشتر به کار بیاید. او در سال ۱۹۵۳ نوشت: «رشد بیمعنایی با ازدسترفتن عقل سلیم همراه است».
❃ از نظر آرنت، بیمعنایی نوعی وضع اجتماعی است و علاج آن را هم باید از سطح اجتماعی جستجو کرد. آرنت میگفت توتالیتاریسم مهمترین عامل گسترش بیمعنایی است، چون توتالیتالیسم با فروپاشی ساختار سنتی جامعه، سازوکارهای رایجِ عقلانیت، یعنی همان «عقل سلیم» را از بین میبرد و آدم را «تنها» و «منزوی» میکند. اما به تعبیر ویلیام دیویس، در غرب -مشخصاً در آمریکا- توتالیتاریسم هیچگاه به پیروزی نرسید. پس عقلانیت نیز به توتالیتاریسم نباخت، بلکه «جایش را به سیستمهای غیرشخصی و فوقهوشمندِ جمعآوری و تحلیل دادهها سپرد».
❃ دیویس میگوید مفهوم «بازار»، آنچنان که هایک و شاگردانش از نیمه قرن بیستم ترویجش کردند، یکی از این سیستمهای غیرشخصی و فوقهوشمند بود که «کارکرد اصلیاش سازماندهی به دانش در جامعه بود». به عبارت دیگر، آنها میگفتند: مهم نیست اگر تک تک افراد اشتباه کنند، در نهایت، بازار کار درست را انجام خواهد داد. اگر این اعتقاد را به زبانِ امروزی ترجمه میکنیم، معنیاش این خواهد بود که مهم نیست اگر ترامپ تصمیمهای احمقانه میگیرد، چون در نهایت استلزماتِ بازار اشتباهات او را تصحیح خواهد کرد.
❃ رهبران هوشمصنوعی سیلیکونولی هم نکتهمشابهی را درباره هوشمصنوعی میگویند: مهم نیست حرفی که میزنید راست باشد یا دروغ، جدی باشد یا شوخی، محترمانه باشد یا مبتذل، در نهایت الگوها و میزان تکرار و همنشینی کلمات مهم است. دیویس میگوید نباید تعجب کرد اگر در چنین جهانی «بیعقلی» به پیروزی برسد. زیرا قوه قضاوت فردی و شأن انسانی بهشکلی بیسابقه ضعیف شده است. از نظر او، آنچه نیاز داریم نوعی «درک راستین» است که به گفته آرنت، از طریق «تخیل انسانی» ممکن میشود.
▫️آنچه خواندید برگرفته از نوشتار «نقد بیعقلی محض: راهنمایی برای فهم نسخه جدید ترامپ» است که در شماره ۳۷ مجله ترجمان منتشر شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امت_مبعوث | #مقاومت_تمدنی | #متابعت_تمدنی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
#عقلانیت | #بازخوانی_تراث | #ایران_تمدنی
❖ #جزوه | عقلانیت، ارزش و آینده ایران تمدنی
🖋 استاد ثمره صفی خانی
•
•
•
•
༺ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه ༻
https://eitaa.com/joinchat/2315124922C2faae9826b
عقلانیت ارزش و آینده ایران تمدنی.pdf
حجم:
747.7K
❖ #جزوه | عقلانیت، ارزش و آینده ایران تمدنی
🖋 استاد ثمره صفی خانی
•
•
•
•
༺ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه ༻
https://eitaa.com/joinchat/2315124922C2faae9826b
❖ حقوق دانشمندان مختلف تعیین شده توسط خواجه نصیرالدین طوسی در مرکز علمی مراغه:
❃ فیلسوف: ۳درهم
❃ پزشک: ۲درهم
❃ فقیه: ۱درهم
❃ مُحَدِّث: نیم درهم
▫️ابن کثیر/ البدایه و النهایه/ جلد۱۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#تحول_علوم_انسانی | #تحول_حوزه_علمیه
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
❖ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹امتداد حکمت ناظر به علوم انسانی اسلامی
🔸اصـول و مبانی حکمت عملی
از دیــــــدگــــاه ابــــن سینــــــــــــــــــــا
🎙استاد دکتر حسام الدین شریفی
💻 برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام
•
•
•
•
༺ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه ༻
https://eitaa.com/joinchat/2315124922C2faae9826b
مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه
❖ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند! 🔹امتداد حکمت ناظر به علوم انسانی اسلامی 🔸اصـول و مب
❖ ضرورت توجه به اصول و مبانی حکمت عملی ابن سینا
❃ حکمت عملی در نظام فلسفی ابنسینا، فراتر از مجموعهای از توصیههای اخلاقی، تدبیر عقلانی حیات در ساحت اخلاقی، تدبیر منزل و سیاست مُدن است. برای اندیشهورزانی که در پی نوآرایی ایران تمدنی هستند، این رویکرد به مثابه یک نقشه راه بنیادین عمل میکند؛ چرا که ابنسینا با پیوند زدن سعادت دنیوی به کمال اخروی، نظام سیاسی و اجتماعی را بستری برای شکوفایی قوای انسانی میداند. در واقع، حکمت عملی نزد او نه صرفاً یک فن، بلکه دانشی است که ابعاد مختلف زندگی را ذیل یک غایت متعالی سامان میبخشد و از پراکندگی و تناقض در ساحت عمل اجتماعی جلوگیری میکند.
❃ اهمیت استراتژیک این حکمت برای بازسازی تمدنی، در نظمبخشی به کنشگری انسان ایرانی نهفته است. در شرایطی که جامعه با بحرانهای ناشی از گسست میان سنت و مدرنیته روبروست، ابنسینا با تأکید بر فضیلتمحوری و عدالت اجتماعی، الگویی از تعادل را پیشنهاد میدهد که در آن مدیریت مدنیت منوط به درک دقیق از طبیعت انسانی و جایگاه او در نظام هستی است. این دیدگاه به نوآرایان کمک میکند تا به جای تقلید کورکورانه از مدلهای مدیریتی وارداتی، نظامی بومی برآمده از شناخت دقیق ظرفیتهای عقلانی و اخلاقی جامعه خویش را تدوین کنند.
❃ علاوه بر این، ابنسینا در حکمت عملی بر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط تأکید ویژهای دارد؛ اصلی که برای یک پروژه تمدنی در دوران گذار، حیاتی است. نوآرایی تمدنی بدون وجود یک چارچوب سنجیده که بتواند میان ثبات ساختاری و پویایی نوآورانه تعادل برقرار کند، محکوم به شکست یا دچار شدن به هرجومرج است. حکمت عملی سینوی با ارائه معیارهایی برای تشخیص خیر از شر و مصلحت از مفسده، به کارگزاران تمدنی ابزاری میدهد تا بتوانند در مواجهه با چالشهای پیچیده معاصر، تصمیماتی مبتنی بر حکمت نه صرفاً منفعتطلبی آنی اتخاذ کنند.
❃ حکمت عملی ابنسینا پیوندی عمیق با هویتبخشی به کنشهای تمدنی دارد. برای کسانی که به احیای ایران تمدنی میاندیشند، این حکمت منبعی برای استخراج اصول حاکم بر مدیریت جامعه و قدرت است تا مسیر آبادانی، نه در مسیر بیگانگی، بلکه در تداوم سنت حکمی این سرزمین تعریف شود. با بهرهگیری از منطق درونی این حکمت، نوآرایی تمدنی نه یک پروژه تکنوکراتیک، بلکه فرآیندی ارگانیک و اصیل خواهد بود که عقلانیت حکمی را به عنوان موتور پیشران تحولات اجتماعی در کانون توجه قرار میدهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امتداد_حکمت | #تحول_علوم_انسانی | #تحول_علم
📲 https://eitaa.com/AyeSchool